rvanshnasi

اشتراک گذاشته شده با :

هوش

هوش چیست ؟

همان طور که گفته شد نظریه‌های هوش در طول تاریخ تغییر کرده‌اند. هوش یکی از جذابترین و جالب توجه ترین فرایندهای روانی است که جلوه های آن در موجودات مختلف به میزان متفاوت مشاهده می‌شود. واژه هوش کیفیت پدیده ای را بیان می‌کند که دارای حالت انتزاعی بوده و قابل رویت نیست. به علت دارا بودن چنین ویژگی، تعریف آن مشکل است و از این رو تعاریف متعددی از آن ارائه شده است.

هنگامی که از مردم بپرسید هوش چیست ، بیش‌ تر از هوش با عنوان عقل انسان یاد می‌کنند. یا از هوش هیجانی و یا IQ سخن می‌گویند، اما به راستی هوش چیست ؟

هوش مجموعه ای از استعدادها است که حافظه، دقت، تمرکز، یادگیری، درک، سرعت پردازش و استدلال در آن دخیل هستند. در واقع هوش، فرآیندی ذهنی و دربرگیرنده‌ی ظرفیت منطقی، درک خودآگاهی، یادگیری، مهارت حل مسئله، برنامه‌ریزی، خلاقیت، دانش فردی، زبان و… است. هوش، توانایی یادگیری از تجربه‌ها، تفکر انتزاعی و برخورد کارآمد با محیط و افراد پیرامون خود است.

هوش در همه‌ مردم یکسان و به یک اندازه نیست و تفاوت‌های فردی در این زمینه بسیار برجسته است. چیزهای گوناگونی مانند عوامل فیزیولوژیکی، وراثت، یادگیری، شرایط خانوادگی، شرایط محیطی – اجتماعی و عوامل فردی در میزان هوش نقش دارند.

برخی از روان‌شناسان بر این باور هستند که هوش یک توانایی عمومی برای درک مطلب و استدلال است و خود را به صورت‌های گوناگون نشان می‌دهد. ما با بهره‌گیری از هوش است که می‌توانیم در برابر دیگران و محیطی که در آن هستیم رفتاری مناسب از خود بروز دهیم و کنش و تعامل سازنده‌ای با دیگران داشته باشیم و به حل مسائل زندگی بپردازیم.

هوش

تعریف هوش از دیدگاه روانشناسان

در علم روانشناسی تعریف های متعددی از هوش شده است اما روانشناسان آن ها را در این 4 دسته کلی طبقه بندی کرده اند و در پاسخ به سوال هوش چیست می‌گویند:

  1. هوش یعنی سازگاری با محیط.
  2. هوش یعنی تفکر انتزاعی.
  3. هوش یعنی توانایی و استعداد کافی در یادگیری.
  4. هوش یعنی به کار انداختن توانایی های خود برای رسیدن به هدف مطلوب در زندگی و کسب و کار.

بهره هوشی (IQ) چیست؟

بسیاری از ما ممکن است در صحبت های روزانه خود از اصطلاح IQ استفاده کنیم، بدون آن که از معنای دقیق آن اطلاعی داشته باشیم. IQ مخفف عبارت Intelligence Quotient است و معنای آن بهره هوشی است. روانشناسان برای محاسبه بهره هوشی از فرمولی ساده استفاده می‌کنند. در این فرمول سن ذهنی فرد بر سن زمانی او تقسیم و سپس در عدد 100 ضرب می‌شود. اگر بخواهیم کمی این فرمول را ساده تر کنیم می‌توانیم بگوییم: اگر توانایی ذهنی فردی کاملاً برابر با توانایی باشد که همسالان او در آن محدوده سنی دارند، بهره هوشی او مساوی با عدد 100 خواهد بود.

البته کمی بالا یا پایین تر بودن از عدد 100، نشانه دهنده هوش بالاتر یا پایین تر محسوب نمی‌شود و متخصصان درباره تفسیر عدد به دست آمده با احتیاط زیادی عمل می‌کنند. در واقع به صورت معمول حد فاصل نمرات 90 تا 109 را به عنوان هوش متوسط در نظر می‌گیرند.

اما بهترین زمان برای افزایش هوش، در سنین کودکی و به خصوص بین 3 تا 8 سالگی می‌باشد. به این دلیل که تقریباً همه چیز کودک به خصوص شخصیت و هوش او در این سن شکل می‌گیرد و در اصطلاح به این سن، سن طلایی گفته می‌شود. به همین دلیل ما بسته جامع و کاملی برای شما تهیه کردیم که بتوانید با استفاده از آن، تمامی هوش های کودک خود را افزایش دهید. پس به شما پیشنهاد می‌کنم حتماً به بسته جامع استعدادیابی و افزایش هوش کودکان هم نگاهی بیندازید تا بتوانید با استفاده از راهکارهای فوق العاده آن، آینده درخشانی برای کودک خود بسازید.

i.Q

چگونه IQ یا بهره هوشی خود را افزایش دهیم؟

بیشتر مردم به اشتباه فکر می‌کنند IQ چیزی است که از هنگام تولد ثابت می‌ماند. اما در حقیقت مغز ما بی نهایت انعطاف پذیر است و می‌توانیم به راحتی ضریب هوشی خود را افزایش دهیم. حداقل اتفاقی که می‌افتد این است که می‌توانید عملکرد مغزتان را افزایش بدهید و استراتژی‌هایی را یاد بگیرید که توانایی شما را برای فرا گرفتن، به خاطر سپردن و بهره وری از دانش و اطلاعات‌تان بهبود ببخشد.

برای تقویت بهره هوشی یا همان IQ  راه های بسیار زیادی وجود دارد که به آن ها به صورت جدا گانه در مقاله راه های افزایش هوش به آن ها پرداخته ایم. اما اکنون به 10 مورد از بهترین راه های آن اشاره می‌کنیم.

  1. بیشتر راه بروید.
  2. نفس عمیق بکشید.
  3. دفتر رویدادهای روزانه داشته باشید.
  4. چیزهای جدید را کشف کنید.
  5. استراحت‌های کوتاه و مکرر داشته باشید.
  6. حافظه‌تان را تقویت کنید.
  7. صبحانه بخورید.
  8. مدیتیشن کنید.
  9. از مصرف قند اجتناب کنید.
  10. بیشتر از آنتی اکسیدان‌ها مصرف کنید.

رفتار هایی که باعث کاهش IQ در انسان می شود

متخصصان معتقدند همه چیز، از فناوری گرفته تا عادات غذایی و شیوه زندگی، بر عملکرد مغز ما تأثیر می‌گذارد و عادت های نادرست باعث افت کارایی ذهن و توانایی فکر کردن می‌شود. اخیراً، نتایج بررسی محققان کانادایی نشان داده است که مصرف میزان زیاد چربی های اشباع، تأثیر زیادی روی عملکرد مغز می‌گذارد و حتی به اعتیاد منجر می‌شود.

از سال 1930 به علت شرایط بهتر زندگی، بهبود تغذیه و تحصیلات، «آی کیو» افراد در سراسر جهان بهتر شد. اما اکنون محققان ادعا می‌کنند که در سال های گذشته میزان بهره هوشی افراد کاهش پیدا کرده و از طرفی طی 50 سال اخیر هوش اجتماعی هم افت پیدا کرده است. محققان تأکید می‌کنند علاوه بر یاد گرفتن مهارت های جدید، موارد دیگری نیز برای حفظ آی کیو لازم است. در ادامه، به کارها و عاداتی که باعث کاهش بهره هوشی می‌شوند، می‌پردازیم.

هوش

تعریف هوش

به مجموعه‌ای از استعدادها که تمرکز، درک، یادگیری، حافظه، دقت، پردازش و استدلال در آن‌ها وجود دارد هوش می‌گویند.

انواع هوش در روانشناسی


تست هوش روانشناسی با توجه به کارکردی که از  هوش انتظار دارند، انواع هوش را بررسی کرده‌اند. نظریات متفاوتی درباره  انواع هوش مطرح شده‌ است که از بین آن‌ها نظریه هوش چندگانه گاردنر و نظریه  هوش سه‌گانه دانا زوهار و یان‌ مارشال مقبولیت بیشتری دارند؛ که در ادامه  به بررسی آن‌ها می‌پردازیم.

در این نظریه، انواع هوش با هوش جسمانی  که به معنی توانایی کنترل بدن و استفاده از اشیا است، شروع می‌شوند و با  توجه به سیستم‌های عصبی مغز مشخص می‌شوند. صاحبان این نظریه معتقدند  هوش‌های متفاوت انسان زیرمجموعه‌ای از سه هوشی که در ادامه به آن‌ها  می‌پردازیم، هستند.

3-21.jpg

  • هوش عقلانی (IQ) :

این هوش مرتبط با مهارت‌های منطقی و  زبان‌شناسی است؛ که هم‌اکنون بیشتر از سایر هوش‌ها به عنوان ملاک موفقیت  آموزشی شناخته می‌شود. این هوش برای حل مسائل ریاضی و منطقی است.

  • هوش هیجانی (EQ) :

هوش عاطفی یا هیجانی باعث شناخت  احساسات و بروز آن‌ها به صورت مطلوب می‌شود. همچنین از این هوش، برای  مدیریت عواطف خود و دیگران استفاده می‌کنند که در موفقیت‌های شخصی و  حرفه‌ای تاثیر به‌سزایی دارد.

  • هوش معنوی (SQ) :

هوش معنوی درک و توجه به جهان هستی و  پاسخ دادن به سوالاتی درباره معنای زندگی و ارتباط انسان و جهان هستی است.  همچنین هنگامی که انسان با کارهای معنوی تلفیق پیدا کند، از هوش معنوی خود  استفاده کرده است.

هوش معنوی بر کارکرد هوش عقلانی و هوش  هیجانی اثرگذار است. در حقیقت هوش عقلانی دروازه ورود به کسب موفقیت در کار  مورد علاقه است؛ اما چیزی که باعث می‌شود افراد در شغل خود بهترین باشند  هوش عاطفی است. از طرفی هوش معنوی نیز می‌تواند در ارتقا هوش عاطفی موثر  باشد. این دو نوع هوش تاثیر مستقیمی بر یکدیگر دارند و رشد و توسعه هر  کدام، باعث پرورش دیگری می‌شود.  

همچنین بخوانید: «جایگاه هوش هیجانی (هوش عاطفی) موفقیت در زندگی»

انواع هوش از نظر گاردنر

در سال ۱۹۸۳ در حالی که دانشمندان هوش را به مهارت‌های فردی نسبت می‌دادند، گاردنر به بررسی انواع هوش پرداخت و آن‌ها را در ۹ بخش تقسیم کرد:

  • هوش ریاضی:

توانایی محاسبه، انجام عملیات ریاضی و  انجام فرضیات مرتبط است. ما به‌وسیله‌ی مفاهیم انتزاعی و فکر نمادین، روابط  ریاضی را درک می‌کنیم. افرادی که  در هوش ریاضی مهارت بالایی دارند معمولا به الگوها، دسته‌بندی‌های مختلف و  روابط موضوعات با یکدیگر علاقه‌مند هستند. این افراد دوست دارند خود را  درگیر مسائل محاسباتی و بازی‌های استراتژیک کنند.

  • هوش موسیقیایی:

توانایی افراد در تشخیص دادن ریتم و تن صدا است. بین احساس انسان و موسیقی ارتباط عمیقی وجود دارد.  هوش موسیقیایی نقاط مشترکی با هوش ریاضی دارد. بیشتر افرادی که هوش  موسیقیایی دارند معمولا در حال زمزمه کردن یک آهنگ یا ضرب گرفتن هستند و  نسبت به افراد دیگر حساسیت بیشتری نسبت به صداهای محیط دارند.

  • هوش طبیعت‌گرایی:

هوش طبیعت‌گرا در آن قسمت از مغز جای  دارد که مسئولیت درک و شناخت الگوریتم‌ها، نمونه‌ها، نقشه‌ها، شناخت  مغایرت‌ پدیده‌ها، گروه‌بندی آنان و برقراری رابطه میان اجزای طبیعت را  برعهده دارد. همچنین این دسته از افراد علاقه زیادی به طبیعت، حیوانات و  گیاهان دارند. برخی از افراد  معتقدند امروزه از هوش طبیعت‌گرایی افراد استفاده مفیدی نمی‌شود و از این  هوش برای درک تفاوت‌ مدل‌های مختلف اتومبیل‌ها، نوع آرایش و… استفاده  می‌شود.

  • هوش معنوی:

به مسائلی مانند علت وجود انسان، معنای هستی و این‌دسته از سوالات می‌پردازند. برای این گروه از افراد مسئله‌هایی مانند وجود انسان، معنای هستی، علت تولد و مرگ آن‌ها چالش‌برانگیز است.

  • هوش میان‌فردی:

به توانایی درک و تعامل با دیگر افراد  مربوط می‌شود. این هوش مربوط به ارتباطات کلامی، غیرکلامی و جلب توجه  دیگران است. معلمان، هنرپیشه‌ها و مددکاران در صورتی موفق خواهند بود که از  این هوش خود استفاده کنند. معمولا  جوانان و نوجوانانی که هوش میان‌فردی بالایی دارند، می‌خواهند رهبری افراد  هم‌سن خود را برعهده بگیرند، به خوبی با آن‌ها ارتباط برقرار کنند و  احساسات و انگیزه آن‌ها را درک کنند.

  • هوش بدنی:

هوش برخورداری از مهارت‌های فردی است و لازمه‌ آن، ارتباط ذهن و بدن است. این افراد از انجام کارهای فیزیکی لذت می‌برند، حرکات بدن خود را به خوبی کنترل می‌کنند و با مهارت اشیا را جابه‌جا می‌کنند. افرادی مانند ورزشکاران، جراحان و صنعت‌گران از این هوش بهره‌مند هستند.

  • هوش کلامی:

توانایی توضیح، بیان احساسات و مفهوم کلمات است. شاعران، رمان‌نویسان و سخنران‌های عمومی هوش کلامی بالاتری نسبت به بقیه دارند. این  نوع هوش به افراد کمک می‌کند تا مفهوم کلمات و جملات را درک کنند و منظور  خود را به خوبی به مخاطبان خود برسانند. جوانان و نوجوانانی که هوش کلامی  بالایی دارند معمولا به نویسندگی علاقه دارند و از کارهایی مانند مطالعه  کتاب و حل جدول لذت می‌برند.

  • هوش درون‌فردی:

توانایی شناخت فرد از خودش، احساساتش و  خواسته‌هایش است. اگر این هوش را داشته‌ باشید به‌راحتی می‌توانید برای  آینده خود برنامه‌ریزی کنید. روانشناسان و رهبران هوش درون‌فردی بالایی  دارند. هوش درون‌فردی فقط به  ارتباط فرد با خودش محدود نمی‌شود؛ بلکه شامل ارتباط آن‌ها با افراد دیگر  نیز می‌شود. جوانان و نوجوانانی که هوش درون‌فردی بالایی دارند ممکن است  خجالتی به نظر برسند؛ اما آن‌ها به احساسات خود کاملا مسلط هستند و انگیزه  درونی بالایی برای رسیدن به اهداف خود دارند.

مقاله هوش و سازگاری زیستی

مقاله هوش و سازگاری زیستی

هوش و سازگاری زیستی عنوان این مقاله از سایت دانلود آرتیکل می باشد که قصد ما این است که اطلاعات خوبی را در این باره در اختیار شما عزیزان قرار دهیم. مطالبی که در این مقاله آمده است از این قرار می باشد : در ابتدای مقاله، مقام هوش در سازمان ذهنی مورد بررسی قرار گرفته شده است. سپس هوش به طور مفصل تعریف شده است. در ادامه تفسیرهای ممکن هوش طبقه بندی شده است. هوش و ادراک موضوع بعدی است که در این مقاله دیده می شود. یکی دیگر از مطلبی که در این مقاله وجود دارد، موضوع نظریه شکل و تعبیر آن از هوش می باشد. و چندین موضوع دیگر … .

هوش-و-سازگاری-زیستی.jpg

هوش و سازگاری زیستی

به طور ساده و روان اگر بخواهیم بحث را شروع کنیم، هر رفتاری که در خارج از درون ما انجام می شود (البته از نوع فعل) و یا این‌که آن فعل جنبه درونی داشته باشد و به‌صورت فکر و اندیشه نشان داده شود، به آن یک نوع از سازگاری گفته می شود. فرد موقعی منشأ فعل شناخته می شود که به چیزی نیاز داشته باشد، یعنی چه؟ یعنی تعادلی که بین فرد و محیط اطرافش وجود دارد، به طور موقت به هم خورده باشد و منظور از فعل آن است که مجدداً تعادل را بین محیط و اورگانیسم برقرار سازد و یا به عبارت دیگر محیط را با فرد سازگار کند. بنابراین می توان رفتار فرد را یک مورد ویژه نامید چرا که تبادل بین فرد و دنیای خارجی اش است. اگر بخواهیم منظور چند خط بالا را در یک جمله بیان کنیم : رفتار فرد مجموعه ای از تبادلات کنشی می باشد که این خود شامل دو مورد مهم می باشد که به هم وابسته اند و آن دو جنبه عاطفی و جنبه شناختی می باشند.

هوش_و_سازگاری_زیستی.jpg

تعریف هوش

پاسخ به این سئوال بستگی به فردی دارد که از او این سئوال پرسیده می شود. همچنین در چه مکانی، زمانی و همین طور نظام های گوناگون پاسخ ها بسیار متفاوت خواهند بود.

استفاده از واژه هوش زیاد به‌کار برده می شود. ما پیوسته هم‌نوعان خودمان را، مخصوصاً کودکان را با کلمه های تیزهوش یا کم‌هوش، یاهوش یا بیهوش … نام‌گذاری می کنیم، یا در فکر خود یکی از این صفات را به آنان نسبت می‌دهیم. با وجود این اگر از ما پرسیده شود که هوش چیست؟، در جواب دادن به این سئوال دچار زحمت می شویم.

هوش کلمه ای می باشد که نه تنها معنای روان‌شناختی دارد بلکه وارد واژگان عامیانه و غیر حرفه ای جامعه در دنیای امروزی نیز شده است. به نظر می رسد که هر کس سعی می کند که جواب این سئوال را بداند که واقعاً هوش چیست؟ علی‌رغم تقریباً یک قرن گذشته، تعریف و نظریه پردازی در خصوص هوش هنوز اختلافات عمیقی در چگونگی تعریف و مفهوم سازی آن وجود دارد. بخشی از مشکل ناشی از این است که هوش در معنای فیزیکی وجود ندارد. برخلاف وزن یا قد، هوش را نمی توانیم به‌طور مستقیم مشاهده کرد. وجود یا فقدان و همچنین میزان آن را باید به‌طور غیرمستقیم درک کرد که حتی انجام دادن این کار نیز کار ساده ای به نظر نمی رسد.

به طور کلی و به زبان ساده، هوش قابل لمس نیست و نمی توان آن را احساس کرد، بلکه یک نوع صفت و مفهوم می باشد که از آن به عنوان توانایی عقلی و فکری یاد می شود.

هوش-سازگاری-زیستی.jpg

تفاوت میان هوش انتزاعی و هوش حسی حرکتی

برای درک مکانیسم تشکیل اعمال، قبلاً باید این نکته را در نظر داشت که چه باید ساخته شود، یعنی چیزی که آگاهی حسی – حرکتی برای رسیدن به مقام فکر انتزاعی، بدان نیاز دارد. در حقیقت، هیچ چیز سطحی تر از این نیست که فرض کنیم ساختمان هوش در همان سطح عملی به کمال می رسد و آن وقت برای توضیح این نکته که هوش سازنده مزبور چگونه به صورت فکر منطقی در می آید به زبان و تجسم تصویری توسل جوییم.

در واقع، منحصراً از دیدگاه کنشی است که می توان در آگاهی حسی – حرکتی، معادل عملی طبقات و روابط و استدلالات و حتی گروه‌های تغییر موقع را در قالب تجربی تغییرات موقع واقعی بازیافت. میان هماهنگی های حسی – حرکتی و هماهنگی های انتزاعی، از دیدگاه ساخت و در نتیجه از دیدگاه تاثیر، تعدادی تفاوت های اساسی، چه از لحاظ ماهیت خود هماهنگی ها و چه از لحاظ فواصلی که توسط فعل طی می شود، یعنی وسعت میدان کاربرد آن، وجود دارد.

نخست اینکه افعال مربوط به آگاهی حسی – حرکتی منحصراً عبارت از این است که ادراکات متوالی و حرکات واقعی و هم متوالی را با یکدیگر هماهنگ سازند، و جز به توانایی های چند از حالات، که از راه پیش بینی های کوتاه یا بازسازی ها به هم مربوط هستند و لیکن هیچ گاه به یک تجسم کلی منجر نمی گردد، قابل تحویل یا تجزیه نیستند. تجسم کلی به این شرط تحقق می یابد که فکر، حالات را همزمان گرداند و در نتیجه از قید جریان موقتی فعل رها کند. به بیانی دیگر، هوشی حسی – حرکتی به مثابه فیلم آهسته ای عمل می کند که همه مناظر آن را متوالیاً به روشنی می توان دید بی آنکه اختلاطی در میان باشد و در نتیجه بی آنکه مشاهده مداوم آن برای درک همه آن واجب آید.

دوم اینکه، به همان دلیل، هدف یعنی توفیق فعل هوشمندانه حسی – حرکتی منحصراً ارضای عملی، یعنی توفیق فعل است و نه شناخت محض. این فعل نه در جستجوی توضیح است و نه به دنبال طبقه بندی یا مشاهده محض، هیچ علتی را به معلول آن مربوط نمی سازد، چیزی را طبقه بندی یا مشاهده نمی کند مگر به منظور هدفی ذهنی (شخصی) جدا از جستجوی حقیقت. هوش حسی – حرکتی بنابراین هوشی است عملی و به هیچ روی مسبوق به تفکر و تامل نیست.