rvanshnasi

تمرین های ساده برای افزایش تمرکز و دقت که باید امتحانشان کنید

تمرکز بستگی به توانایی تمرکز دارد. توسعه تمرکز کار آسانی نیست، زیرا به تعدادی از عوامل شامل محیط بیرونی و طرز فکر خودتان بستگی دارد. تمرکز اساساً تربیت ذهنی شما برای بهبود تمرکز است با این حال, ذهن تمایل دارد در برابر تلاش های شما در برابر آزادی خود مقاومت کند.

 

با چند دقیقه تمرین برای بهبود تمرکز که در این بخش از نمناک خواهیم گفت قادر خواهید بود که ذهن تان را منظم کنید و در نتیجه تمرکز خود را افزایش دهید.قبل از انجام این تمرین ها, اول از همه باید جایی پیدا کنید که بدون هیچ مزاحمتی بتوانید تنها باشید.

می توانید چهارزانو روی زمین یا روی یک صندلی با ستون فقرات خود بنشینید. چند نفس عمیق بکشید و سپس بدن خود را آرام کنید، تا توجه خود را به آن معطوف کنید. برای شروع تمرین می توانید این تمرینات را به مدت 10 دقیقه تمرین کنید و بعد از چند هفته تمرین طولانی تر کنید.

بهترین تمرینات خانگی برای افزایش قدرت تمرکز و دقت

تمرین های تمرکزی:

تمرین 1:

یک کتاب یا مجله را بردارید و تعداد کلمات در یک پاراگراف را بشمارید. دوباره آن ها را بشمارید تا مطمئن شوید که درست شمارش کرده اید. می توانید با یک پاراگراف شروع کنید و همانطور که به آن عادت می کنید, به شمردن کلمات در دو پاراگراف ادامه دهید.

سپس به شمردن کلمات روی کل صفحه ادامه دهید. دقت کنید که بدون اشاره کردن انگشت به هر کلمه, ذهن را به صورت ذهنی و تنها با چشم خود انجام دهید. این، یکی از ساده ترین تمرین های مغز برای بهبود تمرکز است.

تمرین 2:

ورزش دیگری برای افزایش تمرکز در ذهن شمارش از صد تا یک است. زمانی که این کار را می کنید, سعی کنید از صد به یک حساب کنید، اما این بار سه عدد را حذف کنید مثل:100- 97- 94- 91- 88 و ...

 

تمرین 3:

یک کلمه الهام بخش یا یک صدای ساده را انتخاب کنید و در ذهن خود به آن فکر کنید و آن را برای چند دقیقه در ذهن تان تکرار کنید. زمانی که ذهنتان شروع به تمرکز بر روی آن کرد, به مدت 10 دقیقه بدون وقفه حرکت کنید.

تمرین 4:

سعی کنید حداقل سه دقیقه افکار خود را سرکوب کنید. این کار خیلی سخت به نظر می رسد، اما با تمرین منظم می توانید این کار را انجام دهید. با یک دقیقه شروع کنید و به تدریج زمان را افزایش دهید. سعی کنید بدون در نظر گرفتن فکر در ذهن خود, برای چند دقیقه خالی بمانید. این یکی از سخت ترین تمرین ها برای تمرکز است.

 

تمرین 5:

صاف روی یک صندلی بنشینید, سرتان را بالا بگیرید و شانه ها را عقب بکشید. بازوی راست خود را تا سطح شانه بالا ببرید و به سمت راست خود اشاره کنید. به اطراف نگاه کنید, سرتان را تکان دهید و نگاه خود را به انگشتان خود ثابت کنید.

در حین انجام این کار, دست هایتان را کاملاً بی حرکت نگه دارید. این تمرین را با دست چپ خود تکرار کنید.زمانی که بتوانید دست هایتان را کاملاً ثابت نگاه دارید, طول زمان را افزایش دهید تا با هر بازوی خود به 10 دقیقه برسید.

راحت ترین موقعیت این است که دست تان را به سمت پایین بچرخانید وقتی که باز است. اگر بتوانید به نوک انگشتان خود نگاه کنید, قادر خواهید بود بگویید که آیا دست شما کاملاً بی حرکت است یا خیر.

تمرین 6:

هدف از این تمرین بهبود تمرکز است. یک میوه مانند سیب, موز یا یک پرتقال در دست داشته باشید و از هر طرف آن را بررسی کنید و توجه خود را بر آن متمرکز کنید. با افکار نامربوط که ممکن است در ذهن و یا افکار مربوط به میوه مانند بقالی که آن را خریداری کرده اید, منتقل نشود, ارزش غذایی آن باید آرام بماند و تمام این افکار را نادیده بگیرید. تمام توجه خود را به میوه بدون فکر کردن به چیز دیگری معطوف کنید و شکل, مزه, بو و احساس لمس آن را بررسی کنید.

تمرین 7:

یک لیوان را پر از آب کنید. دست هایتان را به طور مستقیم در مقابل خود قرار دهید و با انگشت هایتان آن را بگیرید. حالا چشم خود را بر روی شیشه بگذارید و تمام توجه خود را روی آن متمرکز کنید.

در حین انجام این کار سعی کنید دستتان را چنان محکم نگه دارید که هیچ حرکت قابل ملاحظه ای نباشد. این کار را یک دقیقه انجام دهید و سپس به تدریج آن را به پنج افزایش دهید. این تمرین باید با یک بازو و سپس با دیگری انجام شود.

 

تمرین 8:

یک شی ساده کوچک مانند قاشق, چنگال, فنجان یا یک لیوان را بردارید. حالا روی یکی از این اشیا تمرکز کنید و بدون هیچ کلمه ای در ذهن خود به آن نگاه کنید.

تمرین 9:

زمانی که در تمرین های فوق مهارت پیدا کردید، می توانید این تمرین را امتحان کنید. یک شکل هندسی کوچک از حدود یک سانت ابعاد, مانند یک مثلث, مستطیل یا یک دایره بکشید. آن را با هر رنگی که می خواهید رنگ کنید و سپس با نگاه کردن به شکل شما و هیچ چیز دیگری روی آن متمرکز شوید.

وارد شدن هر گونه افکار نامربوط و یا حواس پرتی را نادیده بگیرید. توجه خود را فقط بر روی شکل متمرکز کنید و سعی نکنید چشم ها را فشار دهید. وقتی این کار را کردید، می توانید سعی کنید تصویرش را با چشمان بسته تان تجسم کنید. اگر ظاهر شی را فراموش کردید, چشمان خود را برای چند ثانیه باز کنید, نگاه کنید و سپس چشم هایتان را ببندید.

تمرین 10:

با نشستن بر روی یک صندلی راحت شروع کنید و ببینید که چه مدت می توانید بمانید. این ممکن است آسان به نظر برسد، اما در ابتدا خیلی سخت است. تنها کاری که باید بکنید این است که توجه خود را به نشستن متمرکز کنید.

مطمئن شوید که هیچ حرکتی غیر ارادی انجام نمی دهید. می توانید با نشستن در یک موقعیت آرام برای چند دقیقه شروع کنید. به تدریج زمان را به چند دقیقه و سپس به 10 دقیقه افزایش دهید.

تمرین 11:

صندلی خود را بردارید و دست هایتان را روی آن قرار دهید, مشت ها را گره کرده و پشت سر روی میز قرار دهید تا انگشت شست بر روی انگشتان دو برابر شود. حالا به دقت به مشتتان نگاه کنید و سپس به تدریج شست خود را باز کنید.

در حین انجام این کار, تمام توجه شما باید بر روی این عمل متمرکز باشد طوری که انگار خیلی مهم است.پس از این کار, اولین انگشت خود را تا زمانی که همه آن ها را باز کنید, ادامه دهید.سپس فرآیند را معکوس کنید.

این تمرین باید با یک دست انجام شود و سپس با دست دیگر تکرار شود. می توانید آن را در عرض چند روز به ده برابر افزایش دهید.

تمرین 12:

این تمرین به شما این امکان را می دهد که از درون تمرکز کنید. با دراز کشیدن و شل کردن کامل ماهیچه های خود شروع کنید. حالا بر ضربان قلب خود تمرکز کنید، بدون اینکه به چیز دیگری توجه کنید. به قلب و نحوه پمپاژ خون به هر بخش بدن فکر کنید.

در حالی که این کار را انجام می دهید, سعی کنید خون را تجسم کنید که قلب شما را ترک می کند و در یک مسیر درست روی پنجه پا جریان می یابد. به عکس دیگری که از خون جاری می شود فکر کنید. بعد از انجام این تمرین می توانید خون عبوری از سیستم خود را احساس کنید.

تمرین 13:

روی یک صندلی راحت بنشینید و کمر خود را صاف کنید. حالا یک انگشت را به سمت راست بینی تان فشار دهید و نفس عمیقی بکشید. تا ده بشمارید, نفس را به آرامی بکشید و از سوراخ سمت راست بینی به اندازه ده بشمارید. این تمرین را با سمت دیگر بینی تکرار کنید. این تمرین باید حداقل سه بار تکرار شود.

 

تمرین 14:

در مقابل آینه بایستید، دو علامت را روی یک سطح با چشم خود روی آینه قرار دهید و آن ها را به عنوان دو چشم انسان تصور کنید که به شما نگاه می کنند. در ابتدا ممکن است کمی پلک بزنید، اما بدون حرکت، سر خود را صاف نگاه دارید.

تمام افکار شما باید متمرکز بر نگاه داشتن سر و اجتناب از افکار دیگر در ذهن تان باشد. حالا سر، چشم ها و بدن خود را باز نگه دارید، فکر کنید که شما به یک کسی که به او اعتماد دارید، نگاه می کنید. اطمینان حاصل کنید اتاقی که در آن ایستاده اید، تهویه مناسبی دارد.

نفس عمیق خود را در مقابل آینه تمرین کنید. شما احساس خواهید کرد که هر سلول به هر سلول دیگر نفوذ می کند، دارای احساس آرامش و قدرت می شوید و باعث می شود بیشتر تمرکز کنید. این تمرین باید برای 3 دقیقه انجام شود.

تمرین 15:

این تمرین با تمرکز بر صداها در ارتباط است. در زندگی روزمره ما صداهای مختلفی می شنویم. سعی کنید بر روی یک صدای خاص تمرکز کنید. سپس به صداهای زیاد دیگری مانند صدای پرنده ها تمرکز کنید.

دوباره به صدای دیگری گوش دهید، مانند صدای ترافیک. ادامه دهید تا بین صداها بعد از تمرکز بر روی یک صدا برای یک دقیقه تغییر دهید. این تمرین همچنین می تواند با تمرکز بر روی شخص یا چیزی که ایجاد صدا و تغییر جهت دادن بر روی دیگری ایجاد می کند، به صورت بصری انجام شود.

تمرین 16:

نقاشی و رنگ کردن فعالیت های بسیار مفید و زیادی برای حفظ آرامش مغز و تحریک خلاقیت هستند. همچنین ق را بهبود می بخشد. از آنجا که این وظیفه ای است که مستلزم تمرکز کامل در حین حرکت در مورد آن است، رنگ کردن، قدرت تمرکز فرد را بهبود می بخشد و همانطور که در این بخش از نمناک گفته شده است این کار ذهن را درگیر یک فعالیت واحد می کند.

کودکان و بزرگسالان از کارهای خلاقانه ای مانند طراحی، نقاشی و رنگ آمیزی بهره می برند. در متن زیر پنج تمرین آورده شده است که می تواند به شما در افزایش تمرکزتان کمک کند.

تمرین ذهنی برای افزایش تمرکز:

1.تمرین ذهنی و روحی:

یک شی را در مقابل خود قرار دهید و شروع به تمرکز بر روی آن کنید. تا آنجا که می توانید به آن شی خیره نگاه کنید. زمانی که ذهن شما شروع به پرسه زدن می کند، افکاری را که باخود می آورد را بررسی کنید.

هرچه زمان بیشتری بتوانید بر روی آن تمرکز کنید، تمرکز حواستان بیشتر افزایش خواهد یافت. این به نوبه خود، توانایی های تمرکز شما را افزایش می دهد. همچنین می توانید بر روی تنفس خود نیز تمرکز کنید.

2.تمرین موسیقی:

موسیقی مورد علاقه خود را بنوازید یا پخش کنید و به دقت به آن گوش دهید. دقت کنید که این موسیقی چه احساسی به شما می دهد. چه احساسی باعث بیرون آمدن آن می شود؟ اگر برخی از خاطرات بیرون می آیند، آن خاطرات باعث می شوند شما چه چیز را احساس کنید؟ شما حتی می توانید با احساسات خود درگیر شوید تا بدانید آن ها تا کجا شما را خواهند برد.

3.تمرین دست:

دست هایتان را به مدت 10 ثانیه محکم کنید و بعد آن ها را رها کنید. حالا بر روی این که دستان شما چه احساسی دارند و تا زمانی که می توانید تمرکز کنید، تمرکز کنید.

4.حس بویایی:

بو کشیدن کمی تندی از قبیل دانه قهوه، عطر و غیره را امتحان کنید. حالا به چیزی که این بو به بینی و یا مغز شما می دهد، توجه کنید و ببینید چه احساسی آنها را زنده می کند.

5.تمرین فیلمی:

در حالی که تماشای یک فیلم به نحوه جذب شدنتان به فیلم توجه می کند. دقت کنید که چه احساسی در این فیلم وجود دارد و یک یادداشت از آن بردارید.

۱۰ دلیل افزایش وزن سریع

چاقی

به گزارش مشرق، معمولاً بیشتر مواقع دچار اضافه وزن می‌شوید بدون اینکه دلیل آن را بدانید؟

اگر قبلاً فرد لاغری بوده‌اید و در عرض چند ماه گذشته کاری انجام نداده‌اید و وزن اضافه کرده‌اید حتماً متعجب هستید و از خود می‌پرسید چرا چنین اتفاقی روی داده است! شما غذاهای سالمی می‌خورید، به کلاس‌های ورزشی می روید، آب زیادی می‌نوشید اما باز هم چاق می‌شوید و دلیلی برای آن ندارید. با اینکه ورزش کردن و خوردن غذاهای سالم می‌تواند برای کاهش چربی‌های شکمی مفید باشد اما موارد دیگری نیز وجود دارد که باعث افزایش اندازه دور کمرتان می‌شود. بیشتر این موارد خارج از کنترل شما هستند اما زیاد نگران نباشید.

در این مقاله قصد داریم ۱۰ مورد از دلایلی که باعث افزایش وزن ناگهانی می‌شود را با هم مرور کنیم. پس همراه ما باشید.

غده تیروئید شما به درستی کار نمی‌کند:


همانطور که می‌دانید تیروئید غده پروانه‌ای شکلی در گردن است که بالای سیب آدم قرار دارد و طیف وسیعی از عملکردهای بدن همچون متابولیسم را تنظیم می‌کند. اما برخی از اوقات به دلایل گوناگون، غده تیروئید ممکن است فعالیت کافی نداشته باشد.

در چنین شرایطی که به آن کم کاری تیروئید می‌گویند، وزن افزایش پیدا می‌کند. بدترین بخش ماجرا این است که چنین شرایطی اغلب به آهستگی توسعه پیدا می‌کند و به همین خاطر بیشتر افراد متوجه نشانه‌های بیماری نمی‌شوند.

اگر مشکلات تیروئیدی مقصر اصلی افزایش وزن شما باشد، ورزش کردن یا داشتن رژیم غذایی مناسب نمی‌تواند کمکی به کاهش وزن شما بکند.

این کار را بکنید: در این شرایط بهتر است از یک پزشک متخصص کمک بگیرید. اگر به طور ناگهانی وزن اضافه کردید و دلیلی برای آن نداشتید بهتر است عملکرد غده تیروئید خود را مورد بررسی قرار دهید. استفاده از دارو می‌تواند شرایط موجود را بهبود ببخشد.

غذاهای سالم را بیش از اندازه مصرف می‌کنید:


زمانی که می‌خواهید وزن کم کنید اندازه غذاهای سالمی که مصرف می‌کنید نیز از اهمیت بسیار زیادی برخوردار خواهد بود. دلیل این امر بسیار ساده است. بیشتر غذاهای مقوی همچون آووکادو، جوی دوسر، کینوا، شکلات تلخ، آجیل‌ها و کره آجیل‌ها زمانی که بیش از حد مصرف می‌شوند می‌توانند به افزایش وزن منجر شوند.

این کار را بکنید: زمانی که مواد غذایی سالم همچون میوه و سبزیجات را می‌خورید در مصرف ان ها زیاده روی نکنید. دفعه بعد، زمانی که خواستید وعده غذایی خود را آماده کنید به خاطر داشته باشید که باید اندازه وعده غذایی را کنترل کنید. اندازه کره آجیل یا پنیرها نباید بزرگ‌تر از توپ پینگ پونگ باشد. اندازه صحیح برنج و پاستا یک مشت است. گوشت بدون چربی باید اندازه یک کارت بازی کوچک باشد. تبعیت از قوانین پیشنهادی می‌تواند در کاهش وزن مفید باشد.

آب کافی در بدن خود ندارید:


مطالعات انجام شده نشان می‌دهد نوشیدن دو فنجان آب قبل از هر وعده غذایی می‌تواند سرعت افزایش وزن را به طور قابل توجهی کاهش دهد. به همین خاطر ننوشیدن آب کافی می‌تواند اثر معکوسی بر روی وزن داشته باشد. آب می‌تواند در حفظ دمای بدن مفید باشد و قادر است شما را سیر نگه دارد.

ننوشیدن آب کافی می‌تواند به افزایش خوردن منجر شود و در نهایت کالری‌های ورودی به بدن را بیشتر نماید. زمانی که بدن شما آب کافی ندارد، نمی‌تواند وظایف خود را به درستی انجام دهد.

این کار را بکنید: تا جایی که می‌توانید در طول روز آب کافی مصرف نمائید.

شما افسرده هستید:


اگر افسرده هستید و برای درمان آن دارو مصرف می‌کنید ممکن است دچار افزایش وزن شوید. بیش از ۲۵ درصد افرادی که داروهای ضد افسردگی خاصی را مصرف می‌کنند افزایش وزن را در این دوره تجربه خواهند کرد.

برخی از داروها ممکن است هوس افراد برای خوردن مواد شیرین به خصوص کربوهیدرات‌ها را افزایش دهند. برخی از داروها نیز اشتهای افراد را بیشتر می‌کنند. دارو ممکن است اثر منفی بر روی متابولیسم فرد داشته باشد.

از آنجایی که افسردگی به همراه عدم تمایل به مصرف غذاها دیده می‌شود، داروهای افسردگی به فرد کمک می‌کند اشتهای خود را بازیابد. در این شرایط، بیمار غذای بیشتری مصرف می‌کند و چاق می‌شود

این کار را بکنید: تغییر دارو تحت نظر پزشک می‌تواند گزینه خوبی برای پیشگیری از افزایش وزن باشد. با این حال چنین موضوعی باید توسط پزشک متخصص انجام شود و شما نمی‌توانید خودسرانه مصرف داروهایتان را قطع کنید.

افسردگی

از وزن کردن خودداری می‌کنید:


زمانی که در مورد افزایش وزن صحبت می‌کنیم، نادیده گرفتن می‌تواند دلیل اصلی افزایش اندازه دور کمرتان باشد. زمانی که از وزن کردن خود خودداری می‌کنید و نمی‌خواهید وزن اصلی خود را بدانید، واقعاً دچار مشکل خواهید شد.

این موضوع در فصل‌های زمستان واقعیت دارد زیرا بیشتر افراد در هوای سرد زمستان در خانه می‌مانند و به خوردن مواد غذایی مختلف روی می‌آورند و چاق می‌شوند.

این کار را بکنید: اگر قصد دارید وزن اضافی خود را کم کنید بهتر است فعالیت‌های روزمره را بیشتر نمائید و حداقل هفته‌ای یکبار خود را وزن کنید. پیشرفت خود در این مسیر را پیگیری نمائید. پیشنهاد می‌شود خود را روزهای دوشنبه، چهارشنبه و جمعه وزن کنید.

شما غرق در تفکرات ورزشی هستید:


شکی نیست که انجام تمرینات ورزشی یکی از فاکتورهای مهم برای کاهش وزن است اما فکر کردن بیش از حد در مورد جلسات بعدی ورزش می‌تواند فرایند کاهش وزن را دشوار سازد.

تحقیقات انجام شده نشان می‌دهد زمانی که در فکر کلاس‌های ورزشی دلخواه خود هستید، بیشتر از قبل کالری وارد بدن می‌کنید. زیرا فکر می‌کنید در جلسات ورزشی کالری وارد شده را مصرف خواهید کرد. معمولاً بیشتر افراد به چنین هدفی دست پیدا نمی‌کنند و در نهایت چاق می‌شوند.

این کار را انجام دهید: بنشینید و فراموش کنید که قرار است ورزش کنید. در آغاز هر ماه، تمرینات ورزشی ماه بعدی خود را به کمک یک اپلیکیشن برنامه ریزی کنید. این کار به شما کمک می‌کند در مورد جلسات بعدی ورزش خود فکر نکنید و کالری اضافی وارد بدن ننمایید. برای اینکه بتوانید به اهداف کاهش وزن خود برسید، از مصرف مواد غذایی زیاد قبل از ورزش خودداری کنید.

هزینه‌های مصرفی خود را بررسی نمی‌کنید:


زمانی که به خرید می روید ممکن است حساب خود را بررسی نکنید و هر چیزی که دوست دارید را خریداری نمائید. یکی از مطالعات انجام شده نشان می‌دهد زنان بیشتر از مردان علاقه به خرید مواد غذایی دارند و زمانی که در حال خرید هستند بدون توجه به مقدار پول باقی مانده در حساب خود به طرف ایتم ها و موارد دلخواه خود می‌روند.

این کار را بکنید: دفعه بعد زمانی که خواستید به خرید بروید، پول کمتری همراه خود ببرید یا اینکه قبل از خرید حساب خود را بررسی کنید. این کار باعث می‌شود مواد غذایی کمتری خریداری نمائید.

دیر می‌خوابید:

اگر شب دیر وقت بخوابید تمامی تلاش‌هایی که برای کاهش وزن خود انجام می‌دهید نابود خواهد شد. مطالعات متعدد نشان می‌دهد که خواب اندک می‌تواند سطح BMI و دور کمر را افزایش دهد. حتماً از خود می‌پرسید دلیل این امر چیست؟ کمبود خواب منجر به افزایش سطح هورمون گرسنگی به نام گرلین می‌شود و سطح هورمون سیری به نام لپتین را کاهش می‌دهد.

تحقیقات نشان می‌دهد زمانی که فرد کمبود خواب دارد، مغز او به سمت غذاهای پر کالری و تنقلات روی می‌آورد و توانایی کمتری در کنترل وعده غذایی خواهد داشت.

بی خوابی

این کار را بکنید: بعد از یک یا دو هفته استراحت و خواب کافی می‌تواند جلوی اشتهای خود را بگیرید و وزن کم کنید.

آیتم‌هایی را در منو سفارش می‌دهید که به نظر سالم هستند:

دلیل افزایش وزن سریع, علت چاق شدن ناگهانی, شام خوردن در رستوران
این موضوع به نظر عجیب و غریب می‌رسد اما درست است. زمانی که فکر می‌کنید بهترین وعده غذایی را برای خود انتخاب کرده‌اید، ممکن است مغز گرلین بیشتری ترشح کند و در نهایت اشتهایتان را بیشتر کند. برای اینکه بتوانید گرسنگی خود را تحت کنترل نگه دارید به دنبال غذاهایی در رستوران باشید که کالری اندکی دارند.

این کار را بکنید: غذاهایی را انتخاب کنید که زیر ۵۰۰ کالری دارند.

شغل استرس زایی دارید:


ممکن است شغل سخت و دشواری که دارید باعث افزایش وزنتان شده باشد. هورمون کورتیزول زمانی آزاد می‌شود که بدن تحت استرس است و همین امر موجب می‌شود تری گلیسیرید دد بدن ذخیره شود.

افزایش سطح کورتیزول در بدن می‌تواند به افزایش قند خون منجر شود و اثر انسولین را کمتر نماید. همین امر به حس مداوم گرسنگی می‌انجامد و می‌تواند شما را به خوردن مواد غذایی بیشتر سوق دهد.

این کار را انجام دهید: با مدیر خود صحبت کنید. شما می‌توانید زودتر به سر کار بروید و کارهای خود را سر موقع انجام دهید. این کار به شما کمک می‌کند بحث و جدلی با مدیرتان نداشته باشید.

تصمیم گیری برای طلاق؛ نکاتی که کمک می‌کند بهترین تصمیم را بگیرید
تصمیم گیری برای طلاقتصمیم گیری برای طلاق

بسیاری از زوج‌ها به‌اشتباه تصور می‌کنند همین که قادر به تحمل یکدیگر نباشند و احساسات‌شان نسبت به هم سرد شود، یعنی موعد زندگی مشترک‌شان به سر رسیده و دیگر وقت جدایی است. اما نه! همان‌طور که برای آغاز زندگی مشترک باید به بلوغ فکری و پختگی برسید، برای طلاق نیز باید از لحاظ روحی و روانی آمادگی پیدا کنید. اقدام به طلاق بدون آمادگیِ مواجهه با پیامدهای آن، موجب بروز جدایی‌های زودهنگام و نسنجیده‌ای می‌شود که زندگی طرفین را تا سالیان سال تحت‌الشعاع قرار خواهد داد. در این مطلب قصد داریم به مرورِ آمادگی‌های لازم جهت تصمیم گیری برای طلاق بپردازیم. آنچه در ادامه می‌خوانید، گزیده‌ای از توصیه‌های دکتر بروس دِرمَن (Bruce Derman)، روان‌شناس بالینی، و وِندی گرِگسون (Wendy Gregson)، مشاور ازدواج و خانواده است که به زوج‌های متقاضی طلاق کمک می‌کنند تا جدایی کم‌آسیب‌تری داشته باشند.

(توجه داشته باشید نمونه‌هایی که در خلال متن می‌خوانید، برگرفته از تجربیاتی هستند که دِرمَن و و گرِگسون با مراجعان‌شان داشته‌اند.)

گاهی در یک رابطه، این خودِ شما هستید که در پی مواجهه با مشکلات زناشویی تصمیم به طلاق می‌گیرید:

«احساس می‌کنم که دیگه باید طلاق بگیرم و بالاخره، این ازدواجِ شکست‌خورده رو تمومش کنم. اما هنوز ته دلم مطمئن نیستم. آخه از کجا بفهمم که دارم کار درستی می‌کنم یا نه؟! بعضی وقتا خیلی از این تصمیمم مطمئنم. ولی هنوز یه بخشی از وجودم عاشقشه یا بهتر بگم، این آدم هنوز یه جورایی برام مهمه. فکر نمی‌کنم که دیگه واقعا عاشقش باشم. اما نکنه دارم کار اشتباهی می‌کنم! این تصمیم می‌تونه روی زندگی بچه‌هام تأثیر بذاره. شاید بهتر باشه برای طلاق عجله نکنم. درسته که سه ساله دارم به این موضوع فکر می‌کنم، ولی اگه همسرم سعی کنه رفتارش رو تغییر بده، اون‌وقت همه‌چی حل می‌شه و دیگه می‌تونم از فکر طلاق بیرون بیام.»

البته، همیشه هم خودتان تصمیم‌گیرنده نیستید و گاهی این همسرتان است که تصمیم به طلاق می‌گیرد. اما به نظرتان فکر طلاق از کجا به سرش زده است؟

«این فکر، دو هفته‌ی پیش که سر تعطیلات رفتن‌مون حسابی جروبحث کردیم، به سرم زد. تا اون موقع، هیچ‌وقت فکرش رو هم نکرده بودم که زندگی‌مون این‌قدر تأسف‌بار شده باشه. شوکه شدم و حالم خیلی خرابه. باید یه راهی پیدا کنم تا این قضیه بالاخره یه جایی تموم شه. شاید اصلا همه‌ی اینا یه خوابه و وقتی از خواب پاشم، ببینم همه‌چی روبه‌راهه.»

تصمیم گیری برای طلاق از جمله مهم‌ترین تصمیمات زندگی است که می‌تواند پیامدهای چندساله یا مادام‌العمر به همراه داشته باشد. متأسفانه در بسیاری موارد، این تصمیم سرنوشت‌ساز با سهل‌انگاری و بدون ارزیابی موقعیت گرفته می‌شود، درحالی که خودِ امر طلاق فی‌نفسه یک فرایند است. چنانچه زن و شوهر هردو بر سر این موضوع به توافق برسند و نیز برای طلاق آمادگی داشته باشند، این فرایند سریع‌تر و راحت‌تر طی خواهد شد و همچنین از خسارات روحی و حتی مالی که معمولا درنتیجه‌ی طلاق‌های پرکشمکش و نامحترمانه بروز می‌کنند، جلوگیری می‌شود.

اکثر زوج‌ها وقتی تصمیم به طلاق می‌گیرند، حتی به ذهن‌شان هم خطور نمی‌کند که این اقدام خطیر مستلزم کسب آمادگی است، زیرا به خیال خودشان هرچه زودتر از این منجلاب پراسترس خلاص شوند، به نفع‌شان است. از این رو، افرادی که زندگی مشترک ناآرامی را تجربه می‌کنند، معمولا تمایل دارند که در سریع‌ترین زمان ممکن طلاق بگیرند تا بتوانند زندگی جدیدی را شروع کنند. جالب‌تر اینکه حتی اطرافیان‌شان نیز از این تصمیم استقبال می‌کنند. اغلبِ افراد بر این باورند که هرچه قائله‌ی یک زندگی زخم‌خورده زودتر ختم شود، آسیبی که به زندگی طرفین وارد شده است، سریع‌تر التیام خواهد یافت و همه‌ چیز خیلی زود به حالت عادی بازخواهد گشت. اما آگاه باشید که این کار در بسیاری موارد به نتیجه‌ی معکوس می‌انجامد.

زوج‌هایی که با شتاب اقدام به طلاق می‌کنند، فرصت کافی برای ارزیابی احساسات، افکار و گزینه‌های پیش‌ِرو را ندارند. به همین دلیل در مواجهه با هجوم احساساتِ ناشی از جدایی، پیچیدگی‌های قانونی امر طلاق و تصمیمات سرنوشت‌سازی که باید در این مسیر بگیرند، احساس ناتوانی می‌کنند. خیلی اوقات، زوج‌هایی که عجولانه تصمیم به طلاق می‌گیرند، حتی نمی‌توانند بر سر موضوعاتی که با یکدیگر توافق می‌کنند، پابرجا بمانند و به‌دنبال هر توافق موقتی و ناپایدار، فقط مشکلات‌شان عوض می‌شود، اما هیچ مشکلی به راه‌حل قطعی و پایدار نمی‌رسد. دقیقا به همین دلیل است که بسیاری از پرونده‌های طلاق، با اینکه در ابتدا تصور می‌شد خیلی زود به نتیجه می‌رسند، سال‌ها در پیچ‌وخم‌های قانونی به طول می‌انجامند.

دشواری‌های تصمیم گیری برای طلاق

زوج‌هایی که تصمیم به طلاق می‌گیرند، باید دست به انتخاب‌های چالش‌برانگیزی بزنند که به‌سادگی میسر نیستند و فرد را در تنگنای چندین و چند انتخاب قرار می‌دهند. فردی که در تنگنای انتخاب با خود کلنجار می‌رود، در واقع از پیامدهای ناخوشایندی که هرکدام از این انتخاب‌ها در پی خواهند داشت، می‌ترسد و قادر به تصمیم‌گیری نیست. تعدادی از شایع‌ترین دشواری‌های تصمیم گیری برای طلاق عبارتند از:

۱. می‌خوام طلاق بگیرم، اما مطمئن نیستم که تصمیم درستیه یا نه

از آنجایی که طلاق روی زندگی فرزندان، سبک زندگی، وضعیت مالی و سرمایه‌گذاری‌های زناشویی تأثیر می‌گذارد، بسیاری از زوج‌ها اصرار دارند تصمیمی که می‌گیرند، از هر لحاظ صحیح‌ و بی‌عیب‌و‌نقص باشد. متأسفانه، هیچ تضمینی برای آن وجود ندارد. تنها راه‌حلش این است که از روی احساسات یا خودخواهی تصمیم نگیرید و شرایط را تا حد امکان به‌درستی سبک‌سنگین کنید.

۲. من راضی به طلاق نیستم. این تصمیم همسرمه

در چنین شرایطی، فرد احساس می‌کند که قربانی شده است و به همین دلیل، شدیدا به‌‌هم می‌ریزد و دچار بحران روحی می‌شود، زیرا زندگی خود را در آستانه‌ی تغییراتی می‌بیند که انتخاب خودش نبوده است. در مواجهه با این دشواری، باید از خودتان بپرسید که آیا اصرارتان به ادامه‌ی این ازدواج براساس دلایل منطقی است یا توهمات غیرواقعی. البته، کسی که احساس می‌کند از سوی طرف مقابل زخم خورده است، به این راحتی‌ها نمی‌تواند مشکلات موجود در زندگی مشترک‌شان را با دید منطقی و واقع‌بینانه بنگرد و مسلما آسان نیست که خود را برای رویارویی منطقی با این مشکلات آماده کند.

۳. فقط واسه این می‌خوام طلاق بگیرم که احساس می‌کنم ازدواج‌مون راه به جایی نمی‌بره

افرادی که با این دشواری دست‌وپنجه نرم می‌کنند، معمولا همسرشان را مقصر این شکست می‌دانند و به هر قیمتی از خودشان سلب مسئولیت می‌کنند تا انگشت اتهام فقط به‌سمت طرف مقابل باشد. این قبیل افراد نسبت به همسر خود احساس خشم می‌کنند، چرا که معتقدند رفتار و کردار طرف مقابل باعث شده است که چنین تصمیمی بگیرند. هرچه از بیان ترس‌ها و ناراحتی‌های مرتبط با طلاق، بیزارتر باشید، شدت جاروجنجال‌های زندگی مشترک‌تان بالا خواهد گرفت. اما یادتان باشد که چنانچه در این روند تجدیدنظر نکنید و صرفا سرزنش‌ها و عدم پذیرش نگرانی‌هایتان را ادامه بدهید، طلاق‌تان به فرایندی تنش‌زا و پرکشمکش تبدیل خواهد شد که آسیب‌های فراوانی به همراه خواهد داشت.

وجه مشترک مواردی که مرور کردیم، ترس است. در مورد اول، فرد می‌ترسد که مبادا تصمیم اشتباهی بگیرد؛ در مورد دوم، فرد تمایل دارد که مشکلات زناشویی خود را انکار کند و در مورد سوم، فرد از مسئولیت‌پذیری و نرم‌خویی می‌ترسد. نتیجه‌ی تمامی اینها، طولانی شدن فرایند طلاق، جنگ و دعواست. اما برای اینکه بتوانید طی فرایندی مشارکتی و محترمانه طلاق بگیرید، باید آماده شوید تمامی سطوح زندگی مشترک‌تان را از یکدیگر جدا کنید. به این منظور، هردوی شما باید درمورد ۸ پرسش زیر به نتیجه برسید.

طلاقطلاق


۱. آیا هنوز به همسرتان علاقه‌مند هستید؟

بسیاری از افرادی که تصمیم به طلاق می‌گیرند، هنوز نسبت به طرف مقابل احساس علاقه می‌کنند، اما نزدیکی و صمیمیتی که پیشتر در رابطه‌‌ی آنها بود، اکنون به‌دلیل مدت‌ها کشمکش رنگ باخته است. چنانچه در چنین وضعیتی گیر افتاده‌اید، توصیه می‌شود پیش از تصمیم گیری برای طلاق، سعی کنید زندگی مشترک‌تان را نجات بدهید، وگرنه در این احساس فقدان و اندوه باقی خواهید ماند و چه‌بسا که احوال‌تان حتی پس از طلاق نیز بیشتر به‌هم بریزد.

«یک روز خانمی به دفترم مراجعه کرد که هفت سال از ازدواجش با مردی که عاشقش بود و می‌گفت انسان متشخصی است، می‌گذشت. مشکلش با شوهرش این بود که درمورد مسائل مالی با یکدیگر توافق نداشتند. تأمین مخارج زندگی برعهده‌ی زن بود و همسرش فقط بدهی بالا می‌آورد. زن که به‌شدت احساس پریشانی و درماندگی می‌کرد، به این نتیجه رسیده بود که طلاق تنها راه خلاصی از این همه فشار مالی است. این خانم هنوز به شوهرش علاقه داشت و چون از پایان دادن به این رابطه می‌ترسید، نمی‌توانست قاطعانه و با اطمینان تصمیم بگیرد. ولی درنهایت، طی جلسات مشاوره متوجه شد که بالاخره باید یکی از این دو گزینه را انتخاب کند: یا باید طلاق بگیرد و عمیقا مایل به اتمام ازدواجش باشد یا اینکه زندگی مشترکش را ادامه بدهد و بپذیرد که عمرش را با درگیری بیهوده در فرایند طلاق تلف نکند.»

۲. آیا در زندگی مشترک‌تان، از «من» به «ما» رسیده بودید

ازدواج به معنی واقعی کلمه یعنی اینکه دو طرف باید در رابطه‌ی زناشویی خود از «من» به «ما» برسند. بسیاری از زوج‌هایی که اقدام به طلاق می‌کنند، در ازدواج‌شان فقط به‌دنبال برآورده‌سازی نیازهای شخصی خودشان بوده‌اند. این قبیل زوج‌ها با اینکه زیر یک سقف زندگی می‌کنند و شاید حتی صاحب فرزند باشند، تمام تلاش‌شان در زندگی مشترک یک اقدام رقابتی با هدف پیروزی بر یکدیگر است و هرگز از یک موضع مشارکتی به حل مسائل زندگی وارد نمی‌شوند. چنین افرادی به‌جای اینکه در تصمیم‌گیری‌ها به منفعت همسرشان نیز توجه کنند و کل نظام خانواده را در نظر بگیرند، فقط به میل خودشان فکر می‌کنند. پس چنانچه هنوز در زندگی مشترک‌تان از «من» به «ما» نرسیده‌اید، دو انتخاب دارید:

  1. یا باید سعی کنید مقدمات و اصول «ما شدن» را به اتفاق همسرتان یاد بگیرید و زندگی مشترک‌تان را با آگاهی از مهارت‌های زندگی زناشویی ادامه بدهید؛
  2. یا اینکه بپذیرید ازدواج‌تان هرگز ازدواج به معنی واقعی کلمه نبوده است و این رابطه را تمام کنید.

دکتر دِرمَن به یک تجربه‌ی شخصی در این ارتباط اشاره می‌کند:

«جالب است بدانید من نیز به‌عنوان درمانگری که در حوزه‌ی مشاوره‌ی طلاق فعالیت می‌کنم، سال‌ها قبل به‌سختی توانستم بپذیرم که ازدواج چهارده ساله‌ام یک ازدواج حقیقی نبوده است و من و همسرم تا آن زمان، علی‌رغم سال‌ها زندگی تحت عنوان زن و شوهر، به معنی واقعی کلمه زن و شوهر نبودیم. آن وقت‌ها، رابطه‌مان هر چند ماه یک‌بار در معرض جدایی قرار می‌گرفت. کار هر روزمان شده بود جنگ و دعوا و بعدش هم سازش‌هایی که حتی به هفته نمی‌کشیدند. به شوخی به همسرم می‌گفتم که همیشه باید یک چمدانِ آماده دَمِ دست داشته باشد تا هروقت که لازم دید، بدون معطلی منزل را ترک کند. با اینکه به چندین مشاور خانواده مراجعه کرده بودیم، اختلافات‌مان هم‌چنان ادامه داشتند، تا اینکه به خودم آمدم و متوجه شدم که هنوز، علی‌رغم سال‌ها تأهل و حضور در زندگی مشترک، نه متأهلم و نه مجرد. پس از درک این قضیه بود که دو ماه بعد، فرایند طلاق را به‌طور جدی آغاز کردیم.»

۳. آیا واقعا قصد طلاق دارید یا هدف‌تان فقط تهدید و ترساندن طرف مقابل است؟

بسیاری از افراد، به‌ویژه در هیاهوی دعواهای زن‌ و شوهری، طرف مقابل‌شان را تهدید به طلاق می‌کنند. این تهدید معمولا به یکی از دلایل زیر رخ می‌دهد:

  • خشم و عصبانیت؛
  • اِعمال قدرت و سلطه بر دیگری به‌منظور تحمیل دیدگاه و نظرات خود؛
  • تفهیم جدیت و پافشاری خود مبنی بر نیاز شدید به مشاهده‌ی تغییرات واقعی؛
  • هشدار درمورد لغزش و بی‌ثباتی یک رابطه.

افرادی که مدام همسرشان را به جدایی تهدید می‌کنند بدون اینکه واقعا بخواهند طلاق بگیرند، به اعتبار خود در زندگی مشترک لطمه می‌زنند. اما درصورتی‌که به‌طور جدی مایل به طلاق هستید و به این نتیجه رسیده‌اید که «این ازدواج یه فصلی از زندگیم بود که دلم می‌خواد تمومش کنم، چون خیالم راحته که هرکاری از دستم برمیومد به امید ادامه‌ی این رابطه انجام دادم، اما دیگه هیچ کاری از دستم ساخته نیست»، باید این موضوع را به‌نحوی مسالمت‌آمیز و بدون خشونت و سرزنش با همسرتان در میان بگذارید.

۴. آیا تصمیم‌تان برای طلاق، یک تصمیم منطقی و از روی خودآگاهی است یا یک تصمیم احساسی و صرفا واکنشی؟

زمانی برای طلاق آمادگی خواهید داشت که بتوانید قاطعانه و بدون دخالت احساسات، در این مورد تصمیم بگیرید تا در آینده، از اقدام به طلاق پشیمان نشوید. طلاق یعنی اینکه باید بتوانید از تمامی وابستگی‌های عاطفی به طرف مقابل دل بکنید. یادتان باشد که تصمیمات احساسی دوام زیادی نخواهند داشت و راه‌حل مناسبی برای رفع مشکل اصلی نیستند. عده‌ی زیادی از افرادی که از روی عصبانیت اقدام به طلاق می‌کنند، عصبانیت‌شان حتی پس از جدایی نیز رفع نمی‌شود.

«خانمی را به خاطر دارم که وقتی به من مراجعه کرد، پنج سال از طلاقش می‌گذشت و هنوز از پیامدهای این اقدام رنج می‌بُرد. مشکلش این بود که هنوز نسبت به همسر سابقش احساس خشم می‌کرد. به او گفتم: «به نظر می‌رسه هنوز خودت رو یه آدم متأهل می‌بینی.» اما او اصرار داشت به‌خاطر تنفری که حس می‌کند، اصلا چنین چیزی امکان‌پذیر نیست. طی جلسات مشاوره، متوجه شدم تنفر این خانم در واقع نشان‌دهنده‌ی علاقه‌ی زیادی بود که هنوز نسبت به همسر سابقش احساس می‌کرد، اما به این احساس علاقه برچسب تنفر زده بود. برایش روشن کردم که فقط یک شخص متأهل می‌تواند چنین عشق و علاقه‌ای را تجربه کند و دقیقا از همان زمان بود که سعی کرد وابستگی عاطفی خود به همسرش را قطع کند و با ادامه‌ی جلسات مشاوره، به‌تدریج بپذیرد که واقعا طلاق گرفته است.»

از نشانه‌های تصمیم منطقی و غیرواکنشی این است که با اذعان و احترام به اهداف، شخصیت و حقوق همسرتان به این نتیجه برسید که حاضر به ادامه‌ی زندگی مشترک‌تان نیستید. همان‌طور که گفته شد، از جمله لازمه‌های طلاق این است که وابستگی‌های عاطفی خود را به طرف مقابل، به حداقل برسانید وگرنه در طول فرایند طلاق به فرازونشیب‌های احساسی شدیدی نظیر خشم، بدگمانی و احساس خسارت، دچار خواهید شد.

۵. نیت‌تان از اقدام به طلاق چیست؟

هر نیتی به‌جز خاتمه دادن به رابطه، نشان‌دهنده‌ی عدم آمادگی کافی جهت اقدام به طلاق است. چنانچه با این امید قدم در مسیر طلاق گذاشته‌اید که همسرتان در طول این فرایند به خودش بیاید و در رفتارش تغییر رویه بدهد، سخت در اشتباه هستید و دلیل‌تان برای اقدام به طلاق، موجه نیست. فراموش نکنید که طلاق نه قلب و ذهن طرف مقابل را تغییر می‌دهد و نه قادر به جبران خطاهای گذشته‌ی اوست. تنها کارکرد طلاق، خاتمه‌ی ازدواج‌ است و به طرفین فرصت می‌دهد تا زندگی جدیدی برای خود تشکیل بدهند.

۶. آیا کشمکش‌های درونی خود را درمورد طلاق حل کرده‌اید؟

هرکسی که تصمیم به طلاق می‌گیرد، در درون خود به ستیز و کشمکشی آزاردهنده دچار می‌شود. بعضی افراد علی‌رغم اینکه با خاطرجمعی خواستار جدایی و پایان یک رابطه هستند، هم‌زمان از احساس گناه رنج می‌برند. بعضی‌ دیگر احساس خیانت می‌کنند و هم‌زمان به این مسئله نیز اذعان دارند که اتمام این رابطه به نفع زندگی‌شان خواهد بود. بنابراین، آمادگی برای طلاق مستلزم شناخت کشمکش‌هایی است که انتظار می‌رود تحت تأثیر این تصمیم در بخش‌هایی از وجود فرد شعله‌ور شوند و یک ستیز درونی را رقم بزنند.

«آقایی را به خاطر دارم که نمی‌توانست درمورد طلاق یا ادامه‌ی زندگی مشترکش تصمیم بگیرد. سردرگم بود و می‌گفت که مدت‌هاست با خودش درمورد طلاق کلنجار می‌رود. نه می‌توانست با ادامه‌ی این رابطه کنار بیاید و نه با طلاق. همسرش به او زخم زبان می‌زد و می‌گفت بی‌عُرضه است که نمی‌تواند تصمیم بگیرد. از او خواستم درمورد بخشی از وجودش که خواستار جدایی بود، صحبت کند و تأکید کردم که حاشیه نرود. با ذکر این ادعا شروع کرد که هیچ علاقه‌ای به همسرش احساس نمی‌کند، اما همین که یکی دو دقیقه گذشت، به بیان افکاری مانند «البته، مادر خیلی خوب و قابل اطمینانیه» گریز زد. هروقت که از مسیر سؤال اصلی خارج می‌شد، مجبور بودم یادآوری کنم که فقط می‌خواهم درمورد بخشی از ندای درونش که او را به طلاق فرامی‌خواند، بشنوم و وقتی سعی کرد به این سؤالم واضح‌تر و واضح‌تر جواب بدهد، متوجه شدم که ناگهان عرق کرد و حالش دگرگون شد. علت را جویا شدم و در جوابم گفت که احساس گناه می‌کند. پرسیدم چرا و با این جواب مواجه شدم: «به خودم قول داده بودم که هیچ‌وقت مثل پدرم که مادرم رو وِل کرد، زنم رو ترک نکنم.» بعد از اینکه مرد به تضاد این قول با خواسته‌‌ی فعلی خود پی برد، توانست از سردرگمی دربیاید. طی جلسات مشاوره، کمکش کردم که این تضاد را در درون خود حل کند و پس از آن بود که درنهایت با ذهنی آسوده درمورد این انتخاب تصمیم گرفت و سه ماه بعد، فرایند طلاق را به اتفاق همسرش آغاز کرد.»

کشمکش‌های درونیکشمکش‌های درونی


۷. آیا می‌توانید با پیامدهای ناخوشایند طلاق مواجه شوید؟

طلاق موجب تغییر و اندوه می‌شود، زیرا رابطه‌ای را که با هزاران امید و آرزو تشکیل شده بود، خاتمه می‌دهد. احساس خسارت، ناامیدی، تنهایی، شکست، طرد شدن و احساس عدم کفایت از جمله پیامدهایی هستند که ممکن است در مسیر پُرآسیب طلاق بر روح و روان فرد غلبه کنند. برای اینکه خودتان را جهت مواجهه‌ی سالم با فرازونشیب‌های فرایند طلاق مهیا کنید، باید از حلقه‌ی خانواده و دوستانی پشتیبان و یاری‌گر برخوردار باشید، تا هر زمان که لازم شد، از لحاظ عاطفی و عملی کمک‌تان کنند.

یکی از سخت‌ترین پیامدهای طلاق این است که فرد باید با درد و اندوه اطرافیانش نیز مواجه شود. زندگی فرزندان، اعضای خانواده یا حتی دوستان نیز درنتیجه‌ی تصمیم‌ فرد به طلاق تحت تأثیر قرار خواهد گرفت. چنانچه خود شما تصمیم به طلاق گرفته‌اید، بدانید که باید تصمیم‌تان را در شرایطی که افراد دیگری نیز از این تصمیم متأثر خواهند شد، پیش ببرید. حتی اگر خودتان تصمیم‌گیرنده نیستید و این همسرتان است که تصمیم به طلاق دارد، باز هم باید جهت پذیرش پیامدهای ازدواج نافرجام خود آماده شوید. برای اینکه بدانید تا چه حد برای انجام فرایند طلاق آمادگی دارید، از خودتان بپرسید که آیا برای مواجهه با تغییرات زیر به‌اندازه‌ی کافی مهیا هستید یا خیر:

  • آیا حاضرید تغییر وضعیت مالی یا تغییراتی را که به موجب طلاق در سبک زندگی‌تان ایجاد خواهند شد، بپذیرید؟
  • آیا آمادگی دارید که با ناراحتی و خشم فرزندان‌تان مواجه شوید؟
  • آیا می‌دانید که ممکن است گاهی به احساساتی چون ناامنی و ترس دچار شوید؟
  • آیا می‌توانید همسرتان را از دل و فکر خود بیرون کنید؟

«خانمی را به خاطر دارم که از دست شوهرش که به قول خودش شخصیتی تک‌بعدی و منفعل داشت، خسته شده بود و طوری حرف می‌زد که انگار شدیدا مایل است به ازدواج بیست ساله‌ی خود با این مرد پایان بدهد. هربار که قرار می‌شد این تصمیم را با همسرش در میان بگذارد، به‌طریقی از ابراز این تصمیم طفره می‌رفت. برای اینکه تکلیفش را با خودش روشن کند، از او خواستم که فهرستی از پیامدهای احتمالی اقدام به طلاق تنظیم کند. با این ترفند بود که متوجه شد تنها مسئله‌ای که هرگز نمی‌تواند بپذیرد این است که فرزندانش به‌خاطر ترک پدرشان از او متنفر شوند. به‌عبارتی، به‌هیچ‌وجه قادر به پذیرش چنین پیامدی نبود و همین شد که گفت اصلا مهم نیست چقدر از همسرش خسته شده است. وقتی با خودش اتمام حجت کرد که تجربه‌ی نفرت فرزندانش از قدرت تحمل او خارج است، تازه توانست به راه‌حل‌های دیگری به‌جز طلاق فکر کند. این خانم بعد از مدتی تصمیم گرفت برای اینکه از این احساس کسالت و بی‌حوصلگی که در زندگی مشترکش حس می‌کرد، خلاص شود، مستقل‌تر باشد و روحیه‌ی خود را ضمن مسافرت و گشت‌وگذار با پرداختن به علایق و دلبستگی‌هایش حفظ کند.»

۸. آیا می‌توانید زندگی خود را به‌نحوی مسئولانه و معقول مدیریت کنید؟

چه خودتان تصمیم‌گیرنده‌ی طلاق باشید و چه همسرتان، در هر صورت در این قضیه که ازدواج‌تان در آستانه‌ی فروپاشی است، هیچ تفاوتی ایجاد نمی‌شود. در واقع، نحوه‌ی رویارویی افراد با این قضیه، نوع طلاق و آینده‌شان را رقم می‌زند. بعضی‌ها خودشان را درمانده تصور می‌کنند و از درِ خشونت و انتقام‌جویی وارد می‌شوند و بعضی دیگر با درک و احترام متقابل درمورد آینده‌ی خود با طرف مقابل به گفت‌وگو می‌نشینند. پس این رویکرد خود شماست که نوع طلاق‌تان را مشخص می‌کند.

در توافقاتی که پیشِ‌رو دارید، باید درمورد انتخاب‌های زیر تصمیم بگیرید:

  • یا باید فقط در فکر حقوق خودتان باشد، یا به حقوق همسرتان نیز احترام بگذارید؛
  • یا باید فقط به‌دنبال منافع خودتان باشید، یا به منافع دیگران نیز اهمیت بدهید؛
  • یا باید از پرداخت حق و حقوق همسرتان دریغ کنید و درگیر رفت‌وآمدهای مکرر در دادگاه خانواده شوید، یا همه‌ی آنچه را که قانونا حق اوست، بی‌دردسر و تمام‌وکمال به او بپردازید؛
  • یا باید فقط در پی آسایش خودتان باشید، یا در توافق‌هایتان به تأمین آسایش دیگران نیز توجه کنید.

خلاصه اینکه شواهد نشان می‌دهد زوج‌هایی که خودشان را پیش از اقدام به طلاق برای ورود به این فرایند پرماجرا آماده می‌کنند، شانس بیشتری برای طلاق توافقی خواهند داشت. چنانچه با آمادگی در این مسیر قدم بردارید، می‌توانید با یکدیگر به توافقات پایدارتری برسید و راحت‌تر مشکلات‌تان را حل کنید. این آمادگی موجب می‌شود که زوج‌های صاحب فرزند، بهتر بتوانند درمورد تربیت فرزندشان تصمیم بگیرند و در مجموع، حقوق یکدیگر را محترم بشمارند.

برگرفته از: mediate.com

کودکم بازیگوش است یا بیش فعال؟!

پیش فعالی

 

در حالت عادی ممکن است کودکان تکلیف مدرسه شان را فراموش کنند، در کلاس به خیال پردازی بپردازند، بدون فکر کاری را انجام دهند و یا سر میز شام بی تابی و بی قراری کنند. اما بی توجهی، ویری بودن و فعالیت بیش از اندازه، امری طبیعی نیست بلکه از نشان های اختلال بیش فعالی کمبود توجه در نظر گرفته می شود که می تواند توانایی کودکان را در یادگیری و تعامل با دیگران تحت تاثیر قرار دهد.
اولین گامی که باید برای مقابله با این مشکل برداشت شناسایی نشانه ها و علائم این اختلال است. اختلال بیش فعالی کمبود توجه، اختلالی است که در اوایل دوران کودکی ظاهر می گردد. این اختلال باعث می شود که فرد در مهارکردن واکنش های خودجوش دچار مشکل شود. این واکنش ها می تواند از حرکت تا سخن گفتن و توجه متفاوت باشد. علائم و نشانه های این اختلال معمولا قبل از هفت سالگی ظاهر می شود.
 
با وجود این، تشخیص میان رفتار یک کودک مبتلا به اختلال بیش فعالی و رفتار یک کودک بدون اختلال تا حدودی مشکل است. این را باید گفت که اگر تنها در بعضی از موقعیت ها تعداد کمی از این نشانه ها و علائم را در کودک خود یافتید احتمال وجود چنین اختلالی در کودک کمتر است اما اگر در تمام موقعیت ها (در خانه، مدرسه و هنگام بازی) علائم و نشانه های بی شماری از این اختلال را در کودک خود یافتید باید توجه و دقت بیشتری را برای کودک به خرج دهید.
اغراق های مربوط به بیماری کودکان بیش فعال
غلط:  همه کودکان بیش فعال، فعالیت بیش از اندازه دارند.
 
درست: برخی از این کودکان بیش از اندازه جنب و جوش دارند و برخی دیگر این طور نیستند.
غلط: این کودکان هرگز قادر به تمرکز نیستند.
درست: کودکان مبتلا به بیش فعالی قادرند روی فعالیت هایی که برای شان لذت بخش است تمرکز کنند.
غلط: این کودکان اگر بخواهند می توانند رفتار بهتری داشته باشند.
درست: آنها می توانند کارهای شان را به بهترین نحو انجام دهند اما نمی توانند آرام یک جا بنشینند.
غلط: بیش فعالی کودکان با افزایش سن آنها بهبود خواهدیافت.
درست: این عارضه ممکن است تا بزرگسالی نیز ادامه پیدا کند بنابراین نیازمند درمان هرچه سریع تر است.
غلط: دارودرمانی بهترین روش درمان برای کودکان بیش فعال است.
 
درست: دارودرمانی کافی نبوده و آموزش، رفتار درمانی، حمایت در خانه و مدرسه، ورزش و تغذیه درمانی نیز لازم است.
سه ویژگی اساسی این اختلال!
بی توجهی، بیش فعالی و ویری بودن، سه ویژگی اساسی اختلال بیش فعالی کمبود توجه است. علائم و نشانه هایی که کودک مبتلا به این اختلال نشان می دهد بستگی به این امر دارد که کدام یک از این سه ویژگی غالب است. با توجه به این می توان گفت یک کودک می تواند بی توجه باشد اما بیش فعال و ویری نباشد، بیش فعال و ویری باشد اما بی توجه نباشد و یا بی توجه، بیش فعال و ویری باشد (حالت سوم مرسوم ترین اختلال بیش فعالی کمبود توجه است).

کودک بی توجه

بی توجهی
کودکانی که دارای علائم بی توجهی هستند اغلب نادیده گرفته می شوند زیرا موجب آشوب و اختلال نمی شوند. این عدم توجه در کودکان مبتلا به این اختلال بدان معنا نیست که این کودکان اصلا نمی توانند توجه و تمرکز کنند.
از نشانه ها و علائم بی توجهی در کودکان مبتلا به این اختلال می توان به موارد زیر اشاره کرد: به جزییات توجه نمی کنند، اشتباهات نسنجیده ای مرتکب می شوند، در تمرکز کردن دچار مشکل هستند و به آسانی حواس شان پرت می شود، وقتی با آنها صحبت می کنید در ظاهر به حرف تان گوش نمی دهند، در یادآوری چیزها و پیروی از دستورها دچار مشکل هستند، در سازماندهی و برنامه ریزی و خاتمه دادن پروژه ها دچار مشکل هستند، قبل از آنکه وظیفه خود را تمام کنند خسته می شوند و غالبا کتاب، تکلیف مدرسه، اسباب بازی و دیگر وسایل خود را گم می کنند.

بیش فعالی
در حالی که اکثر کودکان به طور طبیعی فعال هستند، اما کودکانی که دارای علائم بیش فعالی این اختلال می باشند همواره در حال حرکت هستند. این کودکان سعی می کنند در یک زمان چندین کار را انجام دهند و از یک فعالیت به فعالیتی دیگر می پرند.
حتی اگر آنها را مجبور کنید که بی حرکت در جایی بنشینند باز پای خود را تکان می دهند و با انگشتان خود صدا در می آورند. این کودکان اگر در موقعیت هایی باشند که باید آرام و ساکت بنشینند آن محیط را ترک می کنند، همواره به این ور و آن ور می روند و اغلب می دوند و از همه جا بالا می روند، پرحرفی می کنند، نمی توانند آرام بازی کنند، همواره در حرکت هستند گویا اینکه موتوری به آنها وصل است، ممکن است اخلاق تندی داشته باشند و یا کم حوصله باشند.
ویری بودن
ویری بودن کودکان مبتلا به این اختلال می تواند موجب مشکلاتی در خویشتن داری کودک شود. غالبا صحبت های افراد را قطع می کنند و در کلاس سوالات نامربوطی می پرسند.
به طور کلی این کودکان بدون فکر کاری را انجام می دهند، پیش از آنکه معلم از آنها بخواهد و یا پیش از آنکه سوال تمام شود جواب سوال را می دهند، نمی توانند منتظر نوبت شان در مسابقه و یا صف بمانند، چیزهای اشتباهی را در زمان های اشتباه می گویند و اغلب صحبت دیگران را قطع می کنند.
وظایف والدین در برابر کوک بیش فعال
با یک پزشک ملاقات کنید. به عنوان والدین می توانید تست های تشخیص بیش فعالی را هرچه زودتر انجام دهید. این کار به تشخیص به موقع این عارضه کمک می کند.
با مسئولان مدرسه فرزند خود صحبت کنید. می توانید با مسئولان مدرسه به طور غیرمستقیم در رابطه با رفتار فرزند خود صحبت کنید.
تصویر درستی از رفتار فرزند خود بدهید. هنگامی که از شما سوالی پرسیده می شود حقیقت را بگویید زیرا تشخیص براساس صحبت های شماست.
کمی عجله کنید. شما مدافع فرزند خود هستید و این خصوصیت ممکن است تشخیص بیماری فرزندتان را به تاخیر بیاندازد. بنابراین مشورت با پزشک به معنی بیمار دانستن فرزند نیست بلکه با این کار به کودک خود کمک کرده اید.
از نظر متخصصین کمک بگیرید. چنانچه هرگونه شکی به رفتار فرزند خودداشتند از مشاوره با پزشک دریغ نکنید.

خود شناسی مراحل و منظور از خودشناسی چیست؟

خودشناسی

خودشناسی از جمله مفاهیمی است که برای تمامی انسان‌ها در مراحل مختلف رشدی مطرح می‌شود. اغلب افراد گمان می‌کنند به صورت کامل خود را می‌شناسند. اما زمانی که از آن‌ها درباره اهداف، ارزش‌های زندگی‌شان و دیگر مسائل پرسیده می‌شود، به خود نیز نمی‌توانند پاسخی مناسب دهند. باورها، علایق، احساسات، نیازها و بسیاری از چیزهای دیگر در طول زندگی تغییر می‌کند. اما آیا این تغییرات همیشه باعث شادکامی و رشد افراد می‌شوند؟ چگونه می‌توانیم مسیر زندگی خود را به سمت ترقی و پیشرفت و رسیدن به خوشحالی پیش ببرم؟ در این مقاله درباره خودشناسی، مزایا و معایب خودشناسی صحبت خواهیم کرد. پیشنهاد می‌کنیم مقاله خودآگاهی را نیز مطالعه کنید.

تعریف خودشناسی

خودشناسی یعنی تلاش انسان برای یافتن بهترین مسیر زندگی، تلاشی که عوامل ارثی و محیطی در آن تأثیرگذار هستند. همه افراد به دنبال رسیدن به  سعادت و کمال هستند، اما خودشناسی به افراد کمک می‌کند تا جست و جو را به شکلی سنجیده و آگاهانه دنبال کنند. شناخت خود یعنی شناختن قدرت‌ها و ضعف‌ها، علایق و ترس‌ها، خواسته‌ها و آرزوها که در نهایت به شناخت هدف در زندگی منجر می‌شود. از طرفی خودشناسی به ما کمک می‌کند تمام الگوهای فکری مخرب و عادت‌های ناسالم خود را بشناسیم و آن‌ها را اصلاح کنیم. با تقویت این مهارت، می‌توانید در زندگی تصمیمات بهتری بگیرید و درموقعیت‌های گوناگون، واکنش‌های رفتاری عاقلانه‌تری نشان دهید. مطالعه کتاب‌های خودشناسی به شما کمک می‌کنند تا اطلاعات خود را در این زمینه افزایش دهید و عمیق‌تر در مورد خود بیندیشید. پیشنهاد می‌کنیم مقاله کتاب های خودشناسی را مطالعه کنید.

خودشناسی اساس زندگی

با خودشناسی می‌توانیم سلامت زندگی فردی و اجتماعی خود را ارتقا بدهیم. زمانی که متوجه شویم رفتارها و عواطف ما تا چه حدی به باور‌های ما وابسته است، خودشناسی اهمیت می‌یابد. در واقع احساس ما نسبت به دنیا و آدم‌ها براساس نگرش و باور خاص ماست. به عنوان مثال از دروغ گفتن دیگران دلخور می‌شویم به این دلیل که طبق قضاوت ما کار ناپسندی است. با استفاده از خودشناسی می‌توانید رفتارهای ناپسند خود را تغییر دهید. برای کسب اطلاعات در زمینه تغییر رفتار کلیک کنید.

جالب اینجاست که ما درباره خودمان هم براساس این ارزش‌ها قضاوت می‌کنیم و نسبت به خود احساس غرور و رضایت یا برعکس احساس سرافکندگی یا سرزنش می‌کنیم. روشن است که احساسات ما نقش بزرگی در سلامت روان و روحی ما بازی می‌کند. طرز فکر انسان، مهم‌ترین عامل ارادی تعیین کننده در سرنوشت اوست. برای کسب اطلاعات در زمینه سلامت روان کلیک کنید.

انسان خودشناس، فردی آگاه است که خود را از بند تعصبات و تحمیل‌های محیطی آزاد می‌کند و مسیری آگاهانه را برای زندگی خود انتخاب می‌کند. بی شک چنین انسانی در سطح اجتماع نیز با روشن بینی و شناخت صحیح از رفتار‌های خویش به انتخاب‌هایی خردمندانه و دوراندیشانه دست می‌زند.

قدم هایی به سمت خودشناسی

چند عامل کلیدی برای رسیدن به خود شناسی وجود دارد که در ادامه آن‌ها را توضیح خواهیم داد.

1. علایق خود را بشناسید

سعی کنید به احساسات، سرگرمی‌ها و هر چیزی که توجه شما را به خودش جلب می‌کند توجه داشته باشید. مردم ترجیح می‌دهند در حوزه ای بیش‌تر فعالیت کنند که به آن علاقه بیش‌تری دارند. هر چه شما از علایق خود بیش‌تر آگاهی داشته باشید بهتر می‌توانید مسیر زندگی خود را مشخص کنید و به موفقیت‌های شغلی و تحصیلی دست یابید.

2. ارزش‌هایتان را مشخص کنید

مشخص کردن ارزش‌ها می‌تواند راهنمای ما در تصمیم گیری و ایجاد انگیزه برای حرکت در مسیر اهداف باشد. داشتن ارزش‌ها باعث می‌شود گام‌های درست تری در زندگی خود برداریم. همچنین به ما کمک می‌کند تا بتوانیم سختی‌های موجود در راه رسیدن به خواسته‌های خود را تحمل کنیم و با قدرت و انگیزه بیش تری به سوی اهداف خود در زندگی حرکت کنیم.

3. شناسایی ویژگی‌های شخصیتی

وقتی با خصوصیات فردی خود آشنا باشید حرکت شما به سمت شکوفایی بیشتر استعدادها و توانایی هایتان تسهیل می‌یابد. اگر شخصیت خود را بشناسید، می‌توانید به راحتی نقاط قوت خود را بهبود ببخشید و نقاط ضعف خود را مدیریت کنید. با درک نقاط قوت و استعدادهای خود می‌توانید به موفقیت‌های بیشتری دست یابید هیچ‌کس کامل و بی‌نقص نیست. همه‌ ما به خوبی از دیگران انتقاد می‌کنیم، اما نقص‌های خود را نمی‌بینیم. خودشناسی به ما کمک می‌کند تا عیب‌های خود را ببینیم و اشتباهات خود را بپذیریم.

4. تعیین اهداف برای رسیدن به خودشناسی

تعیین اهداف به صورت درست، اصولی و واقع بینانه از اهمیت زیادی برخوردار است. هدف گذاری‌ها و رویاهای اشتباه، عزت نفس ما را خدشه دار می‌کند. خودشناسی به افراد کمک می‌کند که اهداف خود را بر پایه باور‌های درست و شناختی که از نقاط قوت و ضعف خود دارند تعیین کنند.

5. سبک زندگی

از شرایط و سبک زندگی خود آگاه باشید. به اثراتی که بر روی شما ایجاد می‌کنند توجه داشته باشید. به عنوان مثال توجه کنید در چه ساعاتی از شبانه روز انرژی و بازدهی بیش تری دارید. شناسایی این عوامل و نحوه تاثیر گذاری آن، می‌تواند شما را در رسیدن به هدف هایتان هدایت کند.

مزیت های خودشناسی

1. رسیدن به شادکامی

خودشناسی به شما برای حرکت به سوی تحقق آرزوهایتان کمک می‌کند. در واقع هر چه بیشتر خود را بشناسید تصویر روشن تری از آرزوهای خود خواهید داشت. و با آگاهی ببیش تری در این مسیر حرکت خواهید کرد. از طرفی وقتی رفتار شما با احساسات، ارزش‌ها و باورهای شما تطابق داشته باشند، با تضاد و چالش کمتری مواجه خواهید شد. پس آرامش و شادی بیشتری را در زندگی تجربه خواهید کرد. پیشنهاد می‌کنیم مقاله آرامش را بخوانید.

2. تصمیم گیری بهتر

وقتی خودتان را بهتر بشناسید چهارچوب‌هایی برای زندگی خود مشخص می‌کنید و مطابق با آن اصول عمل می‌کنید که به شما در تصمیم گیری مناسب و حل مشکلات زندگی کمک می‌کند.

3. افزایش خودکنترلی

خودشناسی باعث می‌شود که نقاط ضعف و قوت خود را بهتر بشناسید. پس سعی می‌کنید نقاط ضعف خود را کاهش دهید و نقاط قوت خود را تقویت کنید. به گونه ای که بتوانید بر عادت‌های بد خود غلبه کرده و با آگاهی در جهت رفع محدودیت‌ها و مشکلات خود قدم بردارید.

4. مقاومت در برابر فشارهای اجتماعی

هم? ما، در خانواده و تحت شرایط محیطی به خصوصی متولد می‌شویم و رشد می‌کنیم. در واقع انسان در هر کجا که رشد کرده باشد تحت تأثیر مجموعه ای از آموزش‌های آن محیط بخصوص است. که بر تفکر و رفتار ما تاثیر می‌گذارد و آن را شکل می‌دهد. خیلی اوقات تصمیم‌هایی می‌گیریم که ناخودآگاه تحت تاثیر محیطی که در آن رشد کرده ایم است. خودشناسی فرایندی ست که به هر انسانی که خواهان دست یافتن به انتخاب آگاهانه است کمک می‌کند. هنگامی که شما ارزش‌ها و اولویت‌های خود را در زندگی مشخص کنید برای انجام کاری که تمایلی برای پذیرش آن ندارید کمتر تحت تاثیر فشار‌های اجتماعی قرار می‌گیرید.

خود شناسی در ازدواج نیز اهمیت زیادی دارد، بسیاری از افراد نمی توانند خودشان به چنین آگاهی برسند، به همین دلیل مشاوره ازدواج همیشه توصیه می شود.

تمرین‌های خودشناسی برای رسیدن به موفقیت

1. نه گفتن به خود را تمرین کنید

برای اینکه بتوانید به موفقیت‌های بزرگ و دستاورهای پایدار برسید لازم است که به برخی از لذت‌ها و خوشی‌های زودگذر نه بگویید. نه گفتن به خود یک مهارت است و مانند بسیار از مهارت‌های دیگر با تمرین کردن تقویت می‌شود. هرچه بیشتر در برابر امور کوچک به خود نه بگویید، قوی‌تر شده و در مقابل وسوسه‌های بزرگ مقاومت بیشتری نشان می‌دهید.

تماشای فیلم، رسانه‌های اجتماعی و فعالیت‌های مجازی از کارهای بسیار لذت بخشی است که روزانه وقت بسیار زیادی از افراد می‌گیرد و اجازه نمی‌دهند که افراد به کارهای دیگر خود بپردازند. البته استفاده از این امکانات اشتباه نیست اما لازم است که زمان پرداختن به آن‌ها را کمی محدود کنید تا وقت بیشتری برای کارهای مهم خود داشته باشید.

2. از واکنش‌های ناخودآگاه بپرهیزید

تقویت خودشناسی باعث می‌شود که افراد در موقعیت‌های مختلف واکنش‌های عاقلانه ای از خود نشان دهند. افرادی که به خودشناسی نرسیده‌اند در شرایط بحرانی واکنش‌های عجولانه ای می‌دهند که منجر به بدتر شدن شرایط می‌شود. در شرایط استرس زا که خشمگین هستید یا احساس سرخوردگی می‌کنید، یک نفس عمیق بکشید تا آرام شوید. در این صورت می‌توانید شرایط را ارزیابی کنید و مناسب‌ترین برخورد را داشته باشید.

3. عیب و نقص‌های خود را بشناسید

همه‌ی انسان‌ها عیب‌هایی دارند و هیچ کس کامل نیست. اینکه افراد عیب‌های خود را بدانند ولی مسئولیت آن‌ها را قبول نکنند هیچ فایده ای نخواهد داشت. اکثر مردم به دیگران انتقاد می‌کنند اما از عیب‌های خود چشم پوشی می‌کنند. مهارت خودشناسی کمک می‌کند که افراد عیب‌های خود را بپذیرند. با پذیرش عیب‌ها می‌توانید در جهت بهبود آن‌ها تلاش کنید.

4. توجه به حرف‌های خود

افکاری که به ذهن انسان وارد می‌شود همواره مثبت نیست. بسیاری از این افکار منفی هستند و به راحتی می‌توانند زمینه افسردگی و استرس را در انسان ایجاد کنند. واکنش‌هایی که نسبت به پیروزی، شکست و سایر اتفاقات زندگی تان می‌دهید بر ذهن شما تاثیر می‌گذارد. سعی کنید که نسبت به خود مهربان‌تر باشید. اشتباهات را ببخشید و برای پیروزی‌ها به خود جایزه دهید.

5. درک زبان بدن برای رسیدن به خودشناسی

زبان بدن بر افکار و حال روحی شما تاثیر زیادی می‌گذارد. برای درک بهتر حرکات بدنی می‌توانید از خود فیلم بگیرید و خود را تماشا کنید. افرادی که خمیده راه می‌روند و آهسته و نامفهوم صحبت می‌کنند، سطح کورتیزول در بدن شان افزایش می‌یابد و اعتماد به نفس آن‌ها کاهش می‌یابد. در مقابل کسانی که با صدای بلند حرف می‌زنند و راست می‌ایستند اعتماد به نفس بیشتری دارند. این رفتارها باعث افزایش ترشح هورمون تستسترون در بدن شده و به بهبود کارایی فرد کمک می‌کند.

سخنرانی‌های افراد بزرگ را ببینید و به زبان بدن و نحوه برخورد آن‌ها توجه کرده و از این طریق مهارت‌های خود را تقویت کنید.

6. به عقاید متفاوت توجه کنید

به عقاید و نظرات دیگران گوش دهید و در مورد آن‌ها فکر کنید. این کار به شما کمک می‌کند که باورهای خود را بررسی کنید. البته منظور این نیست که باورهای شما اشتباه و باورهای دیگران درست و منطقی است. تبادل نظر و فکر کردن به عقاید دیگران ذهن شما را باز می‌کند. به این صورت می‎‌توانید تصمیم بگیرید که کدام باور درست و کدام باور غلط است.

7. پیشنهاد‌ها و انتقادهای سازنده

هر کسی ممکن است باورهای اشتباه داشته باشد. برای برطرف کردن این اشتباهات بهتر است که دیدگاه تک بعدی خود را کنار بگذارید و از نظرات اطرافیان استفاده کنید. البته بهتر است که برای این کار به سراغ افراد صاحب نظر بروید. مربیان و اساتید کسانی هستند که شما را درک کرده و می‌توانند در این زمینه کمک کنند.

8. مراقبه و مدیتیشن را فراموش نکنید

مدیتیشن یک تمرین بسیار مهم و تاثیرگذار برای رسیدن به خودشناسی است. در هنگام مدیتیشن بر شیوه تنفس خود متمرکز می‌شوید و به این صورت افکار منفی از شما دور می‌شود. برای افراد مبتدی، یک جلسه ده دقیقه ای کافی است. در یک مکان ساکت بنشینید. از بینی نفس بکشید و از دهان خارج کنید.‌ تعداد نفس‌های خود را بشمارید و بر روی آن تمرکز کنید. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد مدیتیشن کلیک کنید.

خودشناسی

عدم خودشناسی

افرادی که مهارت خودشناسی را در خود تقویت نمی‌کنند، در موقعیت‌های گوناگون نمی‌توانند رفتار عاقلانه‌ای داشته باشند. آن‌ها به سرعت عصبانی می‌شوند و واکنش‌هایی بر اساس هیجان از خود نشان می‌دهند. در صورتی که فردی که با خودشناسی و آگاهی عمل می‌کند شرایط را ارزیابی می‌کند تا بهترین واکنش را نشان دهد.

سخن آخر

خودشناسی محدود به جامعه، ملیت یا آیین خاصی نیست. اگرچه جامعه تاثیر زیادی در شیوه نگرش و احساس فرد دارد ولی یکی از چالش‌های مهم انسان در هر کجای دنیا، تعیین مسیری شفاف برای زندگی  به دور از هر تعصبی است. تا بتواند بر پایه آگاهی، شناخت و برنامه ریزی سرنوشت خود را تعیین کند. برای رسیدن به خودشناسی و کشف استعدادها و علاقه‌مندی‌های خود می‌توانید از مشاوره روانشناسی کمک بگیرید.

خودشناسی یک فرآیند سیستماتیک است که به شیوه‌ای روشن و با هدفی مشخص صورت می‌گیرد. به عبارت دیگر، خودشناسی بستری ضروری برای خودشکوفایی است. بدون خودشناسی، تلاش‌های انسان بی هدف خواهد بود. ولی هر کس با شناخت خویش و نیازها و قابلیت‌های خود می‌تواند در مسیری روشن گام بردارد. آزمون‌های روانشناسی و روانکاوی به افراد کمک می‌کند تا خود را بهتر بشناسند. هر روانشناسی با استفاده از روش‌های خاص خود به افراد کمک می‌کند تا در مسیر رشد قدم بردارد. 

چگونه در قرنطینه خانگی با فرزندان برخورد کنیم؟

به گزارش تابناک، فریبرز درتاج استاد دانشگاه علامه طباطبایی و رئیس انجمن روان شناسی تربیتی ایران در گفت‌وگو با فارس درباره «تأثیر قرنطینه بر فرزندپروری و بروز اختلافات والدین و فرزندان»، اظهار داشت: مسلماً اختلافات بین والدین و محیط پر تنش خانواده سبب بروز اختلافات والدین با فرزندان نیز خواهد شد. در یک محیط بسته، مرزهای بین خانواده، کار و مدرسه در هم آمیخته شده است.

وی ادامه داد: والدین نقش والدین، معلمان و کارگران را بازی می‌کنند. کودکان نیز در خانه هم نقش کودک (فرزند) را دارند و هم نقشِ دانش‌آموز. این درگیری‌­ها و تعارض نقش برای هر دو طرف یعنی والدین و فرزندان دشوار است و می­‌تواند باعث ایجاد تنش، اضطراب مضاعف و اختلافات داخلی شود؛ این در حالی است که والدین و فرزندان، هر کدام حق را به خود می­‌دهند.

رئیس انجمن روان شناسی تربیتی ایران افزود: از یک طرف فرزندان دچار انزوای اجتماعی شده‌اند، درک کاملی از شرایط فعلی ندارند، از ابتدایی­ ترین سرگرمی­‌ها مثل رفتن به پارک، بازی و رفت و آمد با دوستان و همسالان و ...محروم شده‌­اند و از اینکه همه اوقات را در خانه و زیر نگاه والدین هستند، احساس ناراحتی می‌کنند.

درتاج یادآور شد: از طرف دیگر با والدینی مواجه هستیم که نگران وضعیت سلامتی فرزندان خود هستند، فرزندان‌شان کلاس‌­های آنلاین را به صورت جدی در خانه نمی‌­گذرانند، ساعات زیادی را در کامپیوتر و شبکه­‌های مجازی سپری می­‌کنند، ساعات خواب آنها و زمان هدر رفت آنها افزایش یافته است.

وی متذکر شد: والدین نمی­‌توانند تکالیف فرزندشان را مدیریت کنند، باید نقش جدیدی به عنوانِ معلم را هم داشته باشند؛ همه اینها مسائلی هستند که والدین با آن روبرو هستند و چالش جدیدی را برای آنها ایجاد کرده است و هر چه زمان بیشتری می­‌گذرد، والدین بیشتر احساس از دست دادن کنترل فرزندان خود را دارند.
رئیس انجمن روان شناسی تربیتی ایران ابراز داشت: محققان معتقدند برای کمک به خانواده‌ها در حل مشکلات و اختلافات با فرزندانشان، باید تلاش­‌های خود را بر آموزش به والدین متمرکز کنند و وضعیت عاطفی و روانی والدین، اولین چیزی است که برای رفع این اختلافات نیاز است.

درتاج بیان داشت: والدین در این دوران به شدت نیازمند ایجاد یک ساختار برای حفظ روال عادی و استحکام روابط خود با فرزندان‌شان هستند. راهکارهایی برای ایجاد این ساختار وجود دارد، اولین و مهم‌ترین راهکار این است که خودِ والدین آرام باشند و به سلامت روان‌شناختی خود اهمیت بدهند.

وی تصریح کرد: با توجه به سطح درگیری کاری و خانوادگی در طول این بحران، والدین بیش از آنچه ممکن است از نظر روان‌شناختی در معرض آسیب هستند. شاید آرامش والدین در چنین شرایط کار دشواری باشد، اما کودکان و نوجوانان به همان اندازه در چنین شرایطی به ثبات احتیاج دارند.

رئیس انجمن روان شناسی تربیتی ایران ادامه داد: آنها به والدین خود نگاه می‌­کنند، حفظ آرامش والدین را ملزم می­‌کند که از اضطراب خود، باورهای محدودکننده و رفتارهای عادتی که به عنوان موانع شخصی برای حفظ آرامش درونی عمل می­‌کنند، آگاه باشند و آن را به فرزندان خود نیز منتقل کنند.

درتاج افزود: اکنون زمان مناسبی برای والدین است که «گامی به عقب بردارند» و بدانند که هرچه بیشتر وقت خود را با فرزندان خود سپری کنند، پیوندهای قوی تری می­‌توانند ایجاد کنند؛ این همان کاری است که پدربزرگ ها و مادربزرگ‌های ما قبلاً انجام می‌دادند.

وی افزود: سعی کنید کودکان را درگیر فعالیت­‌های روزانه خود کنید و یا به آنها مسؤولیتی بدهید. آشپزی را با فرزندان خود انجام دهید، اجازه دهید دستور العمل‌ها را انتخاب کنند و آنها را در کل فرآیند درگیر کنند. یکدیگر را نوازش کنید و فیلم‌های مورد علاقه خود را تماشا کنید.

رئیس انجمن روان شناسی تربیتی ایران بیان داشت: زیاد بخندید و خودتان را خیلی جدی نگیرید. انجام فعالیت‌هایی که فرزندان شما نیز می­‌توانند در آنها دخیل باشد هم به حفظ آرامش و هم سازگاری بیشتر والدین و فرزندان کمک خواهد کرد.

درتاج یکی از راهکارهای مؤثر برای جلوگیری و کاهش اختلافات والدین و فرزندان را درک احساسات، عواطف و انتظارات آنها در این شرایط برشمرد و افزود: والدین می‌توانند از تکنیک جابه جایی نقش استفاده کنند، یک روز یا چند ساعت در روز فرزندان نقش والدین را ایفا کنند؛ در این صورت والدین بهتر با سطح انتظارات، نگرانی‌­ها، مواردی که باعث ناراحتی آنها می­‌شود و ...آشنا خواهند شد که این باعث انتخاب راه حل منطقی و مناسب در هنگام بروز اختلاف با فرزندان می­‌شود.

والدین حرف فرزندان را گوش کنند
رئیس انجمن روان شناسی تربیتی ایران تأکید کرد:گوش دهید. همه ما می‌دانیم که کودکان سؤالات زیادی می‌پرسند و ما به عنوان والدین می‌توانیم به راحتی صدای ناهنجارهایِ مداومِ این دوران را نادیده بگیریم و به آنها گوش دهیم؛ بنابراین مهارت‌­های گوش دادن فعال را که به خوبی با همکاران و دوستان خود استفاده می‌­کنید، تمرین کنید و در رابطه با فرزندانتان نیز بکار ببرید.

وی اضافه کرد: با فرزندان خود صادق باشید. با توجه به اینکه این بیماری مسأله‌­ای است که در مورد آن در هر جایی که می‌رویم صحبت می‌شود، احتمالاً کودک شما هم اکنون ایده‌ای از آنچه اتفاق می‌افتد نخواهد داشت و به طور قابل توجهی نگران خواهد بود.

درتاج خاطرنشان کرد: پیشنهاد می­‌کنم با پرسیدن آنچه که می‌­دانند شروع کنید و براساس پاسخ آنها، اوضاع را در سطحی هشدار دهنده و مناسب و صادقانه توضیح دهید. به آنها بگویید که نگرانی‌­های آنها را می‌فهمید و آنها تنها نیستند.

رئیس انجمن روان شناسی تربیتی ایران افزود: فرزند شما در مواقع عدم اطمینان و پریشانی و .... فقط به شما نگاه می‌کند. آنها را ترغیب کنید تا احساسات خود را بازگو کنند؛ برای ما بسیار مهم است که سلامت روان کودکان خود را نیز حفظ کنیم.

وی بیان داشت: در رابطه با مسائل و مشکلات تحصیلی فرزندان و نقش معلمی والدین در منزل نیز، شاید ابتدایی ­ترین کار شبیه سازی تجربه کلاس درس باشد. آیا بچه­‌ها واقعاً به یک فضای یادگیری جداگانه احتیاج دارند؟

در تاج اظهار داشت: با توجه به محدودیت­‌های بسیاری از آپارتمان‌ها، والدین نباید نگران این موضوع باشند. تمام آنچه شما واقعاً به آن احتیاج دارند یک سطح صاف مانند میز ناهارخوری و محدود کردن عوامل حواس پرتی است.

وی ادامه داد: همین شبیه سازی کوچک به جدی تر شدن فرزندان در کلاس‌های آنلاین بسیار کمک خواهد کرد. همچنین برای فعالیت‌های آنها برنامه زمانی ایجاد کنید. یک زمان­‌بندی، با در نظر گرفتنِ زمان شروع و پایان هر فعالیت و وقفه بین آنها تنظیم کنید و برای هر فعالیت زمان مناسب و کافی را انتخاب کنید.

یکی از راهکارهای مؤثر برای جلوگیری و کاهش اختلافات والدین و فرزندان درک احساسات، عواطف و انتظارات آنها در این شرایط است و فرزندان می توانند یک روز یا چند ساعت در روز نقش والدین را ایفا کنند

رئیس انجمن روان شناسی تربیتی ایران تصریح کرد: اوستاف، با بیش از دو دهه تجربه به عنوان مربی آموزش آنلاین، معتقد است که کلید ورود والدین به عنوان معلم برای فرزندان این است که فعالیت ­های روزانه را برای فردا نگذارد.

وی متذکر شد: اوستاف می­‌گوید برای بچه­ ها خیلی راحت است که فریاد بزنند و از شما مهلت بخواهند و شما فکر می­ کنید که او این کار را فردا انجام خواهد داد، ولی مطمئن باشید که هرگز چنین اتفاقی نخواهد افتاد. پس برنامه ­ریزی کنید و پس از انجام و اتمام فعالیت ها در زمان معین آنها را تشویق کنید.

درتاج خاطرنشان کرد: والدین باید این مورد را در نظر داشته باشند که اگر در خانه شریک زندگی دارید، یک فرزند بزرگتر یا حتی یک دوست برای حمایت از آنها وجود دارد. اکنون زمان درخواست کمک است؛ از افرادی که خوشحال می ­شوند و تمایل دارند شما را راهنمایی کنند، کمک بگیرید و در صورت نیاز به کمک برای آموزش و یادگیری فرزند خود، با معلم آنها تماس بگیرید.

روانشناسی روابط عاطفی در دنیای مجازی

روابط مجازی

به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان، وقتی صحبت از عشق مجازی و مسائلی که مربوط به دنیایی غیر از پیرامونی که در آن قرار گرفته‌ایم می‌شود، احساس می‌کنیم از واقعیتی صحبت می‌کنیم که خیلی هم واقعی به نظر نمی‌رسد.

از این‌رو عشق‌های مجازی که روندی غیر واقعی و ماحصل تجربه‌ای غیر ملموس هستند، تولید ذهن خلاق هر فردی می‌تواند باشد. به این ترتیب افراد به واسطه بودن در دنیای مجازی (سایت‌ها و کانال‌های اینترنتی) دلبسته فردی می‌شوند که هیچ آشنایی حقیقی با او ندارند و تنها و صرفاً از طریق دیالوگ‌هایی از راه دور، نوشتن پیامک و یا دیدن عکس‌هایی که خود فرد انتخاب کرده است، تحت تأثیر قرار می‌گیرند.

ماهیت روابط مجازی
از آن‌جایی که روابط مجازی سر و شکل واقعی ندارند و هر دو طرف در روند واقعی یک جریان واقعی از رابطه قرار ندارند، در زندگی واقعی و ملموس با هم در تعامل نیستند و به میزان قابل توجهی از بحث‌ها و اختلاف نظر‌هایی که در روابط طبیعی پیش می‌آید، دور هستند.

به همین دلیل رابطه‌شان دچار توهمی از عشق و دوست داشتن شدید می‌شود که بیانگر عشقی عمیق است، اما اگر همان دو نفر در دنیایی واقعی با یک‌دیگر مواجه می‌شدند و به واسطه مصائب و مسائل دنیای واقعی با یک‌دیگر به چالش بر می‌خوردند، قطعاً پیش از آن‌که خود را درگیر عشقی اهورایی بدانند، خود را درگیر مسائل سطحی زندگی می‌دیدند.

نقش ادراک در رابطه و عشق مجازى
آیا می‌توانیم در رابطه مجازی وجود مشکل را به همان سرعتی تشخیص دهیم که در رابطه غیرمجازی تشخیص می‌دهیم؟ برخلاف دنیای واقعی، در دنیای مجازی برای کسب اطلاعات تنها امکان استفاده از حس بینایی‌مان را داریم آن هم به مقدار کم، چون امکان بهره‌گیری از برداشت‌های ناشی از تعامل غیرکلامی را هم نداریم. کلمه‌های تایپ‌شده، عکس یا آواتاری از طرف مقابل یا ویدئویی از شخصی که مقابل دوربین نشسته است، تنها داده‌های ماست. البته هنگام تماشای ویدئو حس شنوایی‌مان هم به‌کار می‌افتد، اما بخش عمده رابطه مجازی را واژه‌ها تشکیل می‌دهند.

در رابطه مجازی درکی از فرومون (عاملی شیمیایی که از فردی ترشح می‌شود و همان پاسخ‌های رفتاری و واکنش‌ها را در فرد دیگر تحریک می‌کند) یک‌دیگر نداریم، نمی‌توانیم از تماس چشمی، زبان بدن یا لحن و قدرت صدای‌مان استفاده کنیم، نمی‌فهمیم دست‌دادن با طرف مقابل یا کنار او راه رفتن چه حسی دارد!

کمبودهاى رابطه مجازى
اطلاعات حسی وزبان بدن: عمده تفوت رابطه مجازی با واقعی، حذف زبان بدن است. پژوهشی ادعا می‌کند ۹۳ درصد روابط ما به‌شکل غیرزبانی و تنها ۷ درصد آن‌ها رابطه زبانی است؛ بنابراین در رابطه مجازی تمام بده‌بستان ما به‌وسیله ۷ درصد ابزارهای‌مان انجام می‌شود. این وضعیت مانند این است که بخواهیم ماشین خراب را فقط با یک آچار تعمیر کنیم! با وجود چنین محدودیتی رابطه و عشق مجازی چقدر می‌تواند مؤثر و کارا باشد؟

واقعیت و ادراک: به‌راستی واقعیت چیست؟ آیا طرف مقابل همان کسی است که ادعا می‌کند؟ آیا اطلاعات درستی دریافت کرده‌ایم یا ابزار ادراکی ما برداشت‌های غلطی مهیا کرده است؟ شما در دنیای مجازی که هستید؟ همان «خود» دنیای واقعی‌تان؟ آیا همه ابعاد شخصیتی خود را به‌نمایش می‌گذارید یا بخشی از آن را پنهان می‌کنید؟ اگر همه خود حقیقی‌تان را به‌نمایش می‌گذارید، آیا دیگران همان چیزی را که شما می‌خواهید برداشت می‌کنند یا ممکن است دچار کج‌فهمی شوند؟ با چه کسانی در دنیای مجازی صحبت می‌کنیم؟ از میان واژه‌های تایپ‌شده چه مقدار اطلاعات واقعی می‌توانیم کسب کنیم؟

نقش مکانیزم‌های دفاعى دردنیای مجازی: دردنیاى مجازى مکانیسم‌هاى دفاعى با شدت بیشتری به‌کار می‌روند، زیرا افراد کمتر نگران پیامد رفتارهای‌شان هستند و تناقض‌ها اغلب به چالش کشیده نمی‌شوند. شاید ما به‌اندازه دنیای واقعی به‌دنبال بحث و چالش نیستیم، چون برای‌مان روشن نیست احساسات، افکار و باور‌ها متعلق به کیست!

کمبود روابط مجازی

حقیقت رابطه مجازی
احساسات و واکنش‌هایی که در رابطه آنلاین تجربه می‌کنیم متعلق به خود ماست و نه هیچ کس دیگری است! اگر صادقانه به آن‌چه از طرف مقابل دریافت می‌کنیم بنگریم، متوجه می‌شویم بخش عمده آن بازتابی از خود ماست. به عبارتی، مشکلاتی که در ارتباطات مجازی با آن‌ها روبه‌رو می‌شویم، به مشکلات، نگرانی‌ها و الگو‌های نادرست فکری خود ما اشاره دارند.

مخاطرات روابط مجازی
باید سعی کرد در این نوع روابط مرزی گذاشت تا دو طرف آسیب نبینند. مراقب طرز تفکر “فقط یک نگاه” باشید. به دلایل روشنی تشخیص ارتباط عاطفی آنلاین از ارتباط عاطفی فیزیکی دشوارتر است.

خطری که کاربران اینترنتی را تهدید می‌کند این است که اگرچه ما هرروزه اعمال قانونی زیادی را با اینترنت انجام می‌دهیم، ولی می‌توانیم به راحتی با تصاویر و نوشته‌ها از مسیر منحرف شویم. تنها با کلیک بر روی یک لینک وسوسه انگیز که رنگین و برجسته بر روی صفحه پدیدار می‌شود و توسط وبسایت‌هایی که خودشان را برای کسب و کار شما مشتاق نشان می‌دهند تهیه شده است، از مسیر خارج می‌شویم.

برخی از افراد از اینترنت به منظور روبه رو شدن با رفتار‌های جنسی که هیچ گاه جرات رویارویی با آن را در دنیای خارج از دنیای مجازی نداشته‌اند، استفاده می‌کنند. این موضوع با عنوان ننگ اجتماعی شرح داده شده است. زیرا تحقیقات نشان می‌دهد که فعالیت‌هایی از جمله تماشای فیلم‌های پورن و دستیابی به هرگونه موارد جنسی به صورت آنلاین، کمتر از لحاظ اجتماعی محکوم می‌شود.

فعالیت‌های جنسی مجازی به ویژه در چارچوب رابطه می‌توانند بسیار خطرناک و آسیب‌زا باشند. بیشتر افرادی که به منظور ارضای نیاز‌های جنسی خود به اینترنت روی می‌آورند از ضرر آن چشم‌پوشی می‌کنند و همیشه توجیه “فقط یک نگاه” را به همراه دارند. اما در حقیقت آن‌ها به دنبال تماشای فیلم‌های پورن نیستند، بلکه در دنیای مجازی به دنبال مخاطب خاص خود می‌گردند.

اینترنت و افزایش ارتباط قلبی
نلسون و سالاوو بیان کرده‌اند که ارتباط مجازی می‌تواند منجر به روابط عاطفی شود حتی اگرهر دو مخاطب با یک‌دیگر ملاقات حضوری نداشته باشند، به این ارتباط، ارتباط قلبی نیز گفته می‌شود. آن‌ها چنین شرح داده‌اند که به دلیل ایجاد وابستگی میان مخاطبین، ارتباطات عاطفی می‌توانند رویه خطرناکی را به سمت ارتباطات فیزیکی در پیش بگیرند.

کاربران اینترنت خطرات ناشی از ارتباطات عاطفی را به جان می‌خرند. یک تحقیق نشان داده است که رفتار‌های آنلاینی که بیشتر به دید خیانت به آن‌ها می‌نگرند شامل رابطه جنسی آنلاین، قرار‌های آنلاین، سایر رفتار‌های جنسی و وابستگی‌های عاطفی است.

در چهار طرح تعریف شده، ۶۰ - ۸۲ درصد از شرکت کنندگانی که مورد مطالعه قرار داده شده بودند، رفتار عاطفی آنلاین را نسبت به رفتار‌های جنسی آنلاین خطرناک‌تر دانسته‌اند. آیا در حال ورود به یک رابطه عاطفی مجازی هستید؟ چگونه طرفداران شبکه‌های اجتماعی که در یک رابطه متعهدانه هستند از گرفتاری در یک مسیر مجازی به سوی یک ارتباط عاطفی آنلاین جلوگیری کنند؟

شناسایی علایم خطرات وابستگی

نلسون و سالاوو بیان کردند که از نشانه‌های درگیری آنلاین می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

انتظار کشیدن مشتاقانه برای آنلاین شدن یک مخاطب ارتباط مجازی

اعتماد کردن به آن‌ها برای در میان گذاشتن مشکلات

در اختیار گذاشتن اطلاعات در مورد مشکلات روابط در خارج از دنیای مجازی

دادن و گرفتن هدیه

مقایسه هیجانات کلامی و روحی روابط آنلاین با رابطه خارج از دنیای مجازی

اختصاص دادن زمان‌های خانوادگی و یا زمان‌های استراحت در کار برای چک کردن ایمیل‌ها و یا پیام‌های شبکه‌های اجتماعی و در اولویت قرار دادن آن‌ها

۱۰ عامل که شما را کسل و بی حوصله می کند

بی حوصله

به طور حتم شما هم روزها و لحظاتی را تجربه کرده اید که چندان سرحال نبوده و احساس کسالت، خواب آلودگی و بی حوصلگی می کرده اید. تا به حال از خودتان پرسیده اید که کدام عوامل چنین احساسی را ایجاد می کنند؟ در اینجا به ۱۰ عاملی اشاره می کنیم که می توانند شما را بی حوصله و کسل کنند:

۱. عادت بد غذایی

عادت بد غذایی علاوه بر آنکه می تواند حالاتی مانند تهوع و درد در شکم را ایجاد کند، بر حالات روانی ما نیز تاثیر می گذارد و حالاتی مانند تحریک پذیری، نوسانات خلقی، عدم تمرکز، پرخاشگری، عصبانیت یا بیش فعالی را ایجاد کند. اگر از نوسانات خلقی رنج می برید، غذاهایی را که در طول روز مصرف می کنید یادداشت کنید تا رابطه بین غذاهای مصرف شده و نوسانات خلقی خود را کشف کنید.

۲. چیدمان خانه

اگر می خواهید سرحال تر و شادتر باشید چیدمان خانه را عوض کنید زیرا محیط اطراف تاثیری عمیق بر روحیات ما دارد. مثلا رنگ قرمز می تواند افراد را تحریک پذیر و عصبی کند، در حالی که زرد ایجادکننده شادی و آبی ایجادکننده آرامش است. تحقیقات همچنین نشان می دهد که استفاده از تصاویر آرامش بخش –مثلا مناظر زیبا بر روحیات ما تاثیری مثبت داشته و استرس و آشفتگی را کم می کند.

۳. ترفیع گرفتن

اکثر ما رویای ترفیع گرفتن در محل کار را در سر می پرورانیم، اما واقعیت آنقدرها هم که فکر می کنیم امیدبخش نیست. محققان دانشگاه وارویک به این نتیجه رسیده اند که وقتی کارمندی ترفیع می گیرد، میزان استرس و فشار ذهنی ای که بر او وارد می شود افزایش یافته و سلامت ذهنی او به خطر می افتد.

۴. چراغ کنار تخت

اگر مرتبا هنگام تماشای تلویزیون یا هنگام مطالعه خوابتان می برد، مراقب تاثیر این امر بر اعصاب و روان خود در روز بعد باشید. تحقیقات نشان می دهند که نور در شب می تواند مانعی برای تولید ملاتونین – هورمونی که بر خلق و خوی انسان اثر می گذارد بشود. ملاتونین تنها در تاریکی تولید می شود بنابراین سعی کنید در منزل خود از پرده های ضخیم استفاده کرده و هنگام خواب همه چراغ ها را خاموش کنید.

۵. کمبود مواد مغذی

عوامل زیادی وجود دارند که می توانند به افسردگی منجر شوند، ولی در عین حال رژیم غذایی نیز می تواند علایم افسردگی را بهتر یا بدتر کند. کمبود ویتامین D، ویتامین B و اسیدهای چرب امگا ۳ می تواند به احساس افسردگی و آشفتگی منجر شود. بنابراین سعی کنید این مواد مغذی را حتما در رژیم غذایی روسانه خود بگنجانید.

۶. دوستان

مکن است تصور کنید که وقت گذرانی با دوستان راهی مناسب برای سرحال شدن است، با این حال همه چیز به روحیات آنها بستگی دارد. به عقیده محققان احساسات ما (خواه مثبت و خواه منفی) مسری هستند و اغلب بدون اینکه بدانیم از شخصی به شخص دیگر انتقال می یابند. جالب آنکه حتی گاهی بدون اینکه دوستان را ببینیم تحت تاثیر خلق و خوی آنها قرار می گیریم. مثلا در یک تحقیق مشخص شد که کاربراین فیس بوک می توانند تا مدت ۳ روز تحت تاثیر سایر کاربران قرار داشته باشند.

۷. دیر خوابیدن

بسیاری از ما می دانیم که کمبود خواب موجب کسالت و بی حوصلگی می شود، با این حال از نظر محققان زمان خواب به اندازه میزان خواب اهمیت دارد. کسانی که دیر به رختخواب می روند حتی اگر زیاد بخوابند، در معرض افسردگی قرار دارند. پس سعی کنید شب ها زود بخوابید و البته خواب کافی داشته باشید.

۸. قرص های ضدبارداری

محققان می گویند زنانی که از قرص های ضدبارداری استفاده می کنند دو برابر بیشتر از سایر زنان در معرض خطر افسردگی قرار دارند. این قرص ها در برخی زنان حالاتی مانند نوسانات خلقی و کاهش میل جنسی را نیز ایجاد می کند.

۹. سیگار

همه ما آگاه هستیم که سیگار خطر ابتلا به سرطان، بیماری های قلبی و پیری زودرس را افزایش می دهد. اما جالب است بدانید که سیگار بر سلامت روان افراد نیر تاثیر سوء دارد. محققان نیوزلندی در یک پژوهش بزرگ دریافتند که افراد سیگاری و معتادین به نیکوتین بیش از سایرین در معرض افسردگی قرار دارند.

۱۰. آفتاب

در روزهای تاریک زمستان احتمال ابتلا به اختلال عاطفی فصلی وجود دارد، ولی آیا می دانستید که آفتاب هم می تواند افراد را کسل و افسرده کند؟ اگرچه اختلال عاطفی تابستانی تنها بر ۱ درصد افراد تاثیر دارد، ولی عوارض آن جدی و شامل بی خوابی، کاهش اشتها و افسردگی هستند.

نکاتی در مورد روانشناسی کودک که باید بدانید

رولنشناسی کودک

روانشناسی کودک و اهمیت آن

یکی از مهم ترین فاکتورهایی که هر والدینی باید آن را رعایت کنند ، این است که کودک شناسی خوبی داشته باشند . البته با بزرگ کردن فرزند می توان به ابعاد مختلف شخصیتی او پی برد .

 

باید یاد بگیریم که نگاه کودک به دنیای اطراف خود چیست و چگونه مهارت های جدید را به او بیاموزیم ، با احساسات او آشنا شویم و تغییراتی که ممکن است در طول زندگی داشته باشد را مشاهده کنیم که همگی زیر شاخه روانشناسی کودک هستند .

همزمان با بزرگ شدن کودک او در مرحله های پیشرفت کردن قرار می گیرد . محیط ، ژنتیک ، عناصر فرهنگی می تواند روی شخصیت کودک تا حد زیادی تاثیرگزار باشد و البته که سخت است مسیر پیش رو را برای کودکان توضیح دهیم و احساسات آن ها را آنالیز کنیم . دقیقا همینجاست که روانشناسی کودک به کمک شما می آید و اطلاعات ارزشمندی را در اختیار تان قرار می دهد .

روانشناسی کودک چیست ؟

چنانچه در نمناک گفته ایم روانشناسی کودک مطالعه بر روی عملکرد های خودآگاه و ناخود آگاه کودک می باشد که روانشناسان کودک چگونگی تعامل کودک را با والدین ، خودشان و جهان اطراف بررسی می کنند تا پیشرفت و رشد ذهنی آن ها را متوجه شوند .

چرا روانشناسی کودک اهمیت دارد ؟ اهداف روانشناسی کودک چیست ؟

هرکس دوست دارد که رشد سالم را در کودک خود مشاهده کند اما گاهی اوقات نمی توان طبیعی بودن و یا غیر طبیعی بودن رفتار کودک را متوجه شد و روانشناسان کودک به ما کمک می کنند تا این تفاوت را بفهمیم .

فهم الگو های رفتاری طبیعی و غیر طبیعی کودک به والدین کمک می کند تا ارتباط برقرار کردن بهتر، یاد دادن بهتر مسائل برای مدیریت احساسات آن ها را بفهمند و به پیشرفت بیشتر کودک خود در مراحل مختلف زندگی کمک کنند .

روانشناسان همچنین ریشه رفتارهای غیر طبیعی کودک را نیز پیدا می کنند و به آن ها کمک می کنند که با این مشکلات مبارزه کنند . آن ها همچنین به پیشگیری ، ارزیابی و تشخیص مشکلاتی مثل اوتیسم می پردازند .

رشد فیزیکی

رشد فیزیکی در کودکان معمولا طی پدیده های ترتیبی رخ می دهند و کودکان اول یاد می گیرند که چگونه سر خود را بالا ببرند ، خود را بچرخانند ، راه بروند و بدوند که روانشناس نیز طی بررسی ویژگی های رفتاری ، علائم فیزیکی و جسمی کودک خود را نیز بررسی می کند تا موارد غیر طبیعی را در او تشخیص دهد و تاخیر در رشد کردن در قسمتی از بدن او می تواند نشان دهنده مشکلاتی باشد که ممکن است روی روان او تاثیر بگذارد .

رشد ذهنی

نظریه های مختلفی در مورد رشد ذهنی کودک وجود دارد که در طی سال ها دچار تغییر و تحولات زیادی شده است و اکنون همه ما می دانیم که کودکان تازه متولد شده از محیط اطراف خود آگاه هستند و نسبت به آن نیز علاقه و هیجان دارند، حتی قبل از این که زبان باز کنند .

کودک

رشد فیزیکی

رشد فیزیکی در کودکان معمولا طی پدیده های ترتیبی رخ می دهند و کودکان اول یاد می گیرند که چگونه سر خود را بالا ببرند ، خود را بچرخانند ، راه بروند و بدوند که روانشناس نیز طی بررسی ویژگی های رفتاری ، علائم فیزیکی و جسمی کودک خود را نیز بررسی می کند تا موارد غیر طبیعی را در او تشخیص دهد و تاخیر در رشد کردن در قسمتی از بدن او می تواند نشان دهنده مشکلاتی باشد که ممکن است روی روان او تاثیر بگذارد .

رشد ذهنی

نظریه های مختلفی در مورد رشد ذهنی کودک وجود دارد که در طی سال ها دچار تغییر و تحولات زیادی شده است و اکنون همه ما می دانیم که کودکان تازه متولد شده از محیط اطراف خود آگاه هستند و نسبت به آن نیز علاقه و هیجان دارند، حتی قبل از این که زبان باز کنند .

رشد ذهنی به پروسه یادگیری و فکری کودک برمی گردد که این رشد شامل مشاهده کردن ، فهم دنیای اطراف ، یادگیری زبان ، حافظه ، تصمیم گیری ، حل مشکل ، چگونگی استفاده از قدرت تجسم و چگونگی استفاده از منطق و استدلال می باشد که تمام این فاکتورها از ژنتیک و محیط به کودک می رسد .

رشد احساسی

رشد احساسی و اجتماعی کودک تا حد زیادی در هم گره خورده است ، رشد عاطفی به چگونگی احساس کودک ، فهم او در مورد احساسات و ابراز آن ها برمی گردد . رشد عاطفی از کودکان بسیار کوچک آغاز می شود که غالبا احساساتی مثل ترس ، لذت ، خشم و ناراحتی را نشان می دهند .

همزان با بزرگ شدن کودک احساسات آن ها نیز پیچیده تر می شود و احساساتی مثل اعتماد بنفس ، امیدواری ، گناه و غرور در آن ها پدیدار می شود و رشد احساسی همچنین توانایی کودک را برای احساس و فهم عواطف دیگران شامل می شود که یادگیری تنظیم این احساسات برای بعضی از کودکان سخت است که در این مرحله روانشناس و یا فهم روانشناسی کودک کمک بسیار زیادی می کند .

رشد احساسی همچنین می تواند تا حد زیادی رشد اجتماعی کودک را نیز نشان دهد و رشد احساسی کودک روی برخورد آن ها با دیگران نیز تاثیرگزار است و رشد اجتماعی در مورد این است که کودک چگونه ارزش ها ، آگاهی و مهارت های اجتماعی را در برابر افراد دیگر انجام می دهند .

حال این روانشناسی کودک را می توان در فضاهای مختلفی بررسی کرد که در ادامه مقاله به آن ها اشاره می کنیم :

فضای اجتماعی :

روابط بین دوستان تاثیر زیادی روی فکر، یادگیری و رشد کودکان دارد و خانواده، مدرسه و گروه های دوستانه نقش مهمی را در فضای اجتماعی کودک خواهند داشت .

فضای فرهنگی :

فرهنگ محیطی که کودک در آن زندگی می کند ، ارزش ها ، سنت ها و طرز فکر ها و شیوه های مختلف زندگی در طرز فکر کودک بسیار موثر است و همچنین فرهنگ نقش مهمی در روابط کودک با والدین ، مدرسه دارد .

فضای اجتماعی اقتصادی :

وضعیت اجتماعی اقتصادی فاکتورهای مختلفی را مثل سطح تحصیلاتی مردم ، میزان درآمد ، شغل و محل زندگی را شامل می شود . کودک می تواند با غنی بودن در هر کدام از موارد بالا مثل فرهنگ غنی مردم کشور خود ، راحت تر ناتعادلی ها را برطرف کند و خود را ارتقا دهد .

4 مباحث روانشناسی کودک که ممکن است به والدین کمک کند

بسیاری از مباحث روانشناسی کودک وجود دارد که می تواند برای والدین بسیار مفید باشد. این افراد ممکن است تمام تلاش خود را بکنند که والدین خوبی باشند اما ممکن است غالباً شکست بخورند. مواقعی وجود دارد که تعامل با کودکی که مراحل مختلف رشد را پشت سر می گذارد بسیار دشوار می شود.

 

رفتار کودک

این همیشه یک بحث برجسته در محافل روانشناختی است که در مورد کودکان بحث می شود. مشکلات مختلف زیادی وجود دارد که با رشد کودک می تواند بروز کند و والدین باید بدانند که چگونه با هر یک از این مسائل مناسب رفتار کنند. به عنوان مثال کودکی که 12 ماهه است قصد دارد رفتارهای حل مسئله را شروع کند.

با رسیدن به 18 ماه ، آنها از اطلاعات جمع آوری شده از تجربه شخصی و 5 درک حسی استفاده می کنند تا در زندگی روزمره خود گزینه هایی را انتخاب کنند. در این مدت نیز ممکن است روحیه کودک دشوار شود و اینجاست که آنها دیگر فقط به هدایت والدین تکیه نمی کنند.

هنگامی که آنها شروع به کشف توانایی های خود می کنند ، ممکن است ناامید شوند زیرا سعی می کنید از انجام برخی کارها جلوگیری کنید. این نوع تجربه وقتی کودک ابتدا به پیش دبستانی یا مهدکودک می رود و از دبستان تا دبیرستان فارغ التحصیل می شود ، تکرار خواهد شد. والدین باید در صورت وجود شرایط دشوار ، از راهکارهایی از جمله ارائه انتخاب به فرزندان یا تغییر مسیر توجه آنها آگاه باشند

اگرچه روزگاری ازتنبیه و مجازات به عنوان یک روش اصلی برای مقابله با کودکان ناخوشایند استفاده می شد ، اما امروزه بیشتر روانشناسان و والدین در حال انجام بازخورد مثبت و تغییر مسیر به عنوان راهکارهای اصلی برای کمک به فرزندان خود در این دوران دشوار انتقالی هستند.

کودک

مدیریت خشم برای کودکان

کودکان در هر سنی می توانند مشکلات مدیریت خشم را تجربه کنند. همانطور که قبلاً نیز گفته شد ، همانطور که مراحل رشد را پشت سر می گذارند ، این می تواند یک زمان بسیار دشوار برای آنها باشد. آنها سعی می کنند یا به خودی خود یا در نتیجه نشانه های اجتماعی که از همسالان خود دریافت می کنند ، تکامل یابند.

برخورد با کودکانی که مشکلات مدیریت خشم مانند تنور را تجربه می کنند، می تواند برای بزرگسالان بسیار مشکل ساز باشد. این که آیا این اتفاق در خانه رخ می دهد، یا اگر کودکان در مدرسه این کار را انجام می دهند، باید استراتژی هایی به کار گرفته شود تا بتوانند عصبانیت خود را تغییر مسیر دهند یا به آنها کمک کنند تا درک کنند که چرا آنچه انجام می دهند از منظری غیر از خود اشتباه است. از 4 موضوع روانشناسی کودک، موضوع بعدی به یکی از مهمترین روانشناسان ارجاع می شود که واقعاً این تغییرات را درک کرده است.

نظریه اریک اریکسون

شناخت آموزه های روانشناس برای هر دو دوره انتقالی بسیار مفید است و به کودکان در مقابله با مسائل مدیریت عصبانیت کمک می کند. او روانشناس است که عبارت بحران هویت را بیان کرد. در اصل ، هر عدم تعادل در شخصیت آنها به طور معمول با نوعی از مرحله انتقالی که تجربه می کنند ، گره خورده است. اریک اریکسون یک سیستم هشت مرحله ای برای مقابله با بحران هویت ایجاد کرد.

اینکه این تغییرات در درجه اول ناشی از فشارهای بیولوژیکی و تغییرهای رشد است و اینکه این انتقالها منجر به تغییر هویت می شوند ، سیستم هشت مرحله به شما نشان می دهد که چگونه با بحران های هویتی برخورد کنید که در این مواقع انتقالی به وجود می آیند.

رشد عاطفی اجتماعی

سرانجام ، موضوعی که به این مراحل رشد کودک نیز مربوط می شود ، شامل رشد اجتماعی - عاطفی است. اریک اریکسون این تئوری را به عنوان نوعی پاسخ در برابر نظریه های روانشناختی فروید ارائه داد و دانست که زندگی چیزی بیش از یک سری بحران هایی نیست که فرد باید برای تحقق و بقای آن تحمل کند. او معتقد بود که این تغییرات فقط توسط کودکان تجربه نشده است ، بلکه از طریق بزرگسالی نیز ادامه خواهد یافت

براساس بازخوردی که کودکان از محیط خود دریافت می کنند ، به خصوص در زمینه اجتماعی ، این امر بر احساسات آنها تأثیر می گذارد و بنابراین احساسات تصمیمات خود را در مورد نحوه برخورد مناسب با درگیری ها هدایت می کنند.

این 4 موضوع روانشناسی کودک است که باید توسط هر والد مورد مطالعه قرار گیرد. آنچه والدین باید درک کنند این است که کودکان در نتیجه تغییراتی که باید رخ دهد ، رشد و نمو می کنند

همانطور که آنها در حال یادگیری چگونگی شناسایی خود به عنوان یک فرد ، استفاده از مهارت های حرکتی و مهارت های حل مسئله حتی در مراحل اولیه زندگی هستند ، قصد دارند بحران هایی را تجربه کنند که مربوط به تحولات توسعه است.

در کنار هم ، این 4 مباحث روانشناسی کودک به والدین کمک می کند در هنگام تحمل این مسائل ، توانایی تعامل با فرزند خود را بهبود بخشند. همچنین پایه و اساس خوبی را برای فرزندان شما ایجاد می کند ، اطمینان حاصل کنید که آنها می فهمند که چگونه با این تغییرات و بحران هایی که پیش می آید به درستی مقابله کنند.

سپس آنها می توانند آنچه را که از شما آموخته اند به فرزندان خود منتقل کنند و به تحقق روشی بسیار منطقی تر و متمرکز تر برای مقابله با تغییرات زندگی کمک کنند. درک این مسئله که چرا این بحران ها رخ می دهد و اگر می خواهید والدین ایده آل باشید ، چگونگی مقابله با آنها ، بسیار مهم است.

احساس ناامیدی

نا امیدی

برای در امان ماندن از نا امیدی و یاس در زندگی همواره باید توجه داشته باشید که المان ها منفی و افراد های منفی را در زندگی خود حذف کنید در این مطلب تکته های مفید برای داشتن امید در زندگی را برای شما عزیزان آماده کرده ایم

احساس یاس و نا امیدی یکی از بزرگترین موانع رسیدن به اهداف است در زندگی همه افراد شکست ها و ناملایمت هایی رخ داده است اما نکته مهم و طلایی این است که چگونه با مشکلات برخورد کنیم آیا همواره باید با احساس ناامیدی در زندگی آن برهه را پشت یر بگذاریم و یا خودمان بحران را مدیریت کنیم احساس ناامیدی در زندگی باعث افسردگی و شکست روحی می گردد در این مطلب از پرشین وی به بررسی تبعات احساس ناامیدی در زندگی خواهیم پرداخت

احساس ناامیدی در زندگی

احساس ناامیدی از شکست‌های مکرر و شادی‌های اندکی که مردم به دنبالشان هستند بوجود می‌آیند زمانی که احساسات منفی و ناامیدی در زندگی ما ایجاد می‌شوند احساس ناامیدی در زندگی می‌توانیم با آن مبارزه کنیم تا در زندگی ما را با مشکلات بعدی روبه‌رو نسازد. رویا ها برای روان مانند اکسیژن برای ریه ها هستند. اگر به سمت آنها حرکت کنیم هورمون های شادی آزاد خواهند شد، و با نادیده گرفتن آنها احساسات بد را تقویت کرده ایم.

ناامیدی و افسردگی شاید چیزی جز دلسرد شدن ذهن شما نسبت به امکان شکل گرفتن رویا هایتان نباشد. شاید فکر کنید در حال حاضر رویایی ندارید و به خاطر بی توجهی به رویاهایتان دلسرد و افسرده هم نیستید ولی اگر به گذشته خود نگاه کنید خواهید دید که در زندگی خود نسبت به کارهای مختلفی شور و شوق داشته اید ولی چون برای بدست آوردن آن برنامه ریزی و تلاشی نکرده بودید خود به خود آنها را نادیده گرفته اید.

بعضی ها برای رویاهای خود می جنگند و امید و خوش بینی را در ذهن خود زنده نگه می دارند. تا بتوانند سعادتی را که در نظر دارند در آینده بدست آورند. در حالیکه دیگر افراد رویا های خود را در ضمیر نا خودآگاه خود دفن می کنند و تا آخر عمر نا امید و افسرده باقی می مانند.

علل ناامیدی چیست؟

– شکست های پی در پی در زندگی : یکی از علل احساس ناامیدی در زندگی، شکست و انتظار شکست می باشد. اگر شما همیشه انتظار شکست را داشته باشید و توانمندی های خود را باور نداشته باشید، احساس خوبی در زندگی نخواهید داشت.

– یکنواختی در زندگی : انسان فطرتا زیبایی طلب بوده و دوست دارد با تنوع زندگی کند؛ چنانچه محیط زندگی یا فرایند زندگی یکنواخت باشد، روند تغییر و تبدّل انرژی روانی با خلل مواجه می گردد. گاهی انسان به تغییرات اندکی در زندگی نیاز دارد.مثل گردش، تفریح و یا حتی تغییر چیدمان منزل.

– عدم برآورده شدن نیازها : رفع نیازها احساس لذت در زندگی را به دنبال دارد. در واقع نیازها به عنوان یکی از انگیزه های حیاتی هستند. اگر نیازها نبودند انسان در زندگی بسیاری از دلخوشی ها را از دست می داد و خیلی از فعالیت ها را ترک می کرد.

حال این نکته نیز حایز اهمیت است که اگر نیازها به درستی و به موقع و متناسب پاسخ داده نشوند می تواند منجر به احساس سستی و بی حوصلگی در فرد شود. – کم بودن فعالیت های زندگی : رکود و نداشتن مشغله کافی در زندگی و بیکاری و داشتن ساعات زیادی که نمی دانیم با چه فعالیت هایی آن را پر کنیم و یا پر کردن آن با فعالیت های غیر مفید و بی ارزش می تواند به احساس سستی و بی حوصلگی منجر گردد.

ناامیدی و افسردگی شاید چیزی جز دلسرد شدن ذهن شما نسبت به امکان شکل گرفتن رویا هایتان نباشد.

– نداشتن عزت نفس و اعتماد به نفس : اگر ارزش های وجودی خودتان را نشناسید و آنها را باور نکنید راجع به خودتان و زندگی تان احساس خوبی نخواهید داشت. تنها انسان هایی احساس خوبی در زندگی دارند که احساس خوبی نسبت به خودشان دارند و خودشان را به عنوان انسانی خوب و کارآمد قبول دارند.

– شغل نامناسب : چنانچه کاری را انجام می دهید که به آن علاقه ندارید خیلی طبیعی است که از آن احساس لذت نکنید، و هنگامی که می خواهید به کار مشغول شوید بدترین احساس را داشته باشید، و همیشه در زندگی احساس خستگی کنید. دو چیز در زندگی باعث نیک بختی و احساس لذت در زندگی است : یکی همسر دلخواه و مناسب و دیگری شغل متناسب و دلخواه.

– مناسب نبودن رشته تحصیلی : اگر رشته تحصیلی شما مورد علاقه تان نباشد یا مطابق با استعدادهای شما نباشد، پیشرفت چندانی در آن رشته نخواهید داشت و تحصیل به مسئله بغرنج و عذاب آورتبدیل خواهد شد.

یکی از علل احساس ناامیدی در زندگی، شکست و انتظار احساس ناامیدی در زندگی می باشد

راهکارهایی برای درمان ناامیدی

– تقویت ایمان: عامل زیربنایی احساس و رفتار انسان ایمان به خداست. با ایمان به خداست که می توان سخت ترین کارها را انجام داد و از آن لذت برد. بنابراین راهکار لذت بردن از زندگی تقویت ایمان است. – اتفاقات را بپذیرید؛هر چیزی که برایتان اتفاق می‌افتد را بپذیرید، ‌بسیاری از افراد می‌خواهند از زیر بار احساسات غم‌انگیز شانه خالی کنند چرا که برای آنها دردناک است اما تنها پذیرفتن واقعیت است که آنها را آرام خواهد کرد.

– خانه را به محل شادی تبدیل کنید؛بدون شک، احساس ناامیدی از شکست‌های مکرر و شادی‌های اندکی که مردم به دنبالشان هستند بوجود می‌آیند. – برنامه ریزی منظم برای زندگی؛ برای زندگی خود برنامه ریزی جامعی داشته باشید، که در برگیرنده ساعاتی برای تحصیل یا اشتغال، کارهای شخصی، تفریحات سالم، عبادت، استراحت و غیره باشد. برنامه تان را بر روی برگه نوشته و آن را به دقت مورد اجرا قرار دهید و به هر گونه پیشرفت و موفقیت خود پاداش دهید.پاداش شما می تواند تحسین خود، رفتن به گردش، خوردن غذای مورد علاقه یا پرداختن به هر کار مورد علاقه ای باشد.

– داشتن تفریحات سالم در زندگی؛ بصورت هفتگی یک وعده غذایی را در دامان طبیعت بخورید. – داشتن باغچه ؛باغچه کوچکی داشته باشید و در منزل از گلدان و گل استفاده نمایید. – تقویت روابط صمیمی و سازنده با دیگران؛ همه ما انسان ها نیاز به محبت و پذیرش داریم و این محبت و پذیرش بیشتر از ناحیه دوستان ارضا می گردد. این ارضای نیاز است که احساس لذت و خوشی به انسان می بخشد. بنابراین ابراز وجود و پذیرشی که از یک دوست صمیمی حاصل می شود می تواند تاثیر زیادی بر احساس مثبت ما در زندگی داشته باشد.

ناامیدی

درمان نا امیدی

پس سعی کنید اولا دوستان خوبی انتخاب کنید؛ دوستانی که شما را به یاد خدا بیندازند و در شرایط سختی شما را رها نسازند و همیشه یار و یاور و غمخوار شما باشند، و ثانیا روابط خود را با آنها بیشتر کنید. – شرکت در جمع و مباحث جمعی؛ سعی کنید بیشتر در جمع باشید. البته جمعی که شما را تایید کند نه اینکه طرد یا تحقیر کند.

– انجام دادن عبادت؛ احساس ناامیدی در زندگی نماز اول وقت اهمیت ویژه ای بدهید. و سعی کنید هر روز مقدار معینی قرآن بخوانید و در معنای آن تدبّر نمایید. – سعی کنید افکار منفی را از خود دور کنید و آنها را با افکار صحیح جایگزین کنید؛ بجای اینکه فکر کنید فردی ناتوان یا بد شانس هستید به این فکر کنید که کسانی هستند که شرایطشان از شما بدتر است.

کسانی که از سرپناه محرومند. کسانی که با خانواده معتاد درگیرند و یا درگیر مشکلات مالی هستند. – انجام دادن ورزش؛ بصورت مرتب روزانه نیم ساعت ورزش کنید. – داشتن سرگرمی؛ سرگرمی های علمی و هنری داشته باشید و ساعاتی از روز را به کارهای مورد علاقه خود سپری کنید.

راهکارهایی برای امیدوار شدن به زندگی

– افکار تحقیر کننده را از خود دور احساس ناامیدی در زندگی کنید. – در انجام رفتارهاى اجتماعى کوچک و در محیطهایی که بیش‏تر احساس راحتى مى‏ کنید، فعال باشید. این کار را از سلام کردن، احوالپرسى، جواب سلام دادن، نگاه کردن، تعارف کردن و تعارف شنیدن با اطرافیان و استادان در بیرون از کلاس آغاز کنید و با تمرین به کارهاى بزرگ‏تر و مهم‏تر گسترش دهید. البته این کارها در صورتی توصیه می شود که حمل بر غرض ورزی نشود و زمینه از بین رفتن آبروی انسان نگردد.

– درکارهای اجتماعی شرکت کنید؛تلاش کنید که در کارهاى اجتماعى در محیط خانه، مدرسه و دانشگاه مانند اردو و بازى‏ هاى دسته جمعى شرکت کنید و نقش فعالى را بپذیرید. – تلقین مثبت را فراموش نکنید. به خود تلقین کنید که من از بقیه چیزی کم ندارم. خیلی نقاط مثبت دارم که خیلی از افراد ندارند.

من نباید ترسی از حضور در جمع داشته باشم. همه کسانی که به راحتی در حضور استاد صحبت می کنند در توانایی ها و استعداد ها با من همتراز می باشند و جای نگرانی نیست.

– فهرستى از ده لغت یا عبارت – که بیانگر ویژگى‏هاى مثبت شخصیت شما است – تهیه کنید و روزى چند بار آنها را در قالب جمله کاملى بخوانید ؛ مثلاً بگویید: «من باهوش هستم» و…. – هرگز خود را سرزنش نکنید. – سعی کنید دوستانی خوب و مومن برای خود انتخاب کنید و ارتباطتان را با این دوستان بیشتر کنید.

بیشتر بدانید از راهکارهای افزایش امید در زندگی

شاید به نظر شما این حرف شعارگونه بیاید. اما بهتر است ما به جای حسرت چیزهایی که نداریم، قدردان داشته‌های خود باشیم. ذهن‌تان چیزی را درو می‌کند که خودتان در آن کاشته‌اید. شکرگزار باشید تا ببینید زندگی‌تان چگونه تغییر می‌کند و امیدتان دوباره زنده می‌شود.

افراد زیادی در دنیا فقر، جنگ، قحطی، ظلم حاکمان و انواع معلولیت‌ها را تحمل می‌کنند. وقتی که ما بر روی چیزهایی خوبی که در زندگی داریم تمرکز کنیم، می‌توانیم به جای ناامیدی، شکرگزار داشته‌های خود باشیم. زمانی که احساس می‌کنید هیچ چیزی در زندگی ندارید که به خاطرش شکرگزار باشید، تلاش کنید تا فهرستی از داشته‌های خود تهیه کنید. همین که زنده‌اید، می‌توانید بخوانید، حرف بزنید، غذایی برای خوردن دارید و افرادی شما را دوست دارند، دلایل خوبی برای شکرگزاری هستند.

شش راهکار برای والدین: چگونه در هنگام شیوع بیماری کرونا از فرزندان خود حمایت کنید؟

قرنطینه

 

بیماری کرونا موجب ایجاد احساساتی نظیر اضطراب، استرس و عدم اطمینان می گردد. این احساسات به ویژه در میان کودکان و نوجوانان، در سنین مختلف، بیشتر دیده می شوند. اگرچه کودکان به طرق مختلف به این احساسات واکنش نشان می دهند اما بطور کلی در مواجه با رویدادهایی همچون تعطیلی مدارس و لغو برنامه ها و دوری از دوستان ، بیش ازپیش به حمایت های عاطفی نیاز دارند.

ما با روانشناس متخصص نوجوانان، نویسنده کتابهای پرفروش و ستون‌نویس ماهنامه نیویورک تایمز دکتر لیزا دامور درباره اینکه چگونه می‌توانید شرایط در خانه را حین این «تجربه جدید و گذرا» عادی‌سازی کنید، صحبت کرده‌ایم.

 

۱. برای صحبت با فرزندتان پیش‌قدم شوید و با آرامش درباره بیماری صحبت کنید

دکتر دامور توصیه می کند که «والدین بایستی در صحبت با فرزندان خود درباره بیماری کرونا و نقش مهمی که  وی در حفظ سلامتی خود دارد، پیش قدم شده و با آرامش در این باره با آنها صحبت کنند. به آنها بگویید که شاید خود شما یا هریک از اعضای خانواده نشانه‌های بیماری را که اغلب هم شبیه سرماخوردگی عادی یا آنفولانزاست، در خود احساس کنید، و نیازی نیست که از این احتمال ترس بی‌مورد به خود راه دهند. والدین باید فرزندان خود را تشویق کنند که اگر حالشان خوب نیست یا اگر احساس نگرانی درباره این بیماری دارند با آنها صحبت کنند و کمک بخواهند.»

«بزرگسالان باید این واقعیت را که کودکان ممکن است درمورد این بیماری عصبی و نگران باشند،  درک نموده و با کودکان همدلی کنند. به  فرزندان خود مرتباً اطمینان بدهید که بیماری کرونا به خصوص برای کودکان و نوجوانان معمولاً خفیف می‌باشد. همچنین به خاطر داشته باشید که نشانه های بیماری کرونا قابل درمان هستند. همینطور می‌توانیم به کودکان یادآوری کنیم که کارهای موثر زیادی می‌توانیم انجام دهیم که هم خود و هم دیگران را ایمن نگه‌داریم و احساس کنیم که  بر شرایط بوجود امده مسلط هستیم، از جمله شستشوی مرتب دستها، لمس نکردن صورت و حفظ فاصله اجتماعی.»

«کار دیگری که ما می‌توانیم انجام دهیم این است که از فرزندان خود بخواهیم به دیگران و شرایط سایر افراد فکر کنند. مثلاً می‌توانیم به فرزندمان بگوییم: "ببین می‌دانم که واقعاً نگران ابتلا به این بیماری هستی، ولی این که از تو می‌خواهیم این کارها را انجام بدهی، دستهایت را بشویی و در خانه بمانی، برای این است که به این ترتیب، درواقع از سایر افراد جامعه‌مان مراقبت کرده‌ایم. یعنی این که ما به اطرافیان مان فکر می‌کنیم و اهمیت می‌دهیم.»

 

۲. یک برنامه منظم روزانه داشته باشید

دکتر دامور می‌گوید: «کودکان نیاز به برنامه منظم روزانه دارند.. همین و بس. و  آنچه همه ما باید هرچه سریع‌تر انجام بدهیم، تهیه یک برنامه منظم روزانه است تا به همه ما در انجام کارهای روزانه کمک نماید. به والدین موکدا توصیه می‌کنم که برنامه روزانه منظمی  برای فرزندان خود درنظر بگیرند که شامل زمان بازی و استفاده از موبایل و ارتباط با دوستان‌شان نیز باشد، و حتماً زمانهایی برای دوری ازتکنولوژی و کمک در کارهای خانه درنظر داشته باشند. باید فکر کنیم که چه چیز برایمان با‌‌‌ارزش است و برنامه منظم مورد نظرمان را طبق آن ارزش‌ها وضع کنیم.

حفظ یک برنامه منظم و قابل پیش بینی می تواند در کودکان احساس آرامش خاطر بوجود اورد، به نحوی که بدانند چه زمان باید به کارهای ضروری بپردازند و چه زمان را به بازی سپری کنند.

دکتر دامور پیشنهاد می‌دهد که درکارها فرزندان‌تان را نیز مشارکت دهید. «برای کودکان 10 و 11 ساله یا بزرگتر، پیشنهاد می‌کنم که از خود کودک کمک بگیرید و برنامه روزانه را با هم طراحی کنید. (پیشنهاد می‌کنم برنامه روزانه کودکان 10 و 11 ساله و یا بزرگتر را با مشارکت خودشان تنظیم نمایید،) با آنها درمورد کارهایی که باید در برنامه روزانه‌شان انجام دهند، صحبت کنید و ببینید که آنها چطور برای خودشان برنامه‌ریزی می‌کنند. درمورد بچه‌های کوچکتر، بسته به این که چه کسی مراقب آنهاست (چون ممکن است که هر دو والد در خانه نباشند) طوری برنامه‌ریزی کنید که همه کارهای مهمی  که باید انجام شود درنظر گرفته شوند: تکالیف درسی و تمام کارهای خانه که باید در آن کمک کنند. درمورد برخی خانواده‌ها به نظر می‌رسد که شروع انجام برنامه از ابتدای صبح برای فرزندان بهتر است. ولی بعضی خانواده‌ها ممکن است ترجیح بدهند که کمی دیرتر شروع کنند تا بتوانند بیشتر بخوابند و از خوردن صبحانه در کنار هم لذت ببرند.» والدینی که در طی روز نمی‌توانند بر فعالیت‌های فرزندان خود نظارت داشته باشند ، می‌توانند با هم فکری با مراقب کودک  برنامه مناسبی برای کودک تهیه نمایند. هماهنگ کنند که چطور به نحو بهتری برنامه‌ریزی کنند.

«فرزندان خود را از حمایت کنید، انتظار این را داشته باشید که به‌خاطر از دست دادن زندگی عادی و روزمره‌شان خیلی غمگین و خسته شوند، و سعی کنید شرایط را برای آنها عادی کنید.»

۳. بگذارید فرزندتان احساسات خود را بروز بدهند

با تعطیلی مدارس، تفریحات داخل مدرسه، کنسرتها، مسابقات ورزشی و فعالیت‌هایی که بچه‌ها پیش از این در آن شرکت می کردند، لغو شده و بنابراین کودکان به دلیل دست دادن تمام این فعالیت ها احساس نا امیدی می کنند.. مهمترین توصیه دکتر دامور این است که اجازه بدهید فرزندان‌تان غمگین باشند. «در زندگی یک نوجوان، از دست دادن اینها غم بسیار بزرگی است، بسیار بزرگتر از آنچه که ما به‌عنوان افراد بزرگسال دارای تجربه ممکن است احساس کنیم. بنابراین، آنها را از لحاظ عاطفی حمایت کنید، انتظار این که به‌خاطر از دست دادن زندگی عادی و روزمره‌شان خیلی غمگین و خسته شوند را داشته باشید و سعی در عادی کردن شرایط کنید.» در چنین شرایطی، همدلی و حمایت بهترین راه است. 

 

۴. درمورد آنچه می‌شنوند و می‌دانند با هم صحبت کنید

اطلاعات نادرست زیادی در باره بیماری کرونا در حال انتشار است. " از کودک در مورد اطلاعاتی که در مورد بیماری شنیده است، سوال بپرسید و میزان درستی این اطلاعات را بسنجید. صرف ارائه اطلاعات صحیح به کودک کافی نیست، چرا که ممکن است کودک اطلاعات جدید را با برداشت های نادرست قبلی ترکیب نماید. سعی نمایید دانسته های قبلی کودک را بفهمید، انها را اصلاح وتکمیل نمایید.

اگر فرزندتان سوالی پرسید که جوابش را نمی‌دانید، به‌جای حدس زدن، از این فرصت استفاده کنید و با هم به دنبال پاسخ بگردید. از وبسایت‌های سازمان‌های معتبری نظیر یونیسف و سازمان جهانی بهداشت به عنوان منابع اطلاعاتی استفاده کنید.

بسیاری از کودکان در مدرسه یا در دنیای مجازی  به خاطر بیماری کرونا مورد آزار و اذیت قرار می گیرند. مهم است که فرزندان‌تان بدانند که اگر مورد آزار و اذیت قرار گرفتند، شما همیشه پشتیبان آنها هستید. دکتر دامور می گوید: «کمک خواستن از دیگران بهترین راه مواجهه با هر نوع آزار و قلدری است. نباید از بچه‌ها و نوجوانانی که مورد آزار و قلدری قرار گرفته‌اند انتظار داشته باشیم که به تنهایی درمقابل چنین سوء‌رفتارهایی از خود دفاع کنند، بلکه باید آنها را تشویق کنیم که از دوستان و بزرگسالان کمک و حمایت بخواهند».

 

۵. ایده‌هایی برای معطوف کردن حواس کودکان به کارهای دیگر

اگرفکر می‌کنید کودکان‌تان در هضم احساسات دشوارشان با مشکل رو‌به‌رو هستند، برای ایجاد راه‌حل ازخود کودک سرنخ بگیرید. سعی کنید میان زیاد صحبت کردن درباره احساسات و یافتن موضوعاتی برای معطوف کردن حواس او به امری دیگر، تعادل برقرار کنید. هر چند روز یک‌بار یک بازی خانوادگی انجام دهید یا با همدیگر آشپزی کنید. دکتر دامور از آماده‌کردن شام برای برقراری ارتباط با دختران خود استفاده می‌کند: «ما تصمیم گرفته‌ایم که گروه ‌بندی کنیم و هر شب یک تیم به صورت چرخشی مسئول آماده کردن شام برای کل خانواده می‌شود.»

درمورد نوجوانان و استفاده مداوم از اینترنت انعطاف‌پذیرتر باشید، ولی آنها را کاملا به حال خود رها نکنید . دکتر دامور توصیه می‌کند که با نوجوانان رو راست باشید و به آنها بگویید که درک می‌کنید در این شرایط زمان بیشتری دارند، ولی دسترسی بی‌وقفه به صفحات مجازی و رسانه‌های اجتماعی هم ایده چندان خوبی نیست. از نوجوان خود بپرسید: «به نظر خودت چه کار باید بکنیم؟ یک برنامه‌ریزی برای خودت انجام بده و با هم در موردش صحبت کنیم تا من هم نظر خودم را بگویم.»

 

۶. رفتار خود را مدیریت کنید

دکتر دامور می‌گوید: «بطور یقین والدین نیز احساس اضطراب می کنند و فرزندان از حالات و احساسات آنها الگو می‌گیرند. من از همه پدرها و مادرها می‌خواهم، تا حدی که می‌توانند اضطراب و نگرانی‌های خود را مدیریت کنند و این نگرانی ها را بیش از حد در حضور فرزندان خود بروز ندهند. این دقیقا یعنی خوددار بودن و کنترل کردن احساسات، که گاهی کار بسیار سختی است، به خصوص اگر این احساسات در آنها هم بسیار شدید باشد.»

بچه‌ها برای احساس ایمنی و امنیت، به والدین خود متکی هستند. «این مهم است که به خاطر داشته باشیم که کودکان همچون مسافرین اتومبیلی هستند که ما راننده آن هستیم.  بنابراین حتی اگر احساس اضطراب می‌کنید،  اجازه ندهید که سایر مسافران احساس ناامنی کنند.»

کرونا و توانمندی‌های اجتماعی مقابل آن

کرونا

 

اضطراب ناشی از کرونا و توانمندی‌های اجتماعی مقابل آن

کرمان - ایرنا - به اذعان عموم مردم امنیت به عنوان یکی از نیازهای اساسی جامعه انسانی است که بستر مناسبی را برای هر گونه سرمایه گذاری و توسعه فراهم می کند اما وجود بحران ها، ناامنی و عدم وجود شرایط ایمن، ثابت و پایدار،چه بصورت واقعی باشد و چه احساس ناامنی از سوی افراد علاوه بر مختل کردن نظم اجتماعی، ریشه و منبع اصلی ایجاد استرس و اضطراب و تهدید کننده سلامتی انسان به شمار می رود.

بسیاری از صاحب‌نظران معتقدند: ناامنی و وجود بحران‌ها، بختک توسعه است و به‌عبارت دیگر شرایط نا ایمن، مانع جدی در برابر رشد و پیشرفت هستند و هر چه درجه توسعه یافتگی کشورها بیشتر باشد، آسیب‌پذیری از بحران‌ها کمتر خواهد بود.
بطور کلی سلامتی انسان حالت و وضعیتی است که در آن فرد خود را خوب، قوی و مطمئن احساس می‌کند و در واقع منظور تعادلی است که بین ارگانیسم و محیط او وجود دارد و در نتیجه  کسی که می‌تواند تعارض‌های خود را حل کرده و در مقابل ناکامی‌های اجتناب‌ناپذیر زندگی استقامت داشته باشد، از سلامتی برخوردار است.

با توجه به این اصل که تعادل روانی و اجتماعی یکی از نیازمندی‌های انسانی است،  اضطراب و شرایط بحرانی چون این تعادل را بر هم می‌زند و نظم روانی و اجتماعی را دچار اخلال می‌کند، به پدیده‌ای آزار دهنده تبدیل می‌شوند و نمی‌گذارند تا انسان‌ها با سازگاری با محیط به زندگی خودشان ادامه بدهند و از بقا برخوردار شوند.

بطور کلی آنچه که شرایط سازگاری و بقای نوع بشر را به مخاطره اندازد باعث ایجاد استرس و اضطراب خواهد شد و استرس پاسخ روانی انسان برای تطابق مجدد است.

باید توجه داشت که استرس یکی از عوامل ایجاد احساسات منفی در افراد است و چنانچه استرس مدیریت نشود به درماندگی و تحلیل رفتگی انسان و کاهش قوا و انرژی جسمانی و روانی منجر خواهد شد.

موقعیت‌های تهدیدآمیز، فشار بیرونی و درونی و ناتوانی فرد در پاسخ‌دهی به این محرک‌ها و عدم مهارت در برخورد با تهدیدات موجب اضطراب می‌شود و استرس هم نقطه آغازی برای اضطراب است.

با توجه به این اصل که تغییرات محیطی با در نظر گرفتن نوع نگرش و برخورد انسان ، میزان استرس پذیری را تعیین می‌کند، باید گفت که اضطراب موجب پیدایش وسواس، اختلال فکری و رفتاری و افکار مزاحم می‌شود و تعادل و سازگاری فرد با محیط را مختل می‌کند.

بیماری‌ها ، حوادث، بحران‌های اجتماعی و زیست محیطی از جمله تهدیدهای بزرگ زندگی بشری و بر هم زننده نظم و تعادل زندگی هستند و جامعه انسانی همواره با چنین خطراتی مواجه است و درجه توسعه یافتگی، میزان آسیب‌پذیری از بحران‌ها و حوادث را تعیین می‌کند.

مضاف بر عوامل فوق، اختلال‌های شخصیتی، مشکلات ارتباطی، شغلی، خانوادگی، اقتصادی، اجتماعی، رقابت و تنوع‌طلبی که ویژگی جوامع امروزی است نیز عوامل ایجاد استرس به شمار می‌روند که در صورت مداومت، فرد را دچار اضطراب دائمی می‌کنند زیرا استرس  محرکی برای ایجاد اضطراب بوده و اضطراب نشانه هیجانی استرس است.

با اذعان به این نکته که استرس و اضطراب دارای عوارض جسمانی(مانند اختلالات گوارشی)، روانی(خشم و غضب و افسردگی)، شناختی(کاهش قدرت تمرکز و خلاقیت) و رفتاری (پرخاشگری و ضرب و شتم) است، باید گفت که تقویت اعتماد و عزت نفس،کنترل درونی، تغییر شرایط، خوداتکایی، تغییر احساس، خوش‌بینی، غنی کردن اوقات فراغت، مدیریت‌زمان، انعطاف‌پذیری، ارتباطات، همبستگی اجتماعی، تغذیه صحیح ،کار تیمی و ورزش راه‌های کاهش اضطراب معرفی شده‌اند.

چنانچه استرس‌ها و اضطراب‌های ناشی از آن به‌ویژه در زمان وقوع بحران‌ها و حوادثی که عده زیادی از افراد جامعه را درگیر می‌کند، مدیریت و کنترل نگردد و عمومیت یابد، احتمال می‌رود که در جامعه شاهد هیستری و هراس جمعی و واگیری اجتماعی باشیم.

پس در بحران کنونی که کرونا یکهتاز میدان شده و موجبات هراس و تشویش اذهان و به تعبیری اضطراب را بر فضای جامعه مستولی کرده چه بهتر که برای رهایی از صدمات روحی روانی این ویروس منحوس ضمن رعایت توصیه های بهداشتی و در خانه ماندن با برنامه ریزی به مدیریت زمان پرداخت و از فرصت بوجود آمده ضمن حرکت در راستای تعالی فردی و شخصیتی از شر  اضطراب و استرس ناشی از این ویروس هم در امان ماند.

عشق چیست و چه را‌ه‌هایی برای تشخیص واقعی بودن آن وجود دارد؟

عشق

شاید شما هم عشق و علاقه به شخص خاصی را تجربه کرده باشید. در این شرایط هربار که اسم او را می‌شنوید یا آن شخص صدایتان می‌زند، قلب‌تان به‌تپش می‌افتد و زمانی‌که نزدیک شماست، دست‌تان عرق می‌کند. شاید فکر کنید که در تمام دنیا فقط همین شخص وجود دارد، اما از کجا بفهمید که واقعا عشق شده اید؟ از کجا بفهمید این یک حس واقعی است یا خیر؟ در این مطلب می‌خواهیم توضیح بدهیم عشق چیست و چه راه‌هایی برای تشخیص عشق واقعی وجود دارد.

مراحل سه‌گانه‌ی عشق

دنیس ندر (Dennis Neder)، نویسنده‌ی کتاب «در دنیای زنان یک مرد باش» (Being a Man in a Woman’s World)، می‌گوید: «عشق سه مرحله دارد: مرحله‌ی شیفتگی، مرحله‌ی پیوند و مرحله‌ی آشنایی. با شناخت این سه مرحله می‌فهمید که آیا عشق شما واقعی است یا نه».

به‌گفته‌ی دکتر ندر، مرحله‌ی شیدایی زمانی است که شما نمی‌توانید برای بودن با او منتظر بمانید. این مرحله‌ی رمانتیک و خیالی عشق است. درواقع این همان مرحله‌ای است که مردم از آن به‌عنوان عشق واقعی یاد می‌کنند، اما این مرحله بعد از مدت‌زمان کوتاهی از بین می‌رود.

مرحله دوم مرحله‌ی پیوند است. در‌ طول این مرحله سعی می‌کنید که فرد مقابل را بشناسید و تمام برنامه‌های مختلف زندگی‌تان را براساس او تنظیم می‌کنید. اگر این مرحله را ادامه دهید به‌تدریج وارد مرحله‌ی سوم می‌شوید که به آن مرحله‌ی آشنایی می‌گویند.

در مرحله‌ی آشنایی برنامه‌هایی را ترتیب می‌دهید که فرد مقابل در آن حضور دارد و درنهایت باهم ازدواج می‌کنید. شما کم‌کم متوجه می‌شوید که فرد مقابل‌تان درمورد موضوعات مختلف چه احساسی دارد و از چه چیزهایی لذت می‌برد. همچنین هم‌زمان دوباره روی زندگی شخصی خودتان، مسیرها و اهداف‌تان تمرکز می‌کنید. براساس باور متخصصان «عشق واقعی» از اینجا شروع می‌شود.

تعریف «عشق واقعی» چیست؟

تعریف عشق

براساس جمله‌ی معروف از فیلم داستان عشق (Love Story)، عشق یعنی هیچ‌وقت مجبور به عذرخواهی نشوید، اما زمانی‌که از کارشناسان درباره‌ی عشق واقعی سؤال می‌شود، کمی مکث می‌کنند و به فکر فرو می‌روند. شاید به‌ این‌ دلیل باشد که عشق واقعی برای افراد مختلف تعاریف متفاوتی دارد.

دکتر ندر می‌گوید: «عشق واقعی به این معنی است که بخواهید میزان سلامتی، رفاه و خوشبختی فرد مقابل‌تان بیشتر از سلامتی، رفاه و خوشبختی شما باشد. زمانی که مراقب کلمات، افکار و فعالیت‌هایتان هستید، به‌ویژه اگر سعی می‌کنید که این رفتار برای فرد مقابل‌تان خوش‌آیند باشد، درواقع شما عاشق شده‌اید».

کریستین نرتروپ (Christiane Northrup)، نویسنده‌ی کتاب «بدن زنان- حکمت زنان» (Women’s Bodies, Women’s Wisdom) و کتاب «حکمت یاسگی» (The Wisdom of Menopause) می‌گوید: «عشق واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که شما به‌اندازه‌ی کافی به طرف مقابل‌تان اجازه می‌دهید که با داشتن امکانات و زمان لازم، به آن‌ چیزی که می‌تواند باشد، تبدیل شود».

برعکس اگر فردی به شما می‌گوید که «اگر من را دوست داری، باید…»، این عشق واقعی نیست. براساس گفته‌ی دکتر نرتروپ این نوع عشق در محدوده‌ی کنترل کردن فرد است و براساس باورهای متافیزیک در چاکرای دوم (چاکرای جنسی) قرار دارد. اما عشق واقعی از چاکرای چهارم سرچشمه می‌گیرد و به‌راحتی با پشتیبانی‌های بی‌قیدوشرط تشخیص داده می‌شود.

دکتر کاتلین هندریکس و دکتر گی هندریکس (نویسندگان کتاب عشق ابدی) می‌گویند: «عشق واقعی زمانی ایجاد می‌شود که فرد از یک تعهد ناخودآگاه به‌سمت تعهد خودآگاه پیش می‌رود. زمانی‌که مردم می‌گویند داشتن رابطه واقعا کار سختی است؛ این بیانی از تعهد ناخودآگاه است».

تعهد به این معنی است که شما خودِ واقعی‌تان را به شریک‌تان نشان می‌دهید و درهمه‌حال از او حمایت می‌کنید.

به‌گفته‌ی دکتر لوری مور (Laurie Moore) همه‌ی عشق‌ها از یک قلب گشوده ایجاد می‌شوند. زمانی که شما باهم هستید، این گشودگی و امنیت هم‌زمان وجود دارد. اما ممکن است کسی که به او علاقه دارید، لزوما شریک زندگی شما نباشد.

۹ روش برای تشخیص عشق واقعی وجود دارد

عشق

۱. احساس خوبی دارید

یک رابطه‌ی خوب، یک احساس خوب را برای‌تان به ارمغان می‌آورد.

۲. دوست دارید که زمان‌تان را با شریک‌تان سپری کنید

نیازی ندارید که با دیگران باشید یا برای دوری از یکدیگر دنبال بهانه نمی‌گردید. شما از تمام لحظه‌هایی که باهم هستید لذت می‌برید. حتی اگر ساکت باشید.

۳. به شریک‌تان احترام می‌گذارید

از شنیدن درباره‌ی شریک‌تان به خود می‌بالید و چیزهایی شبیه به این می‌گویید: «همسر من در خوانندگی و ترانه‌سرایی بی‌نظیر است». اگر متوجه شدید که مدام دارید درباره‌ی خودتان حرف می‌زنید، شما به همسر یا روابط‌‌تان توجه نکرده‌اید.

۴. افکار شریک زندگی‌تان برای‌تان جالب است

شما درباره‌ی موضوعاتی که برای‌تان مهم است نظر همسرتان را می‌پرسید. اگر با شما هم‌نظر نبود هم اشکالی ندارد.

۵. ویژگی‌های غیرعادی شریک‌تان را می‌پذیرید

همه‌ی افراد ویژگی‌های خاص خودشان را دارند. حتی شما! اگر شریک‌تان ویژگی دلپذیر یا تحمل‌پذیری داشت، حال شما خوب است. اگر این ویژگی شما را آزار می‌دهد، باید در نوع رابطه‌تان دقیق شوید.

۶. احساس امنیت می‌کنید

شما نمی‌ترسید که شریک‌تان را از دست بدهید.

۷. برای باهم بودن توضیحی ندارید

بسیاری از مردم به‌دلیل اینکه زندگی‌شان را باهم هماهنگ کرده‌اند مجبورند که در کنار یکدیگر باشند. اما از خودتان بپرسید آیا واقعا دوست دارید که باهم باشید. اگر جواب مثبت بود، پس به این باهم بودن ادامه دهید. اما اگر جواب منفی است پس مشکلی وجود دارد. ممکن است شما آماده نباشید.

۹. شریک‌تان را با دیگران مقایسه نمی‌کنید

همیشه افرادی زیباتر، باهوش‌تر و خوش‌اندام‌تر از همسر شما وجود دارند. اما شما نگران نیستید، زیرا دوست دارید که با او باشید.

به روابط‌‌تان دقت کنید. آیا عشق شما واقعی است؟

حس درس خوندن نیست!

هر ساله تعداد زیادی از افراد جامعه ما با رنج سنی متفاوت که البته بیشتر آن‌ها جوانان 18 ساله هستند در کنکور شرکت می‌کنند. کنکوری‌ها تلاش می‌کنند تا در این ماراتن پر پیچ و خم به موفقیت برسند و در رشته مورد علاقه دانشگاهی که قلباَ دوستش دارند مشغول به تحصیل شوند. در ابتدای مسیر تقریبا 100 درصد داوطلبان با انگیزه فوق العاده زیاد و انرژی وصف ناپذیر و باور نکردنی مشغول به محیا کردن شرایط می شوند و به نوعی با آمادگی بالا استارت می‌زنند و دروس را خیلی خوب مطالعه می کنند. در نیمه‌های راه به دلایل محتلف از جمله مشکلاتی که در زندگی شخصی هر یک از این عزیزان وجود دارد کم کم از درس زده می شوند. مشکلاتی مثل نداشتن امکانات خوب، نداشتن منبع های مطالعاتی مناسب … و از این دست مشکلاتی که شما را از ورود به مسیر آرزوهاتون دور می‌کند.

به شما تبریک میگیم!

همین که جرات داشتید آرزوهاتون رو تصور کنید و برای خودتون اهدافی تعیین کردید گام اول برای موفقیت رو برداشتید! همین که به عشق آرزوهاتون به سمت این مسیر قدم برداشتید جا داره که به شما تبریک بگیم! چرا که بسیاری از افراد هم سن و سال شما تهی از رویاهای بزرگ هستن و برنامه ای برای قدم گذاشتن در مسیر اهدافشون (البته اگه هدفی داشته باشن) ندارن!

اهداف

اگر موفق نشی تنها دلیلش خودت هستی!

دوست عزیزی که از مشکلاتت خسته شدی و به قول خودمون صبرت به انتها رسیده! شمایی که منتظر یه جرقه هستی تا همه چیز رو رها کنی! کاش یخورده دور و اطرافت رو بهتر میدیدی که کم نبودن افرادی که با مشکلات خیلی زیادی استعدادهای خودشون رو شکوفا کردن… کم نبودن آدمایی که با وجود رنج و سختی فراوان تو زندگیشون به موفقیت‌های خیلی بزرگ رسیدن! کافیه زندگینامه افراد موفق رو بخونی و متوجه این حرف های من بشی.

اگر تو زندگیت موفق نشی مقصر اصلی خودت هستی…

دوست عزیز اشتباه نکن! من نفسم از جای گرم بلند نمیشه… فقط اعتقاد دارم که اگر درس نخونی و یا هیچ حرکتی برای رسیدن به رویاهات نزنی، کسی برای تو دلش نمی‌سوزه! هیچکس مشکلات تو رو نمی‌بینه، فقط یک چیز می‌گن اونم اینه که  “فلانی در حد این صحبتا نبود”

حالا به نظرت با این همه تفاسیر حتی با در نظر گرفتن اینکه حتی یک کلمه هم درس‌ها رو مطالعه نکردی بهتر نیست که از همین الان شروع کنی کم کم به خوندن عادت کنی و تا دو هفته دیگه اوج بگیری! یا میخوای بشینی دست رو دست بزاری و فقط از نداشتن منایع مطالعاتی خوب و کمبود امکاناتت بگی؟؟؟

تو جامعه که به اکثریت مردم نگاه کنی غم رو تو چهرشون میتونی ببینی و حتی میتونی به راحتی بفهمی پشت اون خنده های مصنوعی چه حسرت هایی هست…

از نظر من بزرگترین حسرت حسرت کارهای که هیچ وقت برای انجام دادنشون پا پیش نزاشتیم….

اکثر مردم قشنگ زندگی کردن رو فراموش کردن و به کل یادشون رفته چه لذت هایی وجود داره تو زندگی که ازش غافل شدن .. با نگاه کردن مردم ناخودآگاه یاد این نوشته دکتر حسابی میفتم:

لذت بردن را یادمان ندادند!

از گرما می نالیم از سرما فرار می کنیم. در جمع از شلوغی کلافه می شویم و در خلوت از تنهایی بغض می کنیم.

تمام هفته منتظر رسیدن روز تعطیل هستیم و آخر هفته هم بی حوصلگی تقصیر غروب جمعه است و بس!

همیشه در انتظار به پایان رسیدن روز هایی هستیم که بهترین روز های زندگیمان را تشکیل می دهند: مدرسه..دانشگاه..کار

حتی در سفر همواره به مقصد می اندیشیم بدون لذت از مسیر!

غافل از اینکه زندگی همان لحظاتی بود که می خواستیم بگذرند…

کاش یک مقدار به این نوشته فکر کنید… ببینید که چه لذتی دارد که با همه این مشکلاتی که هر لحظه در حال لیست کردنش در ذهنتون هستید قدم تو مسیر اهداف و آرزو هاتون بزارید و آخرش به خودتون ببالید که شما هم تونستید خواسته دلتون رو برآورده کنید..

یه ذهنیت قوی بساز، هدفت در زندگی رو کشف کن و یاد بگیر که از اشتیاق خودت بهره بگیری. یه رویای جذاب بساز و یاد بگیر که برای اون رویا هدف تعیین کنی و برای این هدف‌ها دست به عمل بزنی.

به ما یاد داده‌ان که با کم کردن از توقعات‌مون، از نتیجه تلاش‌هامون سرخورده نشیم. سرخوردگی حس بدیه. اما هیچ کس هم تا به حال با کم‌توقعی به گنج نرسیده.

مرد پیری به گذشته‌اش نگاه می‌کنه، و می‌دونه که زندگیش داره به پایان نزدیک می‌شه. به دور دست‌ها خیره می‌شه و با خودش فکر می‌کنه که دقیقا کجای زندگیش بود که رویاهاش مردن.

اما هیچ لحظهٔ خاصی در کار نیست. رویاها به تدریج جون می‌دن. رویاها قطره قطره آب می‌رن.

ممکنه یک روز درس نخونی، یا ممکنه حوصله وا کردن لای کتابم نداشته باشی، هیچکدوم از اینها زمان قابل توجهی نیست. همیشه فردایی هست که همه چیز رو درست کنی.

شاید سفر رویایی‌ت رو عقب بندازی، یا به خودت قول بدی که داستانت رو بعدا حتما می‌نویسی، یا قسم بخوری که این آخرین باریه که وقتت رو به بطالت میگذرونی. همیشه فردایی هست که همه چیز رو درست کنی.

هیچ لحظهٔ خاصی وجود نداره که بگی در اون لحظه در رسیدن به هدفت شکست خوردی.

همیشه فردایی هست، تا وقتی که دیگه نیست!

اهداف

مطمئنم و ایمان دارم که اگر از همین زمان تصمیم بگیرید و به خودتون و توانایی‌ هاتون باور داشته باشید هر هدفی که برای خودتون تعیین کردید دست یافتنی هست!

اگر تا الان هم شروع نکردید کم کم مطالعه را شروع کنید و در طی چند روز ساعت مطالعه خودتون رو زیاد کنید.

مطالعه کردن رو از درس‌هایی که بهشون علاقه دارید شروع کنید.

درس‌های مورد علاقتون رو به نقاط قوت خودتون تبدیل کنید و از نقاط ضعفتون چشم پوشی نکنید، با تمرین و تکرار اون‌ها رو برطرف کنید. کارنامه افرادی که در سال گذشته در رشته شما قبول شدند رو بررسی کنید و درصد هایی که برای رسیدن به قبولی در رشته مورد نظر لازم دارید رو تعیین کنید. با این کار کمی به ذهنتون نظم میدید و میدونید که برای رسیدن و قبولی تو رشته دلخواهتون چه شرایطی لازم هست، برای محیا کردن این شرایط یک برنامه ریزی منظم داشته باشید و با قدرت هرچه تمام تر با نهایت توان تلاش کنید.

شخصیت شناسی یا روانشناسی شخصیت

شخصیت شناسی

روانشناسی شخصیت چیست؟

در رشته روانشناسی شخصیت، ابعاد مختلف شخصیت، جنبه های ادراکی، هیجانی، ارادی و بدنی افراد و چگونگی سازگاری فرد با محیط مورد مطالعه قرار می گیرد.

دانشجویان رشته روانشناسی شخصیت به مطالعه  الگوهای خاص تفکر، احساسات و رفتار که هر فرد را از دیگری متمایز می‌کند، می‌پردازند. این روان‌شناسان معمولاً در محیط علمی به عنوان مدّرس یا پژوهشگر فعالیت می‌کنند.

شخصیت شناسی

در روانشناسی شخصیت، تعاریف مختلفی از شخصیت ارائه شده است که هر یک بر وجهی از شخصیت تأکید کرده‌اند. هیلگارد شخصیت را «الگوهای رفتار و شیوه‌های تفکر که نحوه سازگاری شخص را با محیط تعیین می‌کند» تعریف کرده است در حالی که برخی دیگر «شخصیت» را به ویژگیهای «پایدار فرد» نسبت داده و آن را بصورت «مجموعه ویژگیهایی که با ثبات و پایداری داشتن مشخص هستند و باعث پیش بینی رفتار فرد می‌شوند» تعریف می‌کنند.

شخصیت (Personality) از ریشه لاتین (Persona) که به معنی «نقاب و ماسک» است گرفته شده است و اشاره به ماسک و نقابی دارد که بازیگران یونان و روم قدیم بر چهره می‌گذاشتند و این تعبیر تلویحا به این موضوع اشاره دارد که «شخصیت هر فرد ماسکی است که او بر چهره خود می‌زند تا وجه تمایز (تفاوت) او از دیگران باشد». شخصیت به همه خصلتها و ویژگیهایی اطلاق می‌شود که معرف رفتار یک شخص است، از جمله می‌توان این خصلتها را شامل اندیشه، احساسات، ادراک شخص از خود، وجهه نظرها، طرز فکر و بسیاری عادات دانست. اصطلاح ویژگی شخصیتی به جنبه خاصی از کل شخصیت آدمی اطلاق می‌شود.

نظری اجمالی به تعاریف شخصیت شناسی، نشان می‌دهد که تمام معانی شخصیت را نمی‌توان در یک نظریه خاص یافت. برای مثال کارل راجرز شخصیت را یک خویشتن سازمان یافته دایمی می‌دانست که محور تمام تجربه‌های وجودی بود. یا گوردن آلپورت شخصیت را مجموعه عوامل درونی که تمام فعالیت‌های فردی را جهت می‌دهد تلقی کرده است. واتسن شخصیت را مجموعه سازمان یافته‌ای از عادات می‌پنداشت و زیگموند فروید، عقیده داشت که شخصیت از نهاد(ID)، خود(Ego) و فراخود(Super ego) ساخته شده است.

شخصیت چیست؟ 

شخصیت تشکیل شده است از الگوهای ویژه فکری، احساسی و رفتاری که هر فرد را از افراد دیگر متمایز می‌سازد. شخصیت، سرچشمه درونی دارد و در طول حیات، تقریباً پایدار باقی می‌ماند. 

روان‌شناسی شخصیت، ویژگی‌های یگانه افراد و نیز مشابهت‌ها بین گروه‌هایی از افراد را مورد مطالعه قرار می‌دهد.

ویژگی‌های شخصیت

• شخصیت، سازمان یافته و سازگار است.

• شخصیت، هر چند پدیده‌ای روانی است امّا تحت تاثیر فرایندها و نیازهای بیولوژیک قرار دارد.

• شخصیت باعث پدیدآمدن رفتارها می‌گردد.

• شخصیت از طریق افکار، احساسات، رفتارها و بسیاری چیزهای دیگر نمود می‌یابد.

شخصیت

شخصیت از دیدگاه روانشناسی

دیدگاه روانشناسی در مورد «شخصیت» چیزی متفاوت از دیدگاههای «مردم و جامعه» است در روانشناسی شخصیت افراد به گروههای «با شخصیت و بی‌شخصیت» یا«شخصیت خوب و شخصیت بد» تقسیم نمی‌شوند؛ بلکه از نظر این علم همه افراد دارای «شخصیت» هستند که باید به صورت «علمی» مورد مطالعه قرار گیرد این دیدگاه باعث پیدایش نظریه‌های متعددی از جمله : نظریه روانکاوی کلاسیک ، نظریه روانکاوی نوین ، نظریه انسان گرایی، نظریه شناختی، نظریه یادگیری اجتماعی و … » در حوزه مطالعه روانشناسی شخصیت شده است.

 

ماهیت شخصیت و انسان

یکی از جنبه‌های با اهمیت در «روانشناسی شخصیت» که در «نظریه‌های شخصیت» منعکس شده است برداشت یا تصوری است که از ماهیت «انسان و شخصیت او» ارائه شده است (یا می‌شود). این سوالها با ویژگی اصلی انسان ارتباط برقرار می‌کنند و همه مردم (شاعر ، هنرمند ، فیلسوف ، تاجر ، فروشنده و …) همواره به روش های مختلف به این سوالها پاسخ می‌دهند؛ بطوری که می‌توانیم بازتاب همه جانبه آنها را در «کتابها ، تابلوهای نقاشی ، و در رفتار و گفتارشان» ببینیم و روانشناسی شخصیت و نظریه پردازان این حوزه نیز از آن مستثنی نیستند.

تاریخچه مطالعه روان‌شناسی شخصیت

تاریخچه مطالعه روان شناسی شخصیت به زمان یونان باستان بر می گردد. کوشش دانشمندان برای توصیف و طبقه‌بندی منش آدمی را می‌توان در یونان باستان ردیابی کرد. در عهد باستان، تفاوت افراد را از نظر خلق و مزاج به غلبه یکی از مزاج‌های چهارگانه (خون، صفرای سیاه، بلغم و صفرای زرد) نسبت می‌دادند و بر این اساس، افراد را به چهار سنخ یا تیپ شخصیتی: دموی ‌مزاج، سوداوی ‌مزاج(مالیخولیایی)، بلغمی‌ مزاج و صفراوی ‌مزاج طبقه‌بندی می‌کردند. بدین ترتیب، ضمن این‌که افراد به سنخ‌های مختلف شخصیتی طبقه‌بندی می‌شدند علت تفاوت‌های فردی نیز توجیه می‌شد. این نظریه شخصیت تا قرن 19 هم‌ چنان دوام یافت.

نظریه‌های شخصیت، طی دوران شکل‌گیری خود مانند هر پدیده دیگری تحت تاثیر عوامل مختلف تاریخی قرار گرفته‌اند. از آن میان، چهار عامل نقش موثری داشته‌اند که عبارتند از: پیشرفت طب بالینی اروپا، روش‌های روان‌سنجی، روان‌شناسی رفتارگرایی و روان‌شناسی گشتالت. علاوه بر این عوامل تاریخی، عوامل معاصر موجود نیز در روان‌شناسی شخصیت تاثیر گذاشته‌اند. از جمله این عوامل می‌توان از پیدایش یا تکامل رشته‌هایی مانند روان‌شناسی میان‌فرهنگی، فرایندهای شناختی، روان‌شناسی در پهنه زندگی(تمام مدت عمر) و انگیزش نام برد.

روان‌شناسان شخصیت برای مطالعه و تحقیق، از چهار نوع داده استفاده می‌کنند که عبارتند از: داده‌های مربوط به سوابق زندگی فرد، داده‌های جمع‌آوری شده توسط مشاهده‌گر، داده‌های حاصل از آزمون‌ها و داده‌های حاصل از گزارش‌های شخصی. هر یک از روان‌شناسان شخصیت، نوعی از این داده‌ها را ترجیح می‌دهند. اما همه آن‌ها در مورد فایده بالقوه هر یک از انواع چهارگانه داده‌ها تردیدی ندارند.

شخصیت

مطالعه شخصیت 

روش‌های چندی برای مطالعه شخصیت وجود دارد. هر روش دارای نقاط قوت و ضعف خاص خود است:

• روش‌های تجربی: در این روش‌ها پژوهشگر متغیرهای مورد نظرش را کنترل و دستکاری می‌کند و نتایج را می‌سنجد. این علمی‌ترین روش تحقیق است، امّا پژوهش‌های تجربی، هنگامی که مطالعه جنبه‌هایی از شخصیت نظیر انگیزه‌ها، هیجانات و تمایلات مورد نظر باشد، ممکن است بسیار پیچیده باشد.

• مطالعات موردی و روش‌های خود-گزارشی: این روش بر تحلیل عمیق فرد و همچنین اطلاعات فراهم شده از فرد تکیه دارد. مطالعات موردی به شدّت وابسته به تفسیر مشاهده کننده است در حالی که روش‌های خود-گزارشی به حافظه فرد مورد نظر بستگی دارد. به این دلیل، این روش‌ها بسیار ذهنی هستند و تعمیم یافته‌ها به جامعه‌ای بزرگتر دشوار است.

• تحقیقات بالینی: این روش بر اطلاعات جمع‌آوری شده از بیماران بستری، در طول دوره درمان تکیه دارد. بسیاری از نظریه‌های مربوط به شخصیت بر پایه این نوع پژوهش قرار دارد امّا به دلیل آن که موضوعات تحقیق، منحصر به فرد و نشانگر رفتار نابهنجار هستند، این تحقیق بسیار ذهنی است و تعمیم آن دشوار است.

نظریه‌های شخصیت

• نظریه‌های بیولوژیک: رویکردهای بیولوژیک، عوامل ژنتیکی را مسئول شخصیت می‌شناسند. پژوهش‌هایی که بر روی وراثت به عمل آمده، وجود ارتباط بین عوامل ژنتیکی و ویژگی‌های شخصیتی را نشان می‌دهد. یکی از معروف‌ترین نظریه‌پردازان بیولوژیک، هانس آیزنِک است که بین جنبه‌های شخصیتی و فرایندهای بیولوژیک ارتباط برقرار کرد. برای مثال، آیزنک چنین عنوان کرد که افراد درون‌گرا دارای تحریک مغزی بالایی هستند و این امر آن‌ها را به سوی اجتناب از تحریک هدایت می‌کند. از سوی دیگر، آیزنک عقیده داشت که برون‌گراها دارای تحریک مغزی کمی هستند و این امر باعث می‌شود که به دنبال تجربیات تحریکی بروند.

• نظریه‌های رفتاری: نظریه‌های رفتاری، شخصیت را حاصل تعامل بین فرد و محیط می‌دانند. نظریه‌پردازان رفتاری، به مطالعه رفتارهای قابل مشاهده و اندازه‌پذیر می‌پردازند و نظریه‌هایی که افکار و احساسات درونی را به حساب می‌آورند، رد می‌کنند. اسکینر و آلبرت بندورا از جمله نظریه‌پردازان رفتاری هستند.

• نظریه‌های روان پویشی: نظریه‌های روان‌پویشی شخصیت به شدّت تحت تأثیر کارهای زیگموند فروید است و بر تأثیر ذهن ناهشیار (ناخودآگاه) و تجربیات کودکی بر روی شخصیت تأکید دارد. نظریه‌های روان‌پویشی شامل «نظریه مرحله روانی-جنسی» فروید و «مراحل رشد روانی-اجتماعی» اریکسون است.

فروید عقیده داشت که سه مؤلفه سازنده شخصیت عبارتند از نهاد، خود و فراخود. نهاد، مسئول کلیه نیازها و امیال است در حالی که فراخود، مسئول اخلاقیات و ایده‌آل‌ها می‌باشد. و خود، بین درخواست‌های نهاد، فراخود و واقعیت در نوسان است. 

اریکسون عقیده داشت که شخصیت در طی یک سری از مراحل پیشرفت می‌کند و در هر مرحله برخی تناقض‌ها بروز می‌کند. موفقیت در هر مرحله به غلبه موفقیت‌آمیز بر این تناقض‌ها بستگی دارد.

روانشاسی عشق

عشق

آیا فکر می‌کنیدعشق قابل کنترل نیست؟آیا فکر می‌کنید اگر کسی از همان ابتدای آشنایی عاشقتان نشود، دیگر شانسی ندارید؟آیا فکر می‌کنید امکان این وجود ندارد که بتوانید کسی را دیوانه‌وار عاشق خودتان بکنید؟

اگر پاسختان به این سوال‌ها مثبت بوده است، احتمالا به قضا و قدر و سرنوشت هم اعتقاد دارید. اشکالی ندارد، خیلی‌ها اینطورند! اکثر مردم تصور می‌کنند که عشق چیزی غیرقابل‌تغییر است و کنترلی روی آن ندارند.

اما تحقیقات مختلفی که طی این سالها انجام گرفته ثابت کرده است که شما می‌توانید عشق را کنترل کنید. و همه اینها توسط قدرت مغز انجام می‌گیرد. فقط باید یاد بگیرید چطور از ذهنتان استفاده کنید.

عشق هیچ فرقی با سایر احساسات روانشناسی که به صورت روزانه تجربه می‌کنید ندارد:

– ترس

– استرس

– حسادت

– ترحم به خود

– اضطراب

این احساسات قابل کنترل هستند و عشق هم جزو احساسات روانشناختی دسته‌بندی می‌شود و قابل کنترل است. کنترل عشق بعنوان یک احساس به همان اندازه کنترل ترس، هیجان و از این قبیل آسان است. مشکل اعتقادات ما است. در طول سالها باور کرده‌ایم که عشق چیزی است که اتفاق می‌افتد و همه چیز به سرنوشت بستگی دارد.

اما واقعیت متفاوت با این است. با استفاده از روانشناسی عشق می‌توانید کاری کنید کسی که می‌خواهید عاشقتان شود و چشمش جای دیگری را نبیند. البته هیچ تضمینی نیست و نمی‌گوییم این روش 100? موثر است اما نتیجه کارتان با این روش کاملاً متفاوت خواهد شد. اگر بتوانید شانس اینکه فرد موردنظرتان عاشقتان شود را سه برابر کنید، چرا آن را امتحان نکنید؟

1. چطور عاشق می‌شویم و روانشناسی پشت آن

قبل از اینکه وارد این داستان شوید که چطور کسی را دیوانه‌وار عاشق خودتان کنید، باید نگاهی به جنبه روانشناختی آن بیندازید و نخیر، هیچ معجون جادویی برای آن وجود ندارد.

بدون اینکه بدانید، هر آدمی که می‌شناسید در فهرستی پشت ذهنتان ذخیره شده است. لیستی از معیارها هم در این لیست هست، معیارهایی که قبل از عاشق شدنتان باید در آن فرد وجود داشته باشد. روانشناسان به این نقشه عشق می‌گویند.

اگر فردی یکی یا چند مورد از این معیارها را نداشته باشد، به طور اتوماتیک‌وار ویژگی تبدیل شدن به عشق زندگی شما را از دست می‌دهند و احتمالاً فقط دوست شما باقی می‌مانند. به همین خاطر است که فقط عاشق یک نفر می‌شوید و بقیه برایتان دوست باقی می‌مانند.

 

البته لیست هر شخص متفاوت و خاص است. مواردی که روی این لیست نوشته به خودِ شما بستگی دارد:

– ارزش‌ها

– اعتقادات

– تجربیات قبلی

– پیشینه

– روابط قبلی

 

به همین دلیل است که دوستتان ممکن است عاشق مردی شود که به نظر شما خیلی معمولی است. آن مرد با نقشه عشق دوست شما مطابقت دارد نه نقشه شما. اینکه افراد را ارزیابی کنید تا ببینید کسی با لیست شما جور است یا نه به صورت خودآگاه انجام نمی‌گیرد، این اتفاق به صورت ناخودآگاه می‌افتد، بدون اینکه حتی به آن فکر کنید. ذهن همه کارها را خودش به تنهایی انجام می‌دهد. درست همانطور که به قلبتان می‌گوید بتپد، درحالیکه به صورت خودآگاه از آن اطلاع ندارید. به همین دلیل است که ممکن است عاشق یک نفر شوید و ندانید اصلاً چرا عاشق او شده‌اید. مسئولیت با ذهن ناخودآگاه شماست.

به همین دلیل است که عشق پدیده‌ای رمزآلود است و خیلی‌ها آن را به سرنوشتشان می‌سپارند. اما در واقعیت، این هیچ ارتباطی با سرنوشت ندارد، فقط به ذهن ناخودآگاه شما بستگی دارد که ارزیابی کند آن فرد با لیست شما هماهنگی دارد یا خیر. حقیقت ماجرا این است که هرچه اطلاعات و آگاهی‌تان از معیارهای ذهن ناخودآگاهتان بیشتر شود، می‌توانید خیلی سریع ارزیابی کنید که چرا عاشق یک نفر شده‌اید.

در زیر به لیست جیم که مردی 26 ساله است که نامزدهای زیادی در زندگی خود داشته، اشاره می‌کنیم. او 2 سال است که از دانشگاه فارغ‌التحصیل شد و در لندن کار می‌کند. از قرار گذاشتن و دوستی‌های کوتاه‌مدت با دخترهای مختلف خسته شده و به دنبال یک شریک‌زندگی جدی‌تر برای خود است. لیست جیم یا این 4 معیار شروع می‌شود:

1- باید سطح تحصیلات او به من بخورد.

2- باید موهای قهوه‌ای داشته باشد (جیم یکبار عاشق دختری با موهای قهوه‌ای شده است و درنتیجه ذهن ناخودآگاهش آن را وارد لیست معیارهایش کرده است که کمکش کند شکست عشقی که قبلاً با آن دختر مو قهوه‌ای داشته را جبران کند).

3- باید به خانواده‌اش نزدیک باشد (خانواده و بچه برای جیم مهم‌اند و او به دنبال کسی است که بتواند مادر خوبی برای فرزندان او شود. می‌بینید ما جذب کسانی می‌شویم که خودمان می‌خواهیم و نیاز داریم).

4- باید مسافرت کردن را دوست داشته باشد.

عشق

اگر جیم که الان مجرد است با دختر فوق‌العاده‌ای که موهای قرمز دارد روبرو شود، احتمالاً عاشق او نخواهد شد. بااینکه ممکن است آن دختر به نظرش خوب بیاید اما خودش هم نمی‌تواند بفهمد چرا نمی‌تواند عاشق آن دختر شود.

فقط زمانی خواهید توانست عاشق شوید که آن فرد با اکثر موارد موجود در لیست ناخودآگاهتان همخوانی داشته باشد. آنوقت ذهن ناخودآگاهتان به شما کمک خواهد کرد در عشق با آن فرد بمانید و رابطه خوبی با او داشته باشید. چون ناخودآگاهتان خود را به این صورت به آن فرد می‌چسباند، به همین خاطر فراموش کردن کسی که دوست داشته‌اید حتی بعد از سالها تا این اندازه سخت است.

عشق واقعی

 

با استفاده از روانشناسی عشق می‌توانید کاری کنید کسی که می‌خواهید عاشقتان شود

2. چطور برای اطمینان از عشق او به خودتان ذهنتان را کنترل کنید

اینجا نمونه‌هایی از روش‌های قبلاً امتحان‌شده برایتان آورده‌ایم که کمکتان می‌کند کسی که می‌خواهید را عاشق خودتان کنید:

1- معیارهای او را در خودتان ایجاد کنید. همه ما این لیست یا نقشه عشق را در ذهنمان داریم. این لیست هر معیار اصلی که انتظار داریم طرف موردنظرمان داشته باشد را دارد. البته صددرصد نیست که هر کسی که معیارهای این لیست را داشته باشد، عاشقش شویم اما اگر کسی هیچکدام از این معیارها را نداشته باشد امکان اینکه عاشقش شویم وجود ندارد. قبل از اینکه تلاش کنید کسی را عاشق خودتان کنید، کمی درمورد او تحقیق کنید. همه اطلاعات اصلی درمورد پیشینه و علایقش را به دست آورید. هرچه بیشتر درمورد او بدانید و سعی کنید خودتان را با معیارهای او جور کنید بهتر است.

2- نیازهای برآورده‌نشده‌شان را برآورده کنید. وقتی افراد به دنبال یک رابطه جدید هستند، به دنبال فرد دیگری می‌گردند که به طرق مختلف شبیه به خودشان باشد. آنها به دنبال نقاط قوت خود و همچنین متضاد ضعف‌هایشان در آن فرد هستند. بعنوان مثال، کسی که احساس حقارت دارد اما فردی باهوش است به دنبال کسی است که در عین باهوش بودن اعتمادبه‌نفس داشته باشد تا بتواند آنها را به تعادل برساند. اگر سعی دارید کسی را عاشق خودتان بکنید که می‌دانید اختلال شخصیتی خودکم‌بینی دارد، اینکه خودتان را فردی بااعتمادبه‌نفس به او نشان دهید کمک می‌کند عاشقتان شود. وقتی نقش یک فرد بااعتمادبه‌نفس را بازی می‌کنید، به ذهن ناخودآگاه او پیام می‌فرستید که «من چیزی که دنبالش هستی را دارم»!

3- چقدر تلاش می‌کنید؟ خیلی‌ها دوست دارند بدانند که آیا پشتکار داشتن در این موارد واقعاً عمل می‌کند یا نه. اگر کسی که به دنبالش هستید وابستگی بیرونی داشته باشد، احتمال اینکه پشتکار داشتن روی او اثر کند هست. وابستگی بیرونی داشتن یعنی فرد برای اینکه حالش بهتر شود یا از موقعیت بدی در زندگی‌اش فرار کند به دیگران تکیه می‌کند. اگر کسی جزء این دسته افراد باشد، احتمال اینکه در هر موقعیتی بخواهند وارد یک رابطه جدید شوند وجود دارد. در این مورد، احتمال اینکه بتوانید او را عاشق خودتان بکنید بیشتر خواهد بود. خلاصه اینکه وقتی افراد آسیب‌پذیرتر باشند و نیاز به توجه و مراقبت احساس کنند، احتمال اینکه بتوانند سریعتر عاشق شما شوند بیشتر است.

4- از دوستان مشترکتان کمک بگیرید. اگر شما و کسی که دوستش دارید دوستان مشترکی دارید، باید از این امتیاز استفاده کنید. دلیل آن این است که ذهن ناخودآگاه وقتی منابع مورداعتماد (مثل دوستان) چیزی که قرار است در ذهنشان برنامه‌ریزی شود را تایید کنند، راحت‌تر آن برنامه‌ریزی جدید را می‌پذیرد. اگر دوستان او تصور کنند که شما فوق‌العاده‌اید، احتمال اینکه با آنها هم‌عقیده شود زیاد است. هرچه دوستان مشترکتان بیشتر درمورد فوق‌العاده بودن شما با او حرف بزنند، احتمال اینکه جایی در ذهن او باز کنید بیشتر خواهد بود.

5- ذهنشان را سیم‌پیچی کنید. هرچه چیزی را بیشتری برای کسی تکرار کنید، بهتر می‌توانید باعث شوید به آن چیز خاص فکر کند. چرا؟ خیلی ساده است، تکرار می‌تواند تاثیر فوق‌العاده‌ای روی ذهن ناخودآگاه داشته باشد. البته این به شما مجوز نمی‌دهد که هر ده دقیقه یکبار به او زنگ بزنید. این فقط می‌ترساندشان. با نشان دادن زیرکانه حضورتان، می‌توانید روی ذهنشان برنامه بریزید. باید جلو چشم باشید و به او این امکان را بدهید که تا می‌تواند شما را ببیند، اینکه با او حرف بزنید یا نه مهم نیست، فقط کافی است جایی بایستید که شما را ببیند.

6- تصور مثبت از خودتان بسازید. وقتی اسمتان در جمعی به زبان می‌آید، اولین کلمه‌ای که به ذهن دیگران می‌آید چیست؟ دیگران چه تصویری از شما دارند؟ فکر آنها در مورد شما فردی «قوی»، «شاد»، «بااعتمادبه‌نفس» یا چیزی منفی‌تر مثل «آویزان» است؟ هر چه جایگاه بهتری برای خودتان در ذهن افراد بسازید، دید آنها نسبت به شما بهتر خواهد شد. مهم نیست که هستید و چه ویژگی‌های منفی‌ای دارید، چیزی که مهم است درک آنها نسبت به شماست. باید کاری کنید که این تصور مثبت باشد.

3. آیا واقعاً چیزی به اسم عشق در نگاه اول وجود دارد یا همه اینها افسانه است؟

البته عشق در نگاه اول وجود دارد، اگر کسی از همان ابتدا با معیارهایی که در ذهن ناخودآگاهتان لیست شده است همخوانی داشته باشد، احتمالاً در نگاه اول عاشق او خواهید شد.

آنوقت به خودتان می‌گویید، «یک لحظه صبر کن، اگه تا حالا با او حتی حرف هم نزده‌ام پس از کجا می‌دانم که با معیارهای من جور است یا نیست؟»

خیلی ساده است. معیارهای شما ممکن است شامل طریقه ایستادن، راه رفتن، حرف زدن یا حتی ارتباط او با دیگران باشد. اگر رفتارها، ظاهر یا هر چیز دیگر او شما را یاد کس دیگری بیندازد این اتفاق خواهد افتاد.

مثلاً شما را یاد کسی که قبلاً عاشقش بودید بیندازد.

ما معمولاً از یک الگو پیروی می‌کنیم و همیشه عاشق یک تیپ خاص از افراد می‌شویم. بنابراین اگر کسی شما را یاد کسی بیندازد که قبلاً عاشقش بودید، اما در خودآگاهتان ندانید که شما را یاد کسی از گذشته‌تان می‌اندازد، ممکن است در نگاه اول عاشق آن فرد شوید، بدون اینکه بدانید چرا. آنوقت ممکن است فکر کنید که سرنوشتتان بوده که عاشق او شوید.

علائم ابتلای کودکان به کرونا چیست؟

کرونا در کورکان

نیویورک- ایرنا- فوق تخصص ریه کودکان در بیمارستان ماریا فرری، بیشترین ابتلای کودکان و نوجوانان به کرونا را در گروه سنی 17-15 سال و جنس مذکر برشمرد و گفت: با توجه به شیوع بالای بیماری در جهان، شاهد عواض نادر بیماری نیز خواهیم بود.

برخلاف تصورات مقامات کاخ سفید، ویروس کرونا بیش از هر کشور دیگری در ایالات متحده منتشر شد و اقشار مختلفی را گرفتار کرد. در تازه‌ترین عوارض بیماری ناشی از این ویروس، خبرهایی از ابتلای کودکان به یک بیماری مرموز مرتبط با کووید-19 منتشر شد.

اندرو کومو فرماندار نیویورک برای نخستین بار روز شنبه در نشست خبری روزانه مرتبط با گسترش ویروس کرونا در ایالت، با اعلام این خبر، گفت در همکاری با مرکز کنترل بیماری‌ها در حال تحقیق بیماری‌های مرموز مرتبط با ویروس کرونا است که زندگی کودکان را در معرض تهدید قرار داده است.

وی افزود سه کودک خردسال در نیویورک در اثر سندروم التهاب شوک توکسیک که با کرونا ارتباط دارد، جان باخته‌اند. این یک پدیده جدید و در حال تحول است.

از روز شنبه، بیش از 73 کودک در نیویورک به بیماری نادری مبتلا شده‌اند که برخی به بیماری کاوازاکی شباهت دارد و در اوایل این هفته برای اولین بار به طور علنی اعلام شد.

با جان باختن سه کودک دیگر در روز دوشنبه، آمار کودکان جان‌باخته در اثر این بیماری به 6 نفر رسیده است.

با توجه به اینکه چند ماه بیشتر از ظهور این بیماری ویروسی نگذشته و از طرفی شهر نیویورک که شما در آن کار می کنید دارای بالاترین آمار ابتلا در دنیا است. به عنوان پزشک متخصص ریه کودکان، وضعیت شیوع و علائم این بیماری در کودکان ومیزان بستری آنها را چگونه می‌بینید؟

میزان ابتلا به این ویروس در کودکان زیر 18 سال کمتر از بالغین و در حدود 1.7 درصد بوده است. به طور کلی کودکان کمتر از بالغین علائم بیماری را نشان می‌دهند و عوارض شدید بیماری و نیاز به بستری در آنها کمتر است. همچنین میزان بستری کودکان در بخش مراقبت‌های ویژه بسیار کم و حدود نیم تا 2 درصد است.

علائم بیماری که تقریبا 14-2 روز بعد از تماس ظاهر می شود، مشابه بقیه ویروس‌های تنفسی از جمله آنفلوآنزا، شامل تب، سرفه، تنگی نفس، گلودرد، سردرد، اسهال و از بین رفتن حس چشایی و بویایی و راش (بثورات پوستی) است.

در گروه سنی زیر 18 سال، بیماری در جنس مذکر و در گروه 17-15 سال شایع‌تر است اما درصد بستری کودکان زیر یکسال بیشتر بوده است. در میان کودکان بستری 77 درصد بیماری زمینه‌ای همچون بیماری قلبی، نقص سیستم ایمنی و آسم داشته‌اند.

نظر به اینکه در این بیماری بیشترین ارگان درگیر ریه است و شما فوق تخصص ریه کودکان هستید، قطعا بیشتر از سایر همکارانتان با این بیماری درگیر هستید. البته گزارش‌هایی از ابتلای سایر ارگان‌ها غیر از ریه نیز وجود دارد، فرماندار نیویورک از جان باختن 6 کودک در اثر عوارض خطرناک و کشنده کووید-19 صحبت کرد، اطلاعات جدیدی در این خصوص در اختیار دارید؟

با توجه به شیوع بالای بیماری در جهان، شاهد عواض نادر بیماری نیز خواهیم بود. به عنوان مثال همراهی کووید-19 با سندرم شوک توکسیک التهابی، ایجاد لخته در عروق ارگان‌های مختلف همچون مغز (سکته مغزی) و بیماری کاوازاکی،مننژیت (التهاب پرده مغز )،انسفالیت (التهاب مغز)،میوکاردیت (التهاب عضله قلب)و گیلن باره (فلج عضلانی بالارونده) و التهاب موضعی عروق انگشتان پا گزارش شده است.البته این علائم نادر به طور معمول با تب بالا و طولانی دیده می‌ شوند.

با توجه به اینکه بیماری آسم تقریبا یکی از شایع‌ترین بیماری‌های ریه کودکان است و سوال‌های متعددی در این روزها برای والدین ایجاد شده است، درباره ارتباط آسم و کووید-19 هم توضیح دهید.

در همه‌گیری کووید-19 بیماران ریوی و آسمی نگران و مضطرب هستند. اگرچه ویروس‌های تنفسی از شایع‌ترین عوامل تشدید آسم هستند اما تمام ویروس‌ها به یک میزان بیمار آسمی را تحت تاثیر قرار نمی‌دهند. به عنوان مثال ویروس آنفلوآنزا با احتمال بیشتری منجر به تشدید علائم آسم می شود.

در مورد کووید-19 هنوز اطلاعات کافی نداریم، نمی‌دانیم که آیا بیماران آسمی در خطر بیشتری برای ابتلا به این ویروس قرار دارند یا خیر. اما هیچ یافته‌ای وجود ندارد که درمان‌های آسم از جمله استروئید استنشاقی، استروئید خوراکی ، مونته لوکاست و درمان‌های بیولوژیک باعث افزایش ابتلای فرد به کووید-19 شود. البته بیماران آسمی در صورت ابتلا به کووید-19 در خطر بیماری شدیدتری نسبت به افراد سالم هستند.

کرونا

توصیه شما به این بیماران در شرایط همه‌گیری کووید-19 چیست؟

1.بیماران آسمی باید داروهای استنشاقی از جمله کورتیکو استروئیدهای استنشاقی تجویز شده توسط پزشک متخصص را ادامه دهند.

2.در حمله حاد آسم، بیمار می‌تواند دوره کوتاه مدت کورتیکو استروئید خوراکی را مصرف کند.

3.در موارد آسم شدید، بیمار می‌تواند کورتیکو استروئید خوراکی طولانی مدت را مصرف کند اما این درمان باید در کمترین مقدار ممکن ادامه یابد.

4.درمان‌های بیولوژیک همچون نوکالا(Nucala) یا مپولیزوماب (Mepolizumab) در موارد شدید آسم باید تجویز شود و ادامه یابد تا نیاز به کورتیکو استروئید خوراکی تا حد امکان کم شود.

5. در حمله حاد آسم، حتی الامکان نباید از ماشین نبولایزر(Nebulizer) استفاده شود زیرا در صورت ابتلای فرد آسمی به ویروس کرونا، خطر انتقال به دیگران افزایش می یابد چرا که ویروس همراه با قطرات تنفسی 2-1 ساعت در هوا می‌ماند.

در صورتی که بیمار آسمی ناچار به استفاده از نبولایزر شود حتما باید در مکانی دور از افراد خانواده همچون بالکن یا گاراژ باشد و تمام سطوح محیط می بایست بعد از استفاده ضدعفونی شوند.

6.روش ارحج، مصرف داروی استنشاقی در مرحله حاد آسم، PMDI (Pressurized Metered-Dose Inhalers) است که به مصرف اسپری با آسم یار معروف است.

7. در صورتی که بیمار آسمی دچار حمله حاد آسم شود، درمان‌های قبلی و نگهدارنده می‌بایست همچنان ادامه یابد.

8. در کودکان مبتلا به حساسیت فصلی (رینیت آلرژیک)، درمان استروئید داخل بینی باید ادامه یابد.

9. با توجه به خطر انتقال بیماری کووید-19 به هنگام تست اسپیرومتری،این تست تنها در موارد بسیار ضروری باید انجام شود.

10. رعایت پیشگیری از کووید-19 در این گروه از کودکان همچون سایرین است و شامل رعایت فاصله گذاری اجتماعی، اجتناب از سفرهای غیر ضروری، شستن مرتب دست‌ها، ضد عفونی کردن سطوح تماس و پرهیز از استفاده مشترک از وسایلی همچون حوله و لیوان است.

11. در صورت شک والدین به ابتلای فرزندشان به کووید-19 می‌بایست حتما با پزشک متخصص تماس بگیرند و از هرگونه تغییر در داروهای نگهدارنده اجتناب کنند.

آنچه باید درباره بیماری ویروس کرونا (کووید-19) بدانید

ویروس‌های کرونا چه هستند؟ 

ویروس‌های کرونا گروه بزرگی از ویروس‌ها هستند که می‌توانند حیوانات و انسان‌ها را آلوده کنند و باعث بروز ناراحتی‌های تنفسی شوند؛ این ناراحتی‌ها ممکن است به اندازه سرماخوردگی خفیف یا به اندازه ذات الریه شدید باشند. در موارد نادر، ویروس‌های کرونای حیوانی، انسان‌ها را آلوده می‌کنند و سپس بین آنها سرایت پیدا می‌کنند. شاید ویروس SARS (نشانگان تنفسی حاد) در سال 2002 الی 2003 را به خاطر بیاورید؛ این ویروس نمونه‌ای از ویروس کرونا بود که از حیوانات به انسان‌ منتقل شد. یکی دیگر از موارد مهم و جدیدتر نژاد ویروس‌ کرونا MERS (نشانگان تنفسی خاورمیانه) نام دارد که در سال 2012 در خاورمیانه کشف شد و به گفته دانشمندان این ویروس ابتدا از شتر به انسان انتقال پیدا کرده است.

در نتیجه آزمایش من، «ویروس کرونا» قید شده است. جای نگرانی دارد؟ 

لزوماً خیر. اکثر موارد تشخیص ویروس کرونا مانند این است که به شما بگویند آنفلوانزا یا سرماخوردگی عادی دارید. به خاطر داشته باشید که اصطلاح «ویروس کرونا» کل یک خانواده ویروس‌ را دربرمی‌گیرد. مثبت بودن نتیجه آزمایش ویروس کرونا دلیلی برای نگرانی نیست. ممکن است کمی گیج‌کننده باشد، پس لطفاً در صورت مشاهده قید شدن این واژه، با پزشک یا تیم مراقبتی خود مشورت کنید.

ویروس کرونا چگونه سرایت پیدا می‌کند؟

این ویروس معمولاً ازطریق سرفه و عطسه، تماس شخصی با فرد آلوده یا لمس کردن سطوح آلوده و پس از آن لمس دهان، بینی و چشم‌ها در بین افراد سرایت می‌کند.

افراد چگونه می‌توانند از سرایت این بیماری پیشگیری کنند؟ 

«مراکز کنترل بیماری و پیشگیری از بیماری» (CDC) روش‌های بهداشتی صحیح زبر را توصیه می‌کنند: ازجمله شستشوی مکرر دست، مصرف مایعات، سرفه کردن در قسمت داخلی آرنج یا دستمال کاغذی و ماندن در خانه در صورت احساس بیماری. به‌علاوه، توصیه می‌کنیم که حتی وقتی بیمار نیستید در خانه بمانید، مگر اینکه واقعاً لازم باشد بیرون بروید، و حفظ فاصله در جوامع را رعایت کنید (حداقل شش فوت از دیگران فاصله بگیرید).

شستندست.jpg

علائم بیماری ویروس کرونای جدید (کووید-19) چیست؟ 

CDC یادآور می‌شود که علائم ویروس کرونای جدید شامل «تب و علائم بیماری دستگاه تنفسی تحتانی (مثل سرفه، مشکل در تنفس) است.» از تماس با شخصی که مشکوک به ابتلا به ویروس است، خودداری کنید.

آیا کووید-19 قابل درمان است؟ 

هیچ واکسنی وجود ندارد و از آنجایی که ویروس است، آنتی‌بیوتیک‌ها هم روی آن تأثیری ندارند. ارائه‌دهندگان مراقبت بهداشتی بدون اینکه درمان خاصی وجود داشته باشد، عموماً اقدام به معالجه علائم و ایجاد احساس راحتی بیشتر در بیمار می‌کنند.

آیا CHLA بیماران و ملاقات‌کنندگان را غربال می‌کند؟ 

کارکنان کادر پزشکی ما، در همه تعاملاتشان با بیماران، از کلیه دستورالعمل‌های جدید «اداره بهداشت عمومی شهرستان لس‌آنجلس» پیروی می‌کنند تا مانع از سرایت این ویروس جدید شوند. تمام کارمندان و ملاقات‌کنندگان بیمارستان‌ها به‌صورت شفاهی درخصوص علائم این بیماری غربال می‌شوند. هر شخصی که در غربالگری شفاهی رد شود، آزمایش تشخیص ویروس روی او انجام می‌شود. به‌علاوه، آزمایش تشخیص ویروس روی تمامی بیماران CHLA پس از پذیرش در بیمارستان انجام می‌شود. این مورد شامل آزمایش بیماران با رویه‌های آتی است.

در صورت داشتن چه علائمی باید به پزشک مراجعه کرد؟ 

اگر شما یا فرزندتان تب، سرفه یا مشکلی در تنفس دارید، باید فوراً به پزشک مراجعه کنید. اگر مشکوک به کووید-19 هستید، پیش از ویزیت با پزشک یا بخش اورژانس تماس بگیرید تا این مرکز اطمینان حاصل کند که شما در صورت ابتلا به این ویروس، شخص دیگری را در معرض خطر ویروس قرار نمی‌دهید.

نظریه هوش‌های چندگانه

تئوری هوش‌های چندگانه نظریه‌ای است آموزشی که اولین بار توسط هوارد گاردنر تنظیم و ارائه گردیده‌است. بر طبق این نظریه، دیدگاه‌های روان‌سنجی سنتی نسبت به هوش، بسیار محدود و ضعیف است. گاردنر نظریه‌اش را نخستین بار در کتاب «قاب‌های ذهنی: نظریه هوش چندگانه»، در سال 1983 ارائه کرد. به عقیده او همه انسان‌ها دارای انواع مختلفی از هوش هستند. او در کتاب خود، هشت نوع مختلف هوش را معرفی نموده و احتمال داده‌است که نوع نهمی نیز به عنوان «هوش هستی‌گرا» وجود داشته باشد. طبق نظریه گاردنر، برای به دست آوردن تمام قابلیت‌ها و استعدادهای یک فرد، نباید تنها به بررسی ضریب هوشی پرداخت بلکه انواع هوش‌های دیگر او مثل هوش موسیقایی، هوش درون فردی، هوش تصویری-فضایی و هوش کلامی- زبانی نیز باید در نظر گرفته شود.

نقدها

نظریه گاردنر با انتقاداتی از سوی روان‌شناسان و مربیان روبرو گشته‌است. منتقدان می‌گویند تعریف گاردنر از هوش بسیار وسیع و گسترده‌است و هشت نوع هوشی که او تعریف کرده فقط نشانگر استعدادها، خصوصیات شخصیتی و توانائی‌ها است. از دیگر نقاط ضعف نظریه گاردنر می‌توان به کمبود پژوهش‌های عملی پشتیبان آن اشاره کرد. اما با وجود این، نظریه هوش چندگانه محبوبیت زیادی در بین مربیان و آموزشگران پیدا کرده‌است و بسیاری از معلمان از این نظریه در انتخاب شیوه تدریس خود استفاده می‌کنند.

 

هوش‌های هشت‌گانه

 

هوش تصویری – فضایی

قاط قوت: قدرت تشخیص تصویری و فضایی کسانی که هوش تصویری-فضایی بالایی دارند در تجسّم چیزها قوی هستند. این افراد معمولاً جهت‌یابی خوبی دارند و با نقشه‌ها، نمودارها، عکس‌ها و تصاویر ویدئویی مشکلی ندارند. در مجسمه‌سازی موفق هستند.

 ویژگی‌های هوش تصویری-فضایی

  • لذت بردن از خواندن و نوشتن
  • مهارت در درست کردن پازل
  • مهارت در تفسیر عکس، گراف و نمودار
  • لذت بردن از رسم، نقاشی و هنرهای تجسمی
  • تشخیص راحت الگوها

انتخاب‌های شغلی

  • معمار
  • هنرمند
  • مهندس
  • مجسمه‌ساز
  • عکاس
  • شاعر

هوش کلامی – زبانی

نقاط قوت: کلمات، زبان و نویسندگی کسانی که هوش کلامی- زبانی بالایی دارند به خوبی می‌توانند از کلمات، به هنگام نوشتن و حرف زدن، استفاده کنند. این افراد غالباً در نوشتن داستان، به خاطر سپردن اطلاعات و خواندن مهارت دارند.

ویژگی‌های هوش کلامی- زبان

  • مهارت در به یادآوردن اطلاعات نوشته یا گفته شده
  • لذت بردن از خواندن و نوشتن
  • مهارت در مباحثه یا صحبت‌های متقاعد کننده
  • توانائی در توضیح دادن مسائل
  • استفاده از شوخ‌طبعی به هنگام بیان داستان‌ها

انتخاب‌های شغلی

  • نویسنده/ روزنامه‌نگار
  • وکیل
  • معلم
  • شاعر
  • سیاستمدار
  • مترجم

هوش کلامی

هوش منطقی – ریاضی

نقاط قوت: تحلیل مسائل و عملیات ریاضی کسانی که هوش منطقی- ریاضی بالایی دارند در استدلال، شناسایی الگوها و تحلیل منطقی مسائل قوی هستند. این افراد به تفکر درباره? مفهوم اعداد، روابط و الگوها علاقه‌مندند.

ویژگی‌های هوش منطقی- ریاضی

  • مهارت زیاد در حل مسئله وبازی با اعداد
  • لذت بردن از تفکر درباره? ایده‌های انتزاعی
  • علاقه‌مندی به انجام آزمایش‌های علمی
  • مهارت در انجام محاسبات پیچیده

انتخاب‌های شغلی

  • دانشمند
  • ریاضیدان
  • برنامه‌نویس رایانه
  • مهندس
  • حسابدار

هوش اندامی- فیزیکی

نقاط قوت: تحرک فیزیکی، کنترل حرکات کسانی که هوش اندامی- جنبشی بالایی دارند در حرکت‌های بدنی، انجام عملیات و کنترل فیزیکی قوی هستند. این افراد در هماهنگ سازی چشم و دست مهارت دارند و افراد چالاک و تردستی هستند.

ویژگی‌های هوش اندامی- جنبشی

  • مهارت در ورزش و رقص
  • لذت بردن از ساختن چیزها با دست
  • هماهنگی فیزیکی عالی
  • به خاطر سپردن چیزها از طریق انجام دادن آن‌ها، به جای گوش کردن یا دیدن

انتخاب‌های شغلی

  • رقصنده
  • هنرپیشه
  • ورزشکار حرفه ای
  • پیمانکار
  • جراح

هوش موسیقایی

نقاط قوت: ریتم و موسیقی کسانی که هوش موسیقایی بالایی دارند در فکر کردن به الگوها، ریتم‌ها و صداها قوی هستند. این افراد از موسیقی لذت می‌برند و معمولاً در نواختن سازهای موسیقی و آهنگسازی مهارت دارند.

ویژگی‌های هوش موسیقایی

  • لذت بردن از آوازخوانی و نواختن سازهای موسیقی
  • تشخیص آسان الگوها و نت‌های موسیقی
  • توانایی به خاطر سپردن آهنگ‌ها و ملودی‌ها
  • درک عمیق از ساختار، ریتم و نت‌های موسیقی

به صداها بسیار حساس هستند از این رو صداها بر روی سیستم عصبی و روانی آن‌ها نقش بسیار تعیین‌کننده ای دارند.

انتخاب‌های شغلی

  • موسیقیدان
  • آهنگساز
  • خواننده
  • معلم موسیقی
  • رهبر ارکستر

هوش میان فردی

نقاط قوت: ارتباط برقرار کردن و درک دیگران کسانی که هوش میان فردی بالایی دارند در تعامل با دیگران و درک آن‌ها قوی هستند. این افراد در سنجش هیجانات، انگیزه‌ها، تمایلات و منظور کسانی که دور و برشان هستند مهارت دارند.

ویژگی‌های هوش میان فردی

  • مهارت در برقراری ارتباط کلامی
  • مهارت در ارتباط غیرکلامی
  • نگاه کردن به موقعیت‌ها از زوایای مختلف
  • ایجاد روابط مثبت با دیگران
  • مهارت در فرونشاندن اختلاف‌ها در داخل گروه‌ها

انتخاب‌های شغلی

  • رهبر
  • مدیر گروه
  • فیلسوف
  • مشاور
  • فروشنده
  • سیاستمدار

هوش درون فردی

نقاط قوت: درون نگری و خودآزمایی کسانی که هوش درون فردی بالایی دارند، آگاهی خوبی از وضعیت هیجانی، احساسات و انگیزه‌های خود دارند. این افراد از خودآزمایی، تخیل روزانه، کندوکاو کردن روابط خود با دیگران و برآورد توانائی‌های فردی خود لذت می‌برند.

ویژگی‌های هوش درون فردی

  • مهارت در تحلیل نقاط قوت و ضعف خود
  • لذت بردن از تجزیه و تحلیل نظریه‌ها و ایده‌ها
  • خودآگاهی زیاد
  • داشتن درک روشن از ریشه انگیزه‌ها و احساسات خود

انتخاب‌های شغلی

  • فیلسوف
  • نویسنده
  • نظریه‌پرداز
  • دانشمند
  • ایده پرداز
  • مربی
  • روانشناس
  • کارشناس الهیات
  • موعظه گر ادیان
  • روحانی

هوش درون فردی

هوش طبیعت‌گرا

نقاط قوت: یافتن الگوها و روابطی که با طبیعت وجود دارد هوش طبیعت‌گرا آخرین نوع هوشی است که گاردنر درنظریه خود به هفت نوع قبلی افزوده و با مقاومت و مخالفت بیشتری نسبت به بقیه روبرو گردیده‌است. به گفته گاردنر، کسانی که دارای هوش طبیعت‌گرای بالایی هستند، سازگاری بیشتری با طبیعت دارند و معمولاً به پرورش، کشف محیط و یادگیری درباره? موجودات علاقه‌مندند. این افراد به سرعت از جزئی‌ترین تغییرات در محیط‌شان آگاه می‌شوند.

ویژگی‌های هوش طبیعت‌گرا

  • علاقه‌مند به موضوعاتی از قبیل گیاه‌شناسی، زیست‌شناسی و جانورشناسی
  • مهارت در رده‌بندی و فهرست بندی اطلاعات
  • لذت بردن از باغبانی، کشف طبیعت، پیاده‌روی و چادر زدن در طبیعت
  • بی‌علاقگی به یادگیری موضوعات بی‌ارتباط با طبیعت

انتخاب‌های شغلی

  • زیست‌شناس
  • حفاظت از محیط زیست
  • باغبان
  • مزرعه‌دار
هوش چیست ؟

همان طور که گفته شد نظریه‌های هوش در طول تاریخ تغییر کرده‌اند. هوش یکی از جذابترین و جالب توجه ترین فرایندهای روانی است که جلوه های آن در موجودات مختلف به میزان متفاوت مشاهده می‌شود. واژه هوش کیفیت پدیده ای را بیان می‌کند که دارای حالت انتزاعی بوده و قابل رویت نیست. به علت دارا بودن چنین ویژگی، تعریف آن مشکل است و از این رو تعاریف متعددی از آن ارائه شده است.

هنگامی که از مردم بپرسید هوش چیست ، بیش‌ تر از هوش با عنوان عقل انسان یاد می‌کنند. یا از هوش هیجانی و یا IQ سخن می‌گویند، اما به راستی هوش چیست ؟

هوش مجموعه ای از استعدادها است که حافظه، دقت، تمرکز، یادگیری، درک، سرعت پردازش و استدلال در آن دخیل هستند. در واقع هوش، فرآیندی ذهنی و دربرگیرنده‌ی ظرفیت منطقی، درک خودآگاهی، یادگیری، مهارت حل مسئله، برنامه‌ریزی، خلاقیت، دانش فردی، زبان و… است. هوش، توانایی یادگیری از تجربه‌ها، تفکر انتزاعی و برخورد کارآمد با محیط و افراد پیرامون خود است.

هوش در همه‌ مردم یکسان و به یک اندازه نیست و تفاوت‌های فردی در این زمینه بسیار برجسته است. چیزهای گوناگونی مانند عوامل فیزیولوژیکی، وراثت، یادگیری، شرایط خانوادگی، شرایط محیطی – اجتماعی و عوامل فردی در میزان هوش نقش دارند.

برخی از روان‌شناسان بر این باور هستند که هوش یک توانایی عمومی برای درک مطلب و استدلال است و خود را به صورت‌های گوناگون نشان می‌دهد. ما با بهره‌گیری از هوش است که می‌توانیم در برابر دیگران و محیطی که در آن هستیم رفتاری مناسب از خود بروز دهیم و کنش و تعامل سازنده‌ای با دیگران داشته باشیم و به حل مسائل زندگی بپردازیم.

هوش

تعریف هوش از دیدگاه روانشناسان

در علم روانشناسی تعریف های متعددی از هوش شده است اما روانشناسان آن ها را در این 4 دسته کلی طبقه بندی کرده اند و در پاسخ به سوال هوش چیست می‌گویند:

  1. هوش یعنی سازگاری با محیط.
  2. هوش یعنی تفکر انتزاعی.
  3. هوش یعنی توانایی و استعداد کافی در یادگیری.
  4. هوش یعنی به کار انداختن توانایی های خود برای رسیدن به هدف مطلوب در زندگی و کسب و کار.

بهره هوشی (IQ) چیست؟

بسیاری از ما ممکن است در صحبت های روزانه خود از اصطلاح IQ استفاده کنیم، بدون آن که از معنای دقیق آن اطلاعی داشته باشیم. IQ مخفف عبارت Intelligence Quotient است و معنای آن بهره هوشی است. روانشناسان برای محاسبه بهره هوشی از فرمولی ساده استفاده می‌کنند. در این فرمول سن ذهنی فرد بر سن زمانی او تقسیم و سپس در عدد 100 ضرب می‌شود. اگر بخواهیم کمی این فرمول را ساده تر کنیم می‌توانیم بگوییم: اگر توانایی ذهنی فردی کاملاً برابر با توانایی باشد که همسالان او در آن محدوده سنی دارند، بهره هوشی او مساوی با عدد 100 خواهد بود.

البته کمی بالا یا پایین تر بودن از عدد 100، نشانه دهنده هوش بالاتر یا پایین تر محسوب نمی‌شود و متخصصان درباره تفسیر عدد به دست آمده با احتیاط زیادی عمل می‌کنند. در واقع به صورت معمول حد فاصل نمرات 90 تا 109 را به عنوان هوش متوسط در نظر می‌گیرند.

اما بهترین زمان برای افزایش هوش، در سنین کودکی و به خصوص بین 3 تا 8 سالگی می‌باشد. به این دلیل که تقریباً همه چیز کودک به خصوص شخصیت و هوش او در این سن شکل می‌گیرد و در اصطلاح به این سن، سن طلایی گفته می‌شود. به همین دلیل ما بسته جامع و کاملی برای شما تهیه کردیم که بتوانید با استفاده از آن، تمامی هوش های کودک خود را افزایش دهید. پس به شما پیشنهاد می‌کنم حتماً به بسته جامع استعدادیابی و افزایش هوش کودکان هم نگاهی بیندازید تا بتوانید با استفاده از راهکارهای فوق العاده آن، آینده درخشانی برای کودک خود بسازید.

i.Q

چگونه IQ یا بهره هوشی خود را افزایش دهیم؟

بیشتر مردم به اشتباه فکر می‌کنند IQ چیزی است که از هنگام تولد ثابت می‌ماند. اما در حقیقت مغز ما بی نهایت انعطاف پذیر است و می‌توانیم به راحتی ضریب هوشی خود را افزایش دهیم. حداقل اتفاقی که می‌افتد این است که می‌توانید عملکرد مغزتان را افزایش بدهید و استراتژی‌هایی را یاد بگیرید که توانایی شما را برای فرا گرفتن، به خاطر سپردن و بهره وری از دانش و اطلاعات‌تان بهبود ببخشد.

برای تقویت بهره هوشی یا همان IQ  راه های بسیار زیادی وجود دارد که به آن ها به صورت جدا گانه در مقاله راه های افزایش هوش به آن ها پرداخته ایم. اما اکنون به 10 مورد از بهترین راه های آن اشاره می‌کنیم.

  1. بیشتر راه بروید.
  2. نفس عمیق بکشید.
  3. دفتر رویدادهای روزانه داشته باشید.
  4. چیزهای جدید را کشف کنید.
  5. استراحت‌های کوتاه و مکرر داشته باشید.
  6. حافظه‌تان را تقویت کنید.
  7. صبحانه بخورید.
  8. مدیتیشن کنید.
  9. از مصرف قند اجتناب کنید.
  10. بیشتر از آنتی اکسیدان‌ها مصرف کنید.

رفتار هایی که باعث کاهش IQ در انسان می شود

متخصصان معتقدند همه چیز، از فناوری گرفته تا عادات غذایی و شیوه زندگی، بر عملکرد مغز ما تأثیر می‌گذارد و عادت های نادرست باعث افت کارایی ذهن و توانایی فکر کردن می‌شود. اخیراً، نتایج بررسی محققان کانادایی نشان داده است که مصرف میزان زیاد چربی های اشباع، تأثیر زیادی روی عملکرد مغز می‌گذارد و حتی به اعتیاد منجر می‌شود.

از سال 1930 به علت شرایط بهتر زندگی، بهبود تغذیه و تحصیلات، «آی کیو» افراد در سراسر جهان بهتر شد. اما اکنون محققان ادعا می‌کنند که در سال های گذشته میزان بهره هوشی افراد کاهش پیدا کرده و از طرفی طی 50 سال اخیر هوش اجتماعی هم افت پیدا کرده است. محققان تأکید می‌کنند علاوه بر یاد گرفتن مهارت های جدید، موارد دیگری نیز برای حفظ آی کیو لازم است. در ادامه، به کارها و عاداتی که باعث کاهش بهره هوشی می‌شوند، می‌پردازیم.