rvanshnasi

اشتراک گذاشته شده با :

عشق

عشق چیست و چه را‌ه‌هایی برای تشخیص واقعی بودن آن وجود دارد؟

عشق

شاید شما هم عشق و علاقه به شخص خاصی را تجربه کرده باشید. در این شرایط هربار که اسم او را می‌شنوید یا آن شخص صدایتان می‌زند، قلب‌تان به‌تپش می‌افتد و زمانی‌که نزدیک شماست، دست‌تان عرق می‌کند. شاید فکر کنید که در تمام دنیا فقط همین شخص وجود دارد، اما از کجا بفهمید که واقعا عشق شده اید؟ از کجا بفهمید این یک حس واقعی است یا خیر؟ در این مطلب می‌خواهیم توضیح بدهیم عشق چیست و چه راه‌هایی برای تشخیص عشق واقعی وجود دارد.

مراحل سه‌گانه‌ی عشق

دنیس ندر (Dennis Neder)، نویسنده‌ی کتاب «در دنیای زنان یک مرد باش» (Being a Man in a Woman’s World)، می‌گوید: «عشق سه مرحله دارد: مرحله‌ی شیفتگی، مرحله‌ی پیوند و مرحله‌ی آشنایی. با شناخت این سه مرحله می‌فهمید که آیا عشق شما واقعی است یا نه».

به‌گفته‌ی دکتر ندر، مرحله‌ی شیدایی زمانی است که شما نمی‌توانید برای بودن با او منتظر بمانید. این مرحله‌ی رمانتیک و خیالی عشق است. درواقع این همان مرحله‌ای است که مردم از آن به‌عنوان عشق واقعی یاد می‌کنند، اما این مرحله بعد از مدت‌زمان کوتاهی از بین می‌رود.

مرحله دوم مرحله‌ی پیوند است. در‌ طول این مرحله سعی می‌کنید که فرد مقابل را بشناسید و تمام برنامه‌های مختلف زندگی‌تان را براساس او تنظیم می‌کنید. اگر این مرحله را ادامه دهید به‌تدریج وارد مرحله‌ی سوم می‌شوید که به آن مرحله‌ی آشنایی می‌گویند.

در مرحله‌ی آشنایی برنامه‌هایی را ترتیب می‌دهید که فرد مقابل در آن حضور دارد و درنهایت باهم ازدواج می‌کنید. شما کم‌کم متوجه می‌شوید که فرد مقابل‌تان درمورد موضوعات مختلف چه احساسی دارد و از چه چیزهایی لذت می‌برد. همچنین هم‌زمان دوباره روی زندگی شخصی خودتان، مسیرها و اهداف‌تان تمرکز می‌کنید. براساس باور متخصصان «عشق واقعی» از اینجا شروع می‌شود.

تعریف «عشق واقعی» چیست؟

تعریف عشق

براساس جمله‌ی معروف از فیلم داستان عشق (Love Story)، عشق یعنی هیچ‌وقت مجبور به عذرخواهی نشوید، اما زمانی‌که از کارشناسان درباره‌ی عشق واقعی سؤال می‌شود، کمی مکث می‌کنند و به فکر فرو می‌روند. شاید به‌ این‌ دلیل باشد که عشق واقعی برای افراد مختلف تعاریف متفاوتی دارد.

دکتر ندر می‌گوید: «عشق واقعی به این معنی است که بخواهید میزان سلامتی، رفاه و خوشبختی فرد مقابل‌تان بیشتر از سلامتی، رفاه و خوشبختی شما باشد. زمانی که مراقب کلمات، افکار و فعالیت‌هایتان هستید، به‌ویژه اگر سعی می‌کنید که این رفتار برای فرد مقابل‌تان خوش‌آیند باشد، درواقع شما عاشق شده‌اید».

کریستین نرتروپ (Christiane Northrup)، نویسنده‌ی کتاب «بدن زنان- حکمت زنان» (Women’s Bodies, Women’s Wisdom) و کتاب «حکمت یاسگی» (The Wisdom of Menopause) می‌گوید: «عشق واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که شما به‌اندازه‌ی کافی به طرف مقابل‌تان اجازه می‌دهید که با داشتن امکانات و زمان لازم، به آن‌ چیزی که می‌تواند باشد، تبدیل شود».

برعکس اگر فردی به شما می‌گوید که «اگر من را دوست داری، باید…»، این عشق واقعی نیست. براساس گفته‌ی دکتر نرتروپ این نوع عشق در محدوده‌ی کنترل کردن فرد است و براساس باورهای متافیزیک در چاکرای دوم (چاکرای جنسی) قرار دارد. اما عشق واقعی از چاکرای چهارم سرچشمه می‌گیرد و به‌راحتی با پشتیبانی‌های بی‌قیدوشرط تشخیص داده می‌شود.

دکتر کاتلین هندریکس و دکتر گی هندریکس (نویسندگان کتاب عشق ابدی) می‌گویند: «عشق واقعی زمانی ایجاد می‌شود که فرد از یک تعهد ناخودآگاه به‌سمت تعهد خودآگاه پیش می‌رود. زمانی‌که مردم می‌گویند داشتن رابطه واقعا کار سختی است؛ این بیانی از تعهد ناخودآگاه است».

تعهد به این معنی است که شما خودِ واقعی‌تان را به شریک‌تان نشان می‌دهید و درهمه‌حال از او حمایت می‌کنید.

به‌گفته‌ی دکتر لوری مور (Laurie Moore) همه‌ی عشق‌ها از یک قلب گشوده ایجاد می‌شوند. زمانی که شما باهم هستید، این گشودگی و امنیت هم‌زمان وجود دارد. اما ممکن است کسی که به او علاقه دارید، لزوما شریک زندگی شما نباشد.

۹ روش برای تشخیص عشق واقعی وجود دارد

عشق

۱. احساس خوبی دارید

یک رابطه‌ی خوب، یک احساس خوب را برای‌تان به ارمغان می‌آورد.

۲. دوست دارید که زمان‌تان را با شریک‌تان سپری کنید

نیازی ندارید که با دیگران باشید یا برای دوری از یکدیگر دنبال بهانه نمی‌گردید. شما از تمام لحظه‌هایی که باهم هستید لذت می‌برید. حتی اگر ساکت باشید.

۳. به شریک‌تان احترام می‌گذارید

از شنیدن درباره‌ی شریک‌تان به خود می‌بالید و چیزهایی شبیه به این می‌گویید: «همسر من در خوانندگی و ترانه‌سرایی بی‌نظیر است». اگر متوجه شدید که مدام دارید درباره‌ی خودتان حرف می‌زنید، شما به همسر یا روابط‌‌تان توجه نکرده‌اید.

۴. افکار شریک زندگی‌تان برای‌تان جالب است

شما درباره‌ی موضوعاتی که برای‌تان مهم است نظر همسرتان را می‌پرسید. اگر با شما هم‌نظر نبود هم اشکالی ندارد.

۵. ویژگی‌های غیرعادی شریک‌تان را می‌پذیرید

همه‌ی افراد ویژگی‌های خاص خودشان را دارند. حتی شما! اگر شریک‌تان ویژگی دلپذیر یا تحمل‌پذیری داشت، حال شما خوب است. اگر این ویژگی شما را آزار می‌دهد، باید در نوع رابطه‌تان دقیق شوید.

۶. احساس امنیت می‌کنید

شما نمی‌ترسید که شریک‌تان را از دست بدهید.

۷. برای باهم بودن توضیحی ندارید

بسیاری از مردم به‌دلیل اینکه زندگی‌شان را باهم هماهنگ کرده‌اند مجبورند که در کنار یکدیگر باشند. اما از خودتان بپرسید آیا واقعا دوست دارید که باهم باشید. اگر جواب مثبت بود، پس به این باهم بودن ادامه دهید. اما اگر جواب منفی است پس مشکلی وجود دارد. ممکن است شما آماده نباشید.

۹. شریک‌تان را با دیگران مقایسه نمی‌کنید

همیشه افرادی زیباتر، باهوش‌تر و خوش‌اندام‌تر از همسر شما وجود دارند. اما شما نگران نیستید، زیرا دوست دارید که با او باشید.

به روابط‌‌تان دقت کنید. آیا عشق شما واقعی است؟

روانشاسی عشق

عشق

آیا فکر می‌کنیدعشق قابل کنترل نیست؟آیا فکر می‌کنید اگر کسی از همان ابتدای آشنایی عاشقتان نشود، دیگر شانسی ندارید؟آیا فکر می‌کنید امکان این وجود ندارد که بتوانید کسی را دیوانه‌وار عاشق خودتان بکنید؟

اگر پاسختان به این سوال‌ها مثبت بوده است، احتمالا به قضا و قدر و سرنوشت هم اعتقاد دارید. اشکالی ندارد، خیلی‌ها اینطورند! اکثر مردم تصور می‌کنند که عشق چیزی غیرقابل‌تغییر است و کنترلی روی آن ندارند.

اما تحقیقات مختلفی که طی این سالها انجام گرفته ثابت کرده است که شما می‌توانید عشق را کنترل کنید. و همه اینها توسط قدرت مغز انجام می‌گیرد. فقط باید یاد بگیرید چطور از ذهنتان استفاده کنید.

عشق هیچ فرقی با سایر احساسات روانشناسی که به صورت روزانه تجربه می‌کنید ندارد:

– ترس

– استرس

– حسادت

– ترحم به خود

– اضطراب

این احساسات قابل کنترل هستند و عشق هم جزو احساسات روانشناختی دسته‌بندی می‌شود و قابل کنترل است. کنترل عشق بعنوان یک احساس به همان اندازه کنترل ترس، هیجان و از این قبیل آسان است. مشکل اعتقادات ما است. در طول سالها باور کرده‌ایم که عشق چیزی است که اتفاق می‌افتد و همه چیز به سرنوشت بستگی دارد.

اما واقعیت متفاوت با این است. با استفاده از روانشناسی عشق می‌توانید کاری کنید کسی که می‌خواهید عاشقتان شود و چشمش جای دیگری را نبیند. البته هیچ تضمینی نیست و نمی‌گوییم این روش 100? موثر است اما نتیجه کارتان با این روش کاملاً متفاوت خواهد شد. اگر بتوانید شانس اینکه فرد موردنظرتان عاشقتان شود را سه برابر کنید، چرا آن را امتحان نکنید؟

1. چطور عاشق می‌شویم و روانشناسی پشت آن

قبل از اینکه وارد این داستان شوید که چطور کسی را دیوانه‌وار عاشق خودتان کنید، باید نگاهی به جنبه روانشناختی آن بیندازید و نخیر، هیچ معجون جادویی برای آن وجود ندارد.

بدون اینکه بدانید، هر آدمی که می‌شناسید در فهرستی پشت ذهنتان ذخیره شده است. لیستی از معیارها هم در این لیست هست، معیارهایی که قبل از عاشق شدنتان باید در آن فرد وجود داشته باشد. روانشناسان به این نقشه عشق می‌گویند.

اگر فردی یکی یا چند مورد از این معیارها را نداشته باشد، به طور اتوماتیک‌وار ویژگی تبدیل شدن به عشق زندگی شما را از دست می‌دهند و احتمالاً فقط دوست شما باقی می‌مانند. به همین خاطر است که فقط عاشق یک نفر می‌شوید و بقیه برایتان دوست باقی می‌مانند.

 

البته لیست هر شخص متفاوت و خاص است. مواردی که روی این لیست نوشته به خودِ شما بستگی دارد:

– ارزش‌ها

– اعتقادات

– تجربیات قبلی

– پیشینه

– روابط قبلی

 

به همین دلیل است که دوستتان ممکن است عاشق مردی شود که به نظر شما خیلی معمولی است. آن مرد با نقشه عشق دوست شما مطابقت دارد نه نقشه شما. اینکه افراد را ارزیابی کنید تا ببینید کسی با لیست شما جور است یا نه به صورت خودآگاه انجام نمی‌گیرد، این اتفاق به صورت ناخودآگاه می‌افتد، بدون اینکه حتی به آن فکر کنید. ذهن همه کارها را خودش به تنهایی انجام می‌دهد. درست همانطور که به قلبتان می‌گوید بتپد، درحالیکه به صورت خودآگاه از آن اطلاع ندارید. به همین دلیل است که ممکن است عاشق یک نفر شوید و ندانید اصلاً چرا عاشق او شده‌اید. مسئولیت با ذهن ناخودآگاه شماست.

به همین دلیل است که عشق پدیده‌ای رمزآلود است و خیلی‌ها آن را به سرنوشتشان می‌سپارند. اما در واقعیت، این هیچ ارتباطی با سرنوشت ندارد، فقط به ذهن ناخودآگاه شما بستگی دارد که ارزیابی کند آن فرد با لیست شما هماهنگی دارد یا خیر. حقیقت ماجرا این است که هرچه اطلاعات و آگاهی‌تان از معیارهای ذهن ناخودآگاهتان بیشتر شود، می‌توانید خیلی سریع ارزیابی کنید که چرا عاشق یک نفر شده‌اید.

در زیر به لیست جیم که مردی 26 ساله است که نامزدهای زیادی در زندگی خود داشته، اشاره می‌کنیم. او 2 سال است که از دانشگاه فارغ‌التحصیل شد و در لندن کار می‌کند. از قرار گذاشتن و دوستی‌های کوتاه‌مدت با دخترهای مختلف خسته شده و به دنبال یک شریک‌زندگی جدی‌تر برای خود است. لیست جیم یا این 4 معیار شروع می‌شود:

1- باید سطح تحصیلات او به من بخورد.

2- باید موهای قهوه‌ای داشته باشد (جیم یکبار عاشق دختری با موهای قهوه‌ای شده است و درنتیجه ذهن ناخودآگاهش آن را وارد لیست معیارهایش کرده است که کمکش کند شکست عشقی که قبلاً با آن دختر مو قهوه‌ای داشته را جبران کند).

3- باید به خانواده‌اش نزدیک باشد (خانواده و بچه برای جیم مهم‌اند و او به دنبال کسی است که بتواند مادر خوبی برای فرزندان او شود. می‌بینید ما جذب کسانی می‌شویم که خودمان می‌خواهیم و نیاز داریم).

4- باید مسافرت کردن را دوست داشته باشد.

عشق

اگر جیم که الان مجرد است با دختر فوق‌العاده‌ای که موهای قرمز دارد روبرو شود، احتمالاً عاشق او نخواهد شد. بااینکه ممکن است آن دختر به نظرش خوب بیاید اما خودش هم نمی‌تواند بفهمد چرا نمی‌تواند عاشق آن دختر شود.

فقط زمانی خواهید توانست عاشق شوید که آن فرد با اکثر موارد موجود در لیست ناخودآگاهتان همخوانی داشته باشد. آنوقت ذهن ناخودآگاهتان به شما کمک خواهد کرد در عشق با آن فرد بمانید و رابطه خوبی با او داشته باشید. چون ناخودآگاهتان خود را به این صورت به آن فرد می‌چسباند، به همین خاطر فراموش کردن کسی که دوست داشته‌اید حتی بعد از سالها تا این اندازه سخت است.

عشق واقعی

 

با استفاده از روانشناسی عشق می‌توانید کاری کنید کسی که می‌خواهید عاشقتان شود

2. چطور برای اطمینان از عشق او به خودتان ذهنتان را کنترل کنید

اینجا نمونه‌هایی از روش‌های قبلاً امتحان‌شده برایتان آورده‌ایم که کمکتان می‌کند کسی که می‌خواهید را عاشق خودتان کنید:

1- معیارهای او را در خودتان ایجاد کنید. همه ما این لیست یا نقشه عشق را در ذهنمان داریم. این لیست هر معیار اصلی که انتظار داریم طرف موردنظرمان داشته باشد را دارد. البته صددرصد نیست که هر کسی که معیارهای این لیست را داشته باشد، عاشقش شویم اما اگر کسی هیچکدام از این معیارها را نداشته باشد امکان اینکه عاشقش شویم وجود ندارد. قبل از اینکه تلاش کنید کسی را عاشق خودتان کنید، کمی درمورد او تحقیق کنید. همه اطلاعات اصلی درمورد پیشینه و علایقش را به دست آورید. هرچه بیشتر درمورد او بدانید و سعی کنید خودتان را با معیارهای او جور کنید بهتر است.

2- نیازهای برآورده‌نشده‌شان را برآورده کنید. وقتی افراد به دنبال یک رابطه جدید هستند، به دنبال فرد دیگری می‌گردند که به طرق مختلف شبیه به خودشان باشد. آنها به دنبال نقاط قوت خود و همچنین متضاد ضعف‌هایشان در آن فرد هستند. بعنوان مثال، کسی که احساس حقارت دارد اما فردی باهوش است به دنبال کسی است که در عین باهوش بودن اعتمادبه‌نفس داشته باشد تا بتواند آنها را به تعادل برساند. اگر سعی دارید کسی را عاشق خودتان بکنید که می‌دانید اختلال شخصیتی خودکم‌بینی دارد، اینکه خودتان را فردی بااعتمادبه‌نفس به او نشان دهید کمک می‌کند عاشقتان شود. وقتی نقش یک فرد بااعتمادبه‌نفس را بازی می‌کنید، به ذهن ناخودآگاه او پیام می‌فرستید که «من چیزی که دنبالش هستی را دارم»!

3- چقدر تلاش می‌کنید؟ خیلی‌ها دوست دارند بدانند که آیا پشتکار داشتن در این موارد واقعاً عمل می‌کند یا نه. اگر کسی که به دنبالش هستید وابستگی بیرونی داشته باشد، احتمال اینکه پشتکار داشتن روی او اثر کند هست. وابستگی بیرونی داشتن یعنی فرد برای اینکه حالش بهتر شود یا از موقعیت بدی در زندگی‌اش فرار کند به دیگران تکیه می‌کند. اگر کسی جزء این دسته افراد باشد، احتمال اینکه در هر موقعیتی بخواهند وارد یک رابطه جدید شوند وجود دارد. در این مورد، احتمال اینکه بتوانید او را عاشق خودتان بکنید بیشتر خواهد بود. خلاصه اینکه وقتی افراد آسیب‌پذیرتر باشند و نیاز به توجه و مراقبت احساس کنند، احتمال اینکه بتوانند سریعتر عاشق شما شوند بیشتر است.

4- از دوستان مشترکتان کمک بگیرید. اگر شما و کسی که دوستش دارید دوستان مشترکی دارید، باید از این امتیاز استفاده کنید. دلیل آن این است که ذهن ناخودآگاه وقتی منابع مورداعتماد (مثل دوستان) چیزی که قرار است در ذهنشان برنامه‌ریزی شود را تایید کنند، راحت‌تر آن برنامه‌ریزی جدید را می‌پذیرد. اگر دوستان او تصور کنند که شما فوق‌العاده‌اید، احتمال اینکه با آنها هم‌عقیده شود زیاد است. هرچه دوستان مشترکتان بیشتر درمورد فوق‌العاده بودن شما با او حرف بزنند، احتمال اینکه جایی در ذهن او باز کنید بیشتر خواهد بود.

5- ذهنشان را سیم‌پیچی کنید. هرچه چیزی را بیشتری برای کسی تکرار کنید، بهتر می‌توانید باعث شوید به آن چیز خاص فکر کند. چرا؟ خیلی ساده است، تکرار می‌تواند تاثیر فوق‌العاده‌ای روی ذهن ناخودآگاه داشته باشد. البته این به شما مجوز نمی‌دهد که هر ده دقیقه یکبار به او زنگ بزنید. این فقط می‌ترساندشان. با نشان دادن زیرکانه حضورتان، می‌توانید روی ذهنشان برنامه بریزید. باید جلو چشم باشید و به او این امکان را بدهید که تا می‌تواند شما را ببیند، اینکه با او حرف بزنید یا نه مهم نیست، فقط کافی است جایی بایستید که شما را ببیند.

6- تصور مثبت از خودتان بسازید. وقتی اسمتان در جمعی به زبان می‌آید، اولین کلمه‌ای که به ذهن دیگران می‌آید چیست؟ دیگران چه تصویری از شما دارند؟ فکر آنها در مورد شما فردی «قوی»، «شاد»، «بااعتمادبه‌نفس» یا چیزی منفی‌تر مثل «آویزان» است؟ هر چه جایگاه بهتری برای خودتان در ذهن افراد بسازید، دید آنها نسبت به شما بهتر خواهد شد. مهم نیست که هستید و چه ویژگی‌های منفی‌ای دارید، چیزی که مهم است درک آنها نسبت به شماست. باید کاری کنید که این تصور مثبت باشد.

3. آیا واقعاً چیزی به اسم عشق در نگاه اول وجود دارد یا همه اینها افسانه است؟

البته عشق در نگاه اول وجود دارد، اگر کسی از همان ابتدا با معیارهایی که در ذهن ناخودآگاهتان لیست شده است همخوانی داشته باشد، احتمالاً در نگاه اول عاشق او خواهید شد.

آنوقت به خودتان می‌گویید، «یک لحظه صبر کن، اگه تا حالا با او حتی حرف هم نزده‌ام پس از کجا می‌دانم که با معیارهای من جور است یا نیست؟»

خیلی ساده است. معیارهای شما ممکن است شامل طریقه ایستادن، راه رفتن، حرف زدن یا حتی ارتباط او با دیگران باشد. اگر رفتارها، ظاهر یا هر چیز دیگر او شما را یاد کس دیگری بیندازد این اتفاق خواهد افتاد.

مثلاً شما را یاد کسی که قبلاً عاشقش بودید بیندازد.

ما معمولاً از یک الگو پیروی می‌کنیم و همیشه عاشق یک تیپ خاص از افراد می‌شویم. بنابراین اگر کسی شما را یاد کسی بیندازد که قبلاً عاشقش بودید، اما در خودآگاهتان ندانید که شما را یاد کسی از گذشته‌تان می‌اندازد، ممکن است در نگاه اول عاشق آن فرد شوید، بدون اینکه بدانید چرا. آنوقت ممکن است فکر کنید که سرنوشتتان بوده که عاشق او شوید.

عشق (تست)چیست؟

عشق و دوست داشتن یکی از طبیعی‌ترین احساساتی است که افراد معمولا از دوره نوجوانی با آن روبه‌رو می‌شوند و حتما شما هم تجربه‌اش را داشته‌اید. احساس علاقه شدید به فردی دیگر به طوری که با دیدن او نفس‌تان بند می‌آید، مدام به او فکر می‌کنید، دوست دارید همه چیز را درباره‌ او بدانید و هرچه بیشتر با او زمان بگذرانید. اما متاسفانه یا خوشبختانه همیشه شرایط این‌طور پیش نمی‌رود. کم‌کم تفاوت‌ها دیده می‌شود و شک و تردیدها بروز پیدا می‌کند. اینجاست که از خودتان می‌پرسید: «احساسم به او عشق واقعی است؟ آیا او معشوق مناسبی برای من است؟ آیا او هم من را همین‌قدر دوست دارد؟ آیا می‌توانیم بهم برسیم و ازدواج کنیم؟»

عشق مجموعه‌ای از احساسات، افکار و رفتارهای مختلف از جمله دوست داشتن، حمایت کردن، گرمی، شور، تعهد، شهوت و احترام است، با اینحال اکثر افراد در این زمینه فقط به احساس شدیدشان توجه می‌کنند و کمتر به بخش‌های منطقی و رفتاری عشق توجه دارند. گاهی به فردی علاقه دارند، اما این علاقه‌شان هیچ مبنای منطقی ندارد. گاهی نیز عاشق فرد مناسبی شده‌اند اما نمی‌دانند چطور باید عشق و علاقه‌شان را به شیوه درست ابراز و مدیریت کنند و رابطه‌شان را قوی و پایدار کنند.

نظریه پردازان مختلفی به عشق پرداخته‌اند و از نقطه نظرهای مختلف آن را بررسی کرده‌اند. اما آنچه در این میان مهم است ایجاد تمایز بین عشق رمانتیک (علاقه بین یک زن و مرد بالغ) با سایر انواع عشق مانند عشق مادر و فرزندی یا عشق ایثارگرانه است. یکی از این افراد، روان‌شناس معروف رابرت استرنبرگ است، که نظریه خود را در زمینه عشق، در سال 1987 ارائه داد. استرنبرگ عشق را به شکل یک مثلث می‌داند که 3 ضلع دارد: صمیمیت (بعد احساسی عشق)، تعهد (بعد شناختی یا عقلانی عشق) و شور و اشتیاق (بعد جنسی عشق).

صمیمیت

عشق

صمیمیت یعنی میزان نزدیکی بین دونفر. یعنی دو نفر چقدر همدیگر را دوست دارند،‌ کنار هم احساس راحتی دارند و می‌توانند حرف‌های دلشان را بهم بگویند. گاهی از این بٌعد تحت عنوان دلبستگی هم یاد می‌شود و منظور همان احساس علاقه به فرد دیگر و اطمینان از قابل اتکا بودن او است. وقتی دو نفر به هم احساس محبت کنند، ‌این محبت را به سادگی به هم ابراز کنند،‌ درمقابل هم احساس مسئولیت داشته باشند،‌ از هم مراقبت و حمایت کنند و در کنار هم احساس راحتی و آرامش داشته باشند، می‌توان گفت این بُعد از عشق را دارند. شما نیز می‌توانید این موارد را در رابطه خودتان با طرف مقابل‌تان بسنجید و به عشقی که نسبت به او دارید یا از او دریافت می‌کنید امتیاز دهید.

تعهد 

تعهد یکی از اصلی‌ترین اجزای علاقه بین زن و مرد است. تعهد یعنی شما نسبت به فردی که عاشقش هستید احساس مسئولیت کنید، در فکر،‌ احساس و رفتارتان به او وفادار بمانید و کاری نکنید که او آسیب ببیند. تعهد ارتباط تنگاتنگی با مسئولیت‌پذری و وفاداری دارد.

شور و اشتیاق 

شور و اشتیاق همان بعد جنسی عشق است. یعنی اینکه چقدر نسبت به طرف مقابل کشش جنسی دارید و چقدر او برای‌تان جذابیت جسمانی دارد.

عشقی کامل و سالم است که هر سه جز را همزمان داشته باشد. اگر در رابطه شما هر سه جز وجود دارد، یعنی هم به هم محبت دارید و در کنار هم احساس آرامش و راحتی می‌کنید، هم از نظر جسمانی برای هم جذاب هستید و نسبت به هم کشش جنسی دارید و هم نسبت به هم متعهد و وفادار هستید‌، می‌توانید مطمئن باشید عشق شما واقعی است.

انواع تست عشق

وقتی کلمه تست عشق را سرچ می‌کنید، با انواع و اقسام سوالات و آزمون‌هایی مواجه می‌شوید که مدعی می‌شوند عشق شما را می‌سنجند. اما باید مراقب باشید چون بسیاری از این تست‌ها معتبر نیستند. ضمن اینکه نمی‌توانید تنها روی نتیجه یک تست حساب کنید. در ادامه چند تست معتبر در زمینه عشق به شما معرفی می‌کنیم، اما باید بدانید برای اینکه از عشق‌تان مطمئن شوید،‌ تست دادن به تنهایی کافی نیست. بهتر است راجع به نگرانی‌ها و شک و تردیدهای‌تان با یک مشاور متخصص در زمینه عشق و رابطه صحبت کنید.

تست عشق استرنبرگ

تست عشق استرنبرگ 45 سوال دارد و بر اساس نظریه مثلثی عشق استرنبرگ طراحی شده است. شما پس از پاسخ به سوالات این تست متوجه می‌شوید که عشق‌تان نسبت به طرف مقابل‌تان در هر سه جز صمیمیت، شور و اشتیاق و تعهد چه وضعیتی دارد.

تست عشق هلن فیشر

تست عشق هلن فیشر یک تست 54 سوالی است که 10 جنبه عشق را می‌سنجد. این 10 جنبه عبارتند از: برانگیختگی احساسی، اضطراب، نزدیکی،‌ تخیلات مثبت،‌ انگیزش، ‌درگیری فکری، سکس، غیرارادی بودن عاشق شدن، علاقه رمانتیک نسبت به یکدیگر و جذابیت ناکام شدن است.

تست عشق زیک روبین 

تست عشق

روبین عشق رمانتیک را دارای سه جزء صمیمیت (احساس نزدیکی، راحتی و خودافشایی)، وابستگی (نیاز به در ارتباط بودن بودن با دیگری، تماس فیزیکی و تائید گرفتن) و مراقبت (حمایت همه‌جانبه و تلاش برای شادی و رضایت دیگری) می‌داند. این پرسشنامه 13 سوال برای سنجش دوست داشته شدن و 13 سوال برای سنجش احساس عشق دارد.

تست زبان عشق گری چاپمن 

این تست برای تشخیص زبان عشق شما طراحی شده است. منظور از زبان عشق این است که شما عشق‌تان را چطور ابراز می‌کنید و دوست دارید طرف مقابل چطور به شما ابراز عشق کند. طبق نظر گری چاپمن، 5 زبان عشق مختلف بین افراد وجود دارد:

کلامی: فردی که این زبان عشق را دارد، عشق و محبتش را به کلام درمی‌آورد و انتظار دارد طرف مقابلش هم در کلام به او بگوید که چقدر دوستش دارد.

محبت جسمانی: برخی افراد دوست دارند محبت‌شان را به صورت بغل کردن، نوازش کردن یا بوسیدن نشان دهند.

هدیه دادن: بسیاری افراد محبت‌شان را با هدیه دادن نشان می‌دهند و دوست دارند از طرف مقابل‌شان هم مدام هدایای کوچک و بزرگ دریافت کنند.

وقت‌گذراندن: برخی افراد دوست دارند برای ابراز عشق‌تان با آن‌ها وقت بگذرانید، حرف بزنید و تفریح کنید. آن‌ها نیز عشق‌شان را به شما اینطور نشان می‌دهند.

کمک کردن: یکی دیگر از زبان‌های عشق کمک کردن است. افرادی که به این زبان عشق معتقدند، برای نشان دادن علاقه‌شان به شما برایتان هرکاری بتوانند انجام می‌دهند.

 البته همه افراد از همه این شیوه‌های ابراز محبت استفاده می‌کنند و لذت می‌برند، ‌اما معمولا از یکی از آن‌ها بیشتر استفاده می‌کنند. آشنایی با زبان عشق خودتان و طرف مقابل‌تان می‌تواند شما را بهم نزدیک کند و بسیاری از سوءتفاهمات را برطرف کند.

تست قصه عشق استرنبرگ 

استرنبرگ معتقد بود هرکس یک قصه عشق شخصی دارد و روابط عاشقانه‌اش را بر اساس این سناریوی ذهنی که از عشق دارد پیش می‌برد. او در کتابی با همین عنوان به 25 قصه عشق مختلف اشاره می‌کند که برخی از این قصه‌ها سالم و برخی ناسالم هستند. او همچنین بر این مبنا یک تست طراحی کرده که می تواند قصه عشق شما را مشخص کند. آشنایی با قصه عشق‌تان به شما کمک می‌کند در انتخاب فرد موردنظر و ساختن رابطه‌تان آگاهانه‌تر عمل کنید.